Get a site

برچسب: سبک­های یادگیری

بررسی رابطه مولفه­ های سبک­های یادگیری، آمادگی یادگیری خود راهبری و تفکر انتقادی با عملکرد تحصیلی دانشجویان

پایان نامه مقطع کارشناسی ارشد رشته روانشناسی و علوم تربیتی

عنوان: بررسی رابطه مولفه­ های سبک­های یادگیری، آمادگی یادگیری خود راهبری و تفکر انتقادی با عملکرد تحصیلی دانشجویان
 
چکیده
هدف از این پژوهش بررسی رابطه مولفه­های سبک­های یادگیری، آمادگی یادگیری خود راهبری و تفکر انتقادی با عملکرد تحصیلی دانشجویان دانشگاه پیام نور مرکز تبریز در سالتحصیلی ۹۳-۱۳۹۲  بود. بدین منظور تعداد ۳۸۰ نفر بعنوان نمونه از سه دانشکده علوم انسانی، علوم پایه ومهندسی، و معماری وهنر  به روش­ تصادفی طبقه­ای  نسبی انتخاب شدند. ابزار گرد آوری، پرسشنامه کلب برای شیوه ­های یادگیری، پرسشنامه فیشر برای آمادگی یادگیری خود راهبری و پرسشنامه ریکتس برای تفکر انتقادی استفاده شد. داده ها با بهره گرفتن از نرم­افزار ۲۲SPSS  و روش­های آماری همبستگی، رگرسیون، آنوا و مانوا تحلیل شدند. نتایج نشان داد که از بین مولفه­های تفکر انتقادی و آمادگی یادگیری خود راهبری فقط مولفه­ مشاهده تاملی با معدل رابطه ضعیف و منفی داشت. خلاقیت همبستگی قوی و مثبتی به مولفه­های خود کنترلی و رغبت برای یادگیری داشت ولی با خود مدیریتی همبستگی متوسط و مثبتی داشت. مؤلفه تعهد همبستگی قوی و مثبتی با خود کنترلی و خود مدیریتی داشت. تجربه عینی همبستگی ضعیف و منفی با خود کنترلی و خود مدیریتی داشت. مفهوم سازی انتزاعی با خود مدیریتی همبستگی ضعیف و مثبتی داشت. تفاوت سه دانشکده در تفکر انتقادی و آمادگی یادگیری خود راهبر تفاوت معناداری نبود. بین دانشجویان زن و مرد در تفکر انتقادی، آمادگی یادگیری خود راهبر و شیوه ­های یادگیری تفاوت معناداری وجود نداشت. مولفه­های سبک های یادگیری، آمادگی خود راهبری و تفکر انتقادی در عملکرد تحصیلی نقشی ندارند.
کلید واژه ­ها :  سبک­های یادگیری، آمادگی یادگیری خود راهبر، تفکر انتقادی، عملکرد تحصیلی، دانشجویان
 
 
 
 
  ۱-۱- مقدمه
هر جامعه ای برای پیشرفت و پیشبرد اهداف خود نیاز به نیروی انسانی متفکر، خلاق و ماهر دارد.  در قرن بیست و یکم که قرن اطلاعات نام دارد و هر روز به صورت پر شتابی اطلاعات و علوم جدیدی افزوده می شود فرایند یادگیری اهمیت خود را نشان می دهد. یادگیری یک نیاز اساسی برای انسان محسوب می شود نیاز به یادگیری همچون نیازهای فیزیولو‍ژیکی بوده و ادامه حیات انسان بدون آن امکان پذیر نیست. با توجه به تغییر و تحولات دائمی در کلیه عرصه ها، انسان باید یک یادگیرنده مادام العمر باشد تا بتواند زندگی کند، پیشرفت کند و جایگاه خود را بیابد. برای اینکه هر شخصی بتواند هماهنگ با روند رو به رشد جامعه پیش رود می بایستی حجم زیاد اطلاعات و علوم را در زمانی اندک بتواند کسب کند. این امر بصورت آموزش رسمی امکان پذیر نیست و لازمه ی آن یادگیرنده خود راهبر می باشد تا در طول عمر خود بتواند به تنهایی و یا با کمک همتایان مطالعه نموده و دانش خود را بیفزاید، نگرش خود را توسعه دهد و مهارت های مورد نیاز را بدست آورد.
آمادگی برای درگیر شدن در یادگیری خود راهبری[۱] یکی از اهداف آموزش عالی است و بهبود روش های مطالعه و یادگیری، کسب دانش شناختی و فراشناختی در یادگیری خود راهبری می تواند موثر باشد. شناخت و اصلاح شیوه های یادگیری باعث افزایش موفقیت تحصیلی می گردد.
انسانهای صاحب اندیشه و کارا سرمایه محسوب می گردند. برای حل هر مشکلی در کلیه عرصه های اقتصادی، اجتماعی، فرهنگی، سیاسی و . نیاز به افرادی می باشد که دارای تفکر خلاق باشند و با نگرش سیستمی و چند بعدی بتوانند مسائل را تشخیص و تحلیل نمایند، بفهمند، تفسیر کنند و بطور منطقی(استدلال قیاسی و استