Get a site

پایان نامه بررسی تطبیقی جایگاه زن در قرآن و حدیث و فمینیسم با نگاهی به ریشه ها و سیر تاریخی آن

پایان نامه رشته :علوم قرآن و حدیث

عنوان : بررسی تطبیقی جایگاه زن در قرآن و حدیث و فمینیسم با نگاهی به ریشه ها و سیر تاریخی آن

وزارت علوم، تحقیقات و فناوری

دانشکده اصول الدین

 رساله دکتری علوم قرآن و حدیث

 

موضوع

بررسی تطبیقی جایگاه زن در قرآن و حدیث و فمینیسم

با نگاهی به ریشه ها و سیر تاریخی آن

 

استاد محترم راهنما

جناب آقای دکتر تاجری نسب

اساتید محترم مشاور

جناب آقای دکتر پهلوان

جناب آقای دکتر آذر شب

۱۳۹۲

فهرست اجمالی مطالب
عنوان                                       صفحه
چکیده ۱
مقدمه.۲
فصل اول: کلیات و مفاهیم

  • بیان مسأله.۸
  • ضرورت انجام تحقیق.۸
  • پیشینه ۸
  • سؤالات.۹
  • فرضیه ها۱۰
  • روش تحقیق.۱۱
  • مفاهیم۱۲

فصل دوم:جایگاه زن درمکتب فیمنیسم
مقدمه فصل۲۰
بخش اول: زمینه های تاریخی جهان و خاستگاه جغرافیایی پیدایش فمینیسم.۲۲

۱-  جایگاه زن در مصر.۲۴

۱-۱- قبل از نفوذ یونانیان .۲۵
۱-۲- پس از نفوذ افکار یونانیان۲۷

  • جایگاه زن در چین.۲۸

۲-۱-پیش از انقلاب چین.۲۸
۲-۲- پس از انقلاب چین۳۲

  • جایگاه زن در یونان۳۵
  • جایگاه زن در انگلیس.۳۸
  • جایگاه زن در فرانسه.۴۱

بخش دومریشه ها و عواما پیدایش مکتب فمنیسم۴۶
مقدمه۴۶
۱- آراء و نظرات فلاسفه در باره زنان .۴۶
۱-۱- دیدگاه افلاطون۴۸
۱-۱-۱-رفتار شناسی زنان از دیدگاه افلاطون. ۴۹
۱-۱-۲- دیدگاه افلاطون در باره تساوی طبیعت و استعدادهای زنان و مردان.۵۴
۱-۱-۳-دیدگاه افلاطون در باره نهاد خانواده.۵۵
۱-۲- دیدگاه ارسطو.۶۰
۱-۲-۱-رفتار شناسی زنان از دیدگاه ارسطو۶۰
۱-۲-۲- دیدگاه ارسطو در باره نهاد خانواده۶۳
۱-۳- دیدگاه ژان ژاک روسو.۶۵
۱-۳-۱-رفتار شناسی زنان از دیدگاه ژان ژاک روسو۶۶
۱-۳-۲- دیدگاه روسو در باره نهاد خانواده۷۴
۱-۳-۳- دیدگاه روسو در باره تأثیر محیط بر انسان.۷۴
۱-۴-رفتار شناسی زنان از دیدگاه فردریش نیچه.۷۵
۲- عوامل فرهنگی۷۸
۳- عوامل اجتماعی و محیطی.۸۳
۴-عوامل حقوقی.۹۲
۵-عوامل اقتصادی.۹۷
۶-عوامل سیاسی۹۹
۶-۱- بی توجهی به زنان در وضع قوانین جهانی.۱۰۰
۶-۲- قرار گرفتن زنان در اقلیت جامعه سیاسی.۱۰۱
۶-۳- عدم توجه به زنان در رسیدن به قدرت.۱۰۱
۷- عوامل مذهبی .۱۰۲
۷-۱-زن در آئین علمای یهودی۱۰۳
۷-۲- زن در آئین علمای مسیحی.۱۰۵
۷-۳-زن در فرهنگ مسلمین۱۱۰
بخش سوم:امواج سه گانه فمینیسم۱۱۱
مقدمه ۱۱۱

  • موج اول فمینیسم و زمینه های ظهور آن۱۱۳

۱-۱-عوامل شکل گیری موج اول.۱۱۴
۱-۲-درخواست های موج اول.۱۱۶
۱-۳- پیامدهای موج اول۱۲۱
۱-۳-۱-پیامدهای مثبت موج اول. . ۱۲۱
۱-۳-۲-پیامد منفی موج اول۱۲۴
۲- موج دوم فمینیسم و زمینه های ظهور آن.۱۲۷
۲-۱-عوامل شکل گیری موج دوم.۱۲۸
۲-۱-۱-تأثیر سرمایه داری بر موقعیت زنان .۱۲۸
۲-۱-۲-آگاهی زنان از موقعیت فرودستشان با نگارش کتاب ها۱۳۰
۲-۱-۳-تشکیل سازمان هایی در دفاع از حقوق زنان۱۳۱
۲-۲-درخواست های موج دوم۱۳۲
نظرات گرایش معتدلتر موج دوم.۱۳۳
۲-۳-   دستاوردهای مهم موج دوم فمینیسم.۱۳۴
۲-۳-۱-پیامدهای مثبت موج دوم. ۱۳۴
۲-۳-۲-پیامد های منفی موج دوم ۱۳۵
۲-۴-نقد موج دوم.۱۳۷
۳-  موج سوم فمینیسم و زمینه های ظهور آن. ۱۳۹
مقدمه. ۱۳۹
۳-۱-عوامل شکل گیری موج سوم. ۱۴۰
۳-۱-۱-پیدایش تفکّر پست مدرنیسم ۱۴۰
۳-۱-۲-نگارش کتاب هایی در تأیید بر ویژگی زنانه و ضرورت نقش مادر.۱۴۱
۳-۱-۳-اعتراض به باورهای افراطی موج دوم۱۴۲
۳-۲- درخواست های موج سوم.۱۴۲
۳-۳-  ویژگی موج سوم۱۴۴
۳-۳-۱-تأکید بر تفاوت های بین زنان۱۴۴
۳-۳-۲-ایجاد مبانی نظری.۱۴۴
۳-۳-۳-تولید دانش زنانه۱۴۶
۳-۳-۴-عدم تعمیم صفات در تمامی افراد یک جنس۱۴۶
۳-۳-۵-نگارش مردانه تاریخ۱۴۷
۳-۳-۶-تعاملات زبانی.۱۴۸
بخش چهارم: گرایش ها و مکاتب فکری فمنیستی.۱۵۰
مقدمه.۱۵۰
۱-فمینیست های لیبرال/ اصلاح طلب۱۵۱
۱ -۱- دیدگاه فمنیست لیبرال۱۵۱
۱-۲- نظریه پردازان فمنیست لیبرال ۱۵۵
۱-۳-بررسی و نقد فمنیست های لیبرال ۱۵۶
۲-فمینیست های رادیکال/انقلابی۱۵۷
۲-۱-دیدگاه فمینیست رادیکال۱۵۸
۲-۲-نظریه پردازان فمینیست رادیکال۱۶۱
۲-۳-اهداف فمینیسم رادیکال.۱۶۳
۲-۴- محورهای مبارزه و ابزارهای مبارزاتی فمینیسم رادیکال. ۱۶۴
۳-فمنیست های مارکسیست.۱۷۰
۳-۱-دیدگاه فمینیست های مارکسیست.۱۷۰
۳-۲-نقد نظرات فمینیست مارکسیست.۱۷۲
۴- فمینیست های سوسیالیست۱۷۳
۴-۱-دیدگاه فمینیست های سوسیالیست.۱۷۴
۴-۲- نتایج جنبش های فمینیستی بر اساس زمان.۱۷۴
بخش پنجم: پیامدهای کلی فمینیسم۱۷۷
مقدمه ۱۷۷
۱-پیامدهای مثبت فمینیسم.۱۷۸
۲- پیامدهای منفی فمینیسم.۱۸۱
فصل سوم:جایگاه زن از دیدگاه قرآن و روایات

     مقدمه فصل۱۸۶

بخش اول: تساوی زن و مرد در برخورداری از مواهب تکوینی و تشریعی(هدایتی)۱۸۷

۱- وحدت در آفرینش و برخورداری از مواهب دنیوی.۱۸۷
۲-وحدت در دعوت و برخورداری از مواهب تشریعی(هدایتی)۱۹۱
بخش دوم: جایگاه مختص رفتاری و حقوقی زن.۱۹۴
۱-جایگاه مختص رفتاری۱۹۵
۱-۱- جایگاه رفتاری زن در مقابل خود.۱۹۵
۱-۲- جایگاه رفتاری زن در مقابل همسر(یا نقش آفرینی زن در عرصه خانواده)۱۹۷
۱-۳- جایگاه رفتاری زن در مقابل فرزند ۲۰۴
۱-۴- نحوه عملکرد( یا جایگاه رفتاری ) زن در مقابل جامعه.۲۱۲
۲- جایگاه مختص حقوقی زن .۲۱۴
۲-۱- عملکرد مرد در مقابل همسر (حقوق زن در مقابل همسرداری).۲۱۴
۲-۲-عملکرد پدر در مقابل فرزند دختر.۲۲۵
۲-۳- عملکرد فرزند در مقابل مادر(حقوق مادر در قبال تولد و تربیت فرزند)۲۳۳
۲-۴- (عملکرد یا) وظایف جامعه ی اسلامی در مقابل زن۲۳۸
بخش سوم :جایگاه متعادل اخلاقی، عملی و حقوقی زن و مرد ۲۴۱
۱- جایگاه متعادل اخلاقی۲۴۱
۲-جایگاه متعادل عملی( رفتاری ) .۲۴۵
۲-۱-اعمال متعادل فردی۲۴۵
۲-۲-اعمال متعادل جمعی.۲۴۶
۳-جایگاه متعادل حقوقی.۲۵۱
۳-۱-حقوق دنیوی .۲۵۲
۳-۲- حقوق اخروی.۲۵۴
بخش چهارم : نقش زن و مرد در تکامل متقابل یکدیگر.۲۵۵
پایه گذاری خانواده. .۲۵۷
بخش پنجم: مشارکت زنان .۲۵۸
۱-مشارکت اجتماعی و اقتصادی زنان.۲۵۸
۲- مشارکت سیاسی و نظامی زنان۲۷۰
۳ – مشارکت فرهنگی.۲۷۹
فصل چهارم:مقایسه تطبیقی دو مکتب اسلام و فمینیسم نسبت به زن
مقدمه فصل۲۹۱
 بخش اول: هویت مختص زن . .۲۹۶
۱-مختصات جسمانی۲۹۸
۲- مختصات روحی .۳۰۰
بخش دوم: نگاه تطبیقی به جایگاه زن در دو مکتب.۳۰۳
۱- اختلاف نگرش به هویت جنسی زن۳۰۴
۱-۱- دیدگاه فمینیسم نسبت به هویت جنسی زن۳۰۸
۱-۲-دیدگاه اسلام نسبت به هویت جنسی زن۳۱۳
۲ – اختلاف در نوع نگرش به جنس مذکر.۳۱۷
۲-۱- نگرش فمینیسم نسبت به جنس مذکر. .۳۱۷

  • تأکید بر تقابل و دشمنی مردان نسبت به زنان . ۳۱۷
  • نفی موضع ضد مردانه. .۳۱۸

۲-۲- نگرش آیات و روایات نسبت به مردان۳۱۹
۳- اختلاف در نوع نگرش به زندگی مشترک و بنیاد خانواده. .۳۱۹
۳- ۱-دیدگاه فمینیسم در نوع نگرش به تشکیل خانواده و زندگی مشترک۳۲۰
۳-۱-۱-شکست نهاد خانواده به دلیل حضور در حوزه عمومی۳۲۰
۳- ۱-۲-تأکید بر نهاد خانواده و حضور در حوزه خصوصی.۳۲۲
۳- ۱-۳-تأکید بر نهاد خانواده همراه با برابری همسران در حوزه خصوصی و عمومی.۳۲۲
۳- ۱-۴-تأکید بر نهاد خانواده همراه با حضور در حوزه عمومی.۳۲۳
۳- ۲- دیدگاه اسلام در نوع نگرش به تشکیل خانواده و زندگی مشترک۳۲۳
۴ – اختلاف در نوع نگرش به نقش «مادری»۳۲۴
۴-۱- دیدگاه فمینیسم در نوع نگرش به نقش «مادری».۳۲۴
۴-۲- دیدگاه اسلام در نوع نگرش به نقش «مادری».۳۲۶
۵ – اختلاف در نوع نگرش به فعالیت های اجتماعی زن .۳۲۸
۵-۱- دیدگاه فمینیسم در نوع نگرش به فعالیت های اجتماعی زن.۳۲۸
۵-۲-دیدگاه اسلام در نوع نگرش به فعالیت های اجتماعی زن.۳۳۱
۶ – اختلاف در نوع نگرش به فعالیت های سیاسی زن.۳۳۴
۶ -۱- دیدگاه فمینیسم در نوع نگرش به فعالیت های سیاسی زن.۳۳۴
۶-۲- دیدگاه اسلام در نوع نگرش به فعالیت های سیاسی زن ۳۳۵
۷- اختلاف در نوع نگرش به مفهوم آزادی.۳۳۵
۷-۱- دیدگاه فمینیسم در مورد آزادی. .۳۳۶
۷-۲- دیدگاه اسلام در مورد آزادی ۳۳۷
۸- قانونگذار در دو مکتب۳۳۸
یافته ها۳۴۵
پیوست.۳۴۷
کتابشناسی.۳۵۱

 مقدمه

حمد بی حد و ثناء بی پایان ذات پاکی را سزاست که از نفسی واحد مرد و زن را آفرید[۱]و در حقیقت و هویت انسانی آن ها، تفاوتی قرار نداد و روح خدا را [۲] تشکیل دهنده آن حقیقت، نهاد و بدن را ابزاری در اختیار روح گذاشت تا بتواند به کمالات انسانی نائل گردد. برای رسیدن آدمی به این کمالات بنابر اقتضای ربوبیتش، راهنمایی بشر را به عهده گرفت و هدایت او را از طریق فطرت[۳] و ارسال رسل و انزال کتب[۴] تضمین نمود و چارچوبی قانونمند را در نظام هستی استوار گرداند و آن را حدود الهی شمرد[۵]و در طرح قوانین به دو معیار راستی و عدالت توجه اساسی و محوری نمود[۶]و پایه و اساس آن ها را ابزارهای وجود انسان و نیازهای جامعه قرار داد.

پاکترین درود و تحیّت بر پیامبران و برگزیدگان راه خدا و طریق هدایت بسوی معارف حقه او باد، که با ارشاد خود بشر را از ظلمتکده جهل به وادی ایمن انوار علم و دانش الهی رهبری نمودند. خاصه خاتم الانبیاء و سید المرسلین محمد بن عبد الله صلی الله علیه و آله و جانشینان او، سید الوصیین و امام المتقین و امیرالمؤمنین علی بن ابیطالب و یازده فرزند امجد او که کاروان بشر را به سوی کمال و لقاء الهی رهنمون شدند و انسان را به آخرین منزل خود که مقام مقربین و صدیقین و مخلّصین است، به قرب الهی رهبری کردند.
و سلام و درود فراوان بر دردانه نبی اکرم، ام ابیها، بنت رسول الله و خیر و کوثر جهانیان که پا به گیتی نهاد و نبوت را دختر و ولایت را همسر و امامت را مادری شایسته بود. او که فضائل انسانی اش برای جهانیان سرمشق و نمونه است و قیام و قعودش حجت بر عالمیان، او که قلم از نگارش اوصافش ناتوان و عقول از درک آن متحیر است.

خداوند تبارک و تعالی انسان ها را آفرید و رمز فضیلت و برتری آن ها را در تقوا[۷] نهاد و آن را سرمایه ای دست یافتنی توسط زن و مرد قرار داد. به واسطه رنگ، نژاد، جنسیت. . .آن ها را امتیاز نبخشید و بشر را با توجه به هویت مشترک و مختص، شرایط، تفاوت ها و امکانات، موظف به انجام اعمالی مشترک و مختص نمود و برای اصناف و گروه های مختلف قوانین و مقررات مشخصی را طرح کرد و در مقابل وظایف و اعمال مشترک، حقوقی مشترک را برای انسان ها در نظر گرفت؛ حق حیات، مساوات، آزادی، تعیین سرنوشت. . . و انسان ها را در راه کسب این حقوق مساوی قرار داد و در مقابل وظایف اختصاصی، حقوقی خاص تعیین نمود، حق سرپرستی (قیومیت)، حق همسری، حق مادری، حق فرزندی . .

زن و مرد را در هویت انسانی همپا و همسنگ یکدیگر معرفی نمود و برای مشارکت آن ها در تصمیمات سیاسی، اقتصادی و اجتماعی،. . . زمینه های لازم را فراهم آورد و بر هرکدام از این امور، آدابی خاص وضع نمود که متناسب با هویت جنسی انسان باشد تا بدین روی وظایف اختصاصی و مشترک افراد دچار خدشه و آسیب نگردد.

انسان ها را به تشکیل زندگی مشترک امر نمود تا ضمن تداوم نسل بشر، کانون خانواده را محل و منشأ آرامش و صمیمیت، انس و الفت قرار دهد و فطرت زن را زمینه ساز مهر و مودتی آفرید تا سلامت روانی، رشد و کمال افراد خانواده بر آن استوار باشد و فرمود: «وَ مِنْ ءَایَاتِهِ أَنْ خَلَقَ لَکمُ مِّنْ أَنفُسِکُمْ أَزْوَاجًا لِّتَسْکُنُواْ إِلَیْهَا وَ جَعَلَ بَیْنَکُم مَّوَدَّهً وَ رَحْمَهً  إِنَّ فىِ ذلِکَ لاَیَاتٍ لِّقَوْمٍ یَتَفَکَّرُونَ»[۸] همو آسایش و سکون همسر را به وجود زن میسر گرداند و فرمود: «هُوَ الَّذِى خَلَقَکُم مِّن نَّفْسٍ وَاحِدَهٍ وَ جَعَلَ مِنهْا زَوْجَهَا لِیَسْکُنَ إِلَیهْا. . .»[۹] خداوند تبارک و تعالی از زوجین خواست تا پس از پیمان ازدواج متعهد شوند که در غم و شادی، سختی و راحتی پشتیبان و امانتدار هم بوده و حافظ اسرار یکدیگر باشند و آن تعهد را به پوشش یکدیگر تشبیه نمود و فرمود:« . . هُنَّ لِبَاسٌ لَّکُمْ وَ أَنتُمْ لِبَاسٌ لَّهُن‏ . . »[۱۰]
اما از ابتدای تاریخ در بسیاری از جوامع جنس مؤنث با فراز و نشیب های فراوانی روبرو شد. گاه همپای مردان به تأمین نیازهای زندگی پرداخت و بیشتر اوقات خود را در محیط خانه صرف تربیت کودکان، رفع نیازهای روزمره و ایجاد آرامش در خانواده نمود و جایگاهی والا اختیار نمود و گاه او را عامل هر نوع شر و گناهی دانستند که در تعقل ضعیف، کینه توز، دروغگو و حقیر است و او را موجودی بی ارزش برشمردند و از داشتن فرزند دختر شرمسار بودند و در نتیجه او را به انحاء مختلف از بین می بردند یا در صورت تولد او را در معرض فروش می گذاشتند و همچون بردگان با او رفتار می کردند. دختر تنها در زمانی می توانست به زندگی ادامه دهد که مأمور به خدمت رسانی پدران و شوهران باشد. بدین روی مردان خود را مالکان جنس مؤنث دانستند که می توانند در مملوک خود به هر نحوی که مایلند دخل و تصرف نمایند و بانوان نیز در نقش خدمتکاران خانگی و وسیله تمتع مردان مجبور بودند، زندگی ملال آور را تحمل نمایند و به نابرابری های اجتماعی راضی باشند.
با گذشت ایام و پس از انقلاب صنعتی، نیز اوضاع برای زنان تغییر نکرد بلکه ارزش کار بر اساس ایجاد درآمد و حضور در جامعه سنجیده شد و این درک ایجاد شد که کار در محیط خانه بی ارزش بوده و در آمدی ایجاد نمی کند. از طرفی نظام تولید خانگی که با محوریت زنان فعالیت می نمود، جای خود را به نظام کارخانه ای داد. ابزارهای تولید تکامل یافت و نیاز به توانایی و قدرت بیشتر و نیروی کار آموزش دیده ی ماهر بوجود آمد. با رونق یافتن کار در کارخانه ها و نیاز به حضور بیشتر فرد در خارج از خانه، مشاغل به شکلی در آمد که لازم بود افرادی به آن بپردازند که قادر هستند تمام وقت خود را صرف آن نمایند. قدرت جسمانی کمتر زن و نیاز به صرف وقت بیشتر در محیط خانه بدلیل نقش مادری و خانه داری، شکافی بین فعالیت های زن و مرد ایجاد نمود به طوری که نیروی کار مردان جایگزین نیروی کار زنان شد و زنان قربانیان و مردان بهره وران فرآیند توسعه گردیدند. بنابراین فعالیت زنان، به صورت کار نامشهود و بدون دستمزد بود.
تغییر در فرهنگ جامعه تحت نفوذ عوامل متعددی مانند مذهب، اجتماع، فلسفه نیز علیه زنان شتافت و آن ها را در موضع ضعف قرار داد و موجب گردید حقوق شهروندی، علم آموزی، حریت، حیات، تملک، مادری و در نهایت حقوق انسانی او از بین برود.
عقیده به برتری مردان و در مقابل نگاه حقارت آمیز به زنان و اجازه هر نوع خشونت علیه آنان طرفداران حقوق زن را برآن داشت تا به مبارزه با وضعیت موجود اقدام نمایند. اولین فریادهای جدی فمنیستی در پایان دادن به تابعیت زنان، در قرن هفدهم، در انگلیس شنیده شد. سپس در طول ۲۰۰ سال بعد، نداهای بیشتری در هم آمیخت و در فرانسه و ایالات متحده به گوش رسید. فمنیسم سازمان یافته، هم زمان با رشد سرمایه داری و تغییر و تحولات سیاسی و اقتصادی ناشی از آن ظهور کرد و حرکت منسجم زنان در قرن نوزدهم در فرانسه گسترش یافت و نام فمنیسم به خود گرفت. فمینیسم‏‏ ارزش هر فرد را در امور فراخانوادگی و فعالیت های اجتماعی او دانست و رشد شخصیت اجتماعی را در رشد استقلال مالی دید. در نتیجه تنها راه نجات زنان از ظلم و ستم را حضور در جامعه بیان نمود و از زنان خواست تحت هر شرایطی در اجتماع حاضر شوند و به فعالیت های اجتماعی بپردازند تا به برابری و تشابه کامل با مردان نائل شوند. ورود زنان در صحنه اجتماع باعث رشد اطلاعات و آگاهی های اجتماعی و سیاسی آنان گردید و آنان به این نتیجه رساند که می توانند در خارج از منزل شغل انتخاب کنند ودارای استقلال مالی باشند.
اما حرکات مثبت و متعادل یا مبارزات زیاده خواه و آشفته سازی که در کشورهای غربی پدید آمده و داعیه نجات و آزادی جنس زن را فریاد کرده اند یا بازتاب انسانی تبعیضات و تضییقات پیشین این جوامع نسبت به نسوان بوده اند و یا در زیر چنین پوشش دلسوزانه و بشر دوستانه ای برخی خیالات آزادمندانه و تمنیات دنیاپرستانه خود را دنبال کرده اند که این امر نیاز به بررسی دقیق دارد.
در مقابل این مکتب بشری که داعیه نجات بانوان از ظلم و ستم حاکم بر جوامع را داشت، مکتب الهی اسلام، دو هویت برای افراد قائل شد؛ هویت انسانی که پایه و اساس انسانیت و در رتبه برتر و درجه عالی تر است و مشترک بین زن و مرد می باشد. این هویت انسانی، وظایف و حقوقی مشترکی در پی دارد و هویت جنسی مختص نیز وظایف و حقوق خاصی به دنبال دارد. بدین روی در بین انسان ها از لحاظ جنسی اختلاف هایی دیده می شود که این تفاوت ها دلالتی بر تبعیض و ترجیح گروهی بر گروه دیگر نمی باشد، بلکه تبعیض و بی عدالتی زمانی هویدا می شود که موجودات خارج از جایگاه خاص و مناسب خود قرار گیرند، به صفات و ویژگی های مخصوص  آن ها توجه نشود و فعالیتی فوق یا خارج از طاقت و ابزارهایشان از آن ها خواسته شود.
بدین روی اسلام در زمانی که برخی از جوامع تحمل وجود فیزیکی زن را نداشتند، و گاه او را همریف بردگان و کودکان می دانستند و زن را از لحاظ عقلی ناتوان بر می شمردند و بدین روی شهروند محسوب نمی کردند و حتی به جرم مؤنث بودن زنده به گورش می کردند، و حق حیات او با مرگ همسرش به اتمام می رسید و به همراه او دفنش می نمودند و در زمانی که نه تنها مالک و صاحب مالی نبود و آن چه به عنوان جهیزیه به خانه شوهر برده بود، در تعلق همسرش می بود، بلکه بعد از فوت همسر به ارثش  نیز می بردند،[۱۱] به او ارزش و مقام والایی عطا نمود و ارزش های انسانی و جنسی او را یادآور شد[۱۲] و هرگز به عنوان جنس دوم به او ننگریست و با اعتقاد به فرودستی زنان مبارزه نمود[۱۳]و ارزش های اخلاقی و معنوی را جنسیت بردار ندانست.
این رساله تحت عنوان «بررسی تطبیقی جایگاه زن در قرآن و حدیث و فمینیسم‏‏ با نگاهی به ریشه ها و سیر تاریخی آن» به بررسی موقعیت بانوان در دیدگاه های فمینیسم‏‏ به عنوان تنها مکتب بشری مدعی احیای حقوق زنان می پردازد و آن را با جایگاه زن در مکتب الهی اسلام مورد مقایسه قرار می دهد تا مشخص شود فمینیسم‏‏ تا چه حدی توانسته به احیای حقوق بانوان دست یابد و راهبردهای آن تا چه حدی مطابق با فطرت و نیازها زنانه بوده است و تلاش فمینیسم‏‏ در احیاء هویت انسانی زن، همراه با احیاء هویت جنسی و نیازهای فطری او یا فراموشی این هویت بوده است. در راهکارهای فمینیسم‏‏ موجب احیای حقوق زن گردیده یا با نام آزادی او را در بند شهوات مردان گرفتار کرده است و در مقابل اسلام تا چه اندازه به حقوق زنان توجه نموده و قوانین و دستورات آن بر پایه هویت انسانی و جنسی زن بوده است.
این رساله در فصل اول به بیان کلیات بحث می پردازد که شامل: «مباحث مقدماتی و طرح بحث و فرضیات و سؤالات، بیان پیشینه بحث» است.
– فصل دوم در باب بررسی جایگاه زن در مکتب فمینیسم‏‏ تدوین یافته تا ضمن تبیین علل و ریشه های پیدایش فمینیسم‏‏ خواننده را با عوامل شکل گیری این مکتب آشنا سازد و در جریان مهمترین جنبش ها و امواج اعتراض آمیز طرفداران حقوق زنان قرار دهد و پیامدهای مثبت و منفی این نهضت ها که گاه به نفع جنس زن و گاه به ضرر او بوده را ارزیابی نماید.
– فصل سوم نویسنده به تبیین جایگاه زن در آیات قرآن کریم و روایات پرداخته و هویت انسانی و جنسی او را مورد بررسی قرار داده تا به دیدگاه اسلام در باره جایگاه مشترک بین زن و مرد و جایگاه مخصوص و ویژه بانوان دست یابد.
در فصل چهارم به بررسی تطبیقی «جایگاه زن» در اسلام و فمینیسم‏‏ پرداخته تا بدور از هرگونه تعصب به مقایسه این دو دیدگاه بپردازد و مشخص نماید آیا فمینیسم‏‏ که داعیه جانبداری از حقوق زن را دارد، توانست شأن و شخصیت والایی برای او قائل شود و یا اسلام در روزگاری که همه عالم زن را تحقیر می کردند، مقام والای او را ستود و جایگاه ویژه او را توسط نبی اکرم صلی الله علیه و آله تبیین نمود.
قابل ذکر است که:

  • از دیدگاه طرفداران حقوق زن، فمینیسم‏‏ به دلیل عدم پاسخگویی به نیازها و درخواست های زنان و عدم توانایی در احیای تمامی حقوق بانوان دچار فراز و نشیب هایی شد. لذا با ایجاد جنبش ها و موج های متعدد که هر یک به نوعی موج قبل را مورد نقد قرار می داد و گاه تلاطم یک موج در درون خود منجر به ایجاد دیدگاه های ضد و نقیض در همان موج می گردید(مانند دیدگاه افراطی و متعادل در موج دوم) فصل دوم به دلیل بیان این فراز و نشیب ها از لحاظ حجم بیش از فصل سوم می باشد. در فصل سوم دیدگاه اسلام وجود دارد که در طول تاریخ با دگرگونی مواجه نشد و قوانین آن با گذشت ایام تغییر نیافت. بدین روی حجم کمتری را به خود اختصاص داده است.
  • از طرفی این رساله به طرح مباحث حقوقی زن و پاسخ به مسائل مربوطه مانند دیه، سهم الارث، شهادت زن و . . . نمی پردازد. لذا نویسنده به حوزه فقهی اسلام در باره بانوان، علت ها و شرایط آن وارد نشده است.
  • به دلیل حجم زیاد رساله، نویسنده از بیان فمینیسم‏‏ در ایران صرف نظر کرده است.
  • گرچه لازم است عنوان رساله با چینش فصول آن هماهنگ باشد، ولی نویسنده به دلیل جدید بودن بحث فمینیسم و نیز درک بهتر جایگاه زن در آیات وروایات، ابتدا دیدگاه فمینیسم و سپس دیدگاه اسلام را در باره زن مطرح کرده است.

فصل اول
 
کلیات و مفاهیم
 

 

  • بیان مسأله:

در گذر زمان، تیره ها و تبارها، امت ها و ملت ها، فرهنگ ها و تمدن ها پدید آمدند با نگرش ها و گرایش های متفاوت به ویژه در باره منزلت و موقعیت «مردان» و «بانوان»، که مع الاسف در اغلب آن ها نسبت به حقوق و امتیازات زنان، نه فقط ارزش آن ها در نظر گرفته نشد بلکه در مقام عمل، حدود آن ها نیز رعایت نگردید. در حالی که اسلام در ۱۴ قرن پیش زنان و مردان را یکسان خواند و تنها تفاوت آن ها را در انجام عمل صالح و مزین شدن به ارزش های انسانی دانست و فرمود: « مَنْ عَمِلَ صَالِحًا مِّن ذَکَرٍ أَوْ أُنثىَ‏ وَ هُوَ مُؤْمِنٌ فَلَنُحْیِیَنَّهُ حَیَوهً طَیِّبَهً وَ لَنَجْزِیَنَّهُمْ أَجْرَهُم بِأَحْسَنِ مَا کَانُواْ یَعْمَلُون‏»[۱۴] و علت تفاوت آفرینش «مرد» و همسرش «زن»، با دو ساختار طبیعی متمم، را زمینه پذیرش دو گونه ساز و کار اجتماعی مکمل قرار داد تا با تشکیل خانواده علاوه بر بقای نسل، در نیل به قرب الهی کمک کار هم باشند.
[۱] -«یَأَیهَُّا النَّاسُ اتَّقُواْ رَبَّکُمُ الَّذِى خَلَقَکمُ مِّن نَّفْسٍ وَاحِدَه . . »النساء
[۲] -« فَإِذا سَوَّیْتُهُ وَ نَفَخْتُ فیهِ مِنْ رُوحی‏ فَقَعُوا لَهُ ساجِدینَ» الحجر/۲۹؛ ص/۷۲
[۳] -«. . . فِطْرَتَ اللَّهِ الَّتىِ فَطَرَ النَّاسَ عَلَیهَْا  . . .»الروم/۳۰
[۴] -« یَامَعْشرََ الجِْنّ‏ِ وَ الْانسِ أَ لَمْ یَأْتِکُمْ رُسُلٌ مِّنکُمْ یَقُصُّونَ عَلَیْکُمْ ءَایَتىِ . . »الانعام/۱۳۰
[۵] -«تِلْکَ حُدُودُ اللَّهِ وَ مَن یُطِعِ اللَّهَ وَ رَسُولَهُ یُدْخِلْهُ جَنَّتٍ تَجْرِى. . »النساء/۱۳
[۶] -«وَ تَمَّتْ کلَِمَتُ رَبِّکَ صِدْقًا وَ عَدْلًا  لَّا مُبَدِّلَ لِکلَِمَاتِهِ  . . »الانعام/۱۱۵
[۷] -«.إِنَّ أَکْرَمَکمُ‏ْ عِندَ اللَّهِ أَتْقَئکُمْ »الحجرات/۱۳
[۸] – الروم/۲۱
[۹] – الاعراف/۱۸۹
[۱۰] –البقره/۱۸۷
[۱۱] – ر.ک: فصل دوم
[۱۲] – ر.ک: فصل سوم
[۱۳] -ر.ک: اعتقاد به فرودستی زنان در جوامع مختلف از جمله انگلیس، فرانسه . . .
[۱۴] – النحل/۹۷
تعداد صفحه : ۴۹۴
قیمت : ۱۴۷۰۰ تومان

بلافاصله پس از پرداخت لینک دانلود فایل در اختیار شما قرار می گیرد

و در ضمن فایل خریداری شده به ایمیل شما ارسال می شود.

پشتیبانی سایت :        ****       [email protected]

در صورتی که مشکلی با پرداخت آنلاین دارید می توانید مبلغ مورد نظر برای هر فایل را کارت به کارت کرده و فایل درخواستی و اطلاعات واریز را به ایمیل ما ارسال کنید تا فایل را از طریق ایمیل دریافت کنید.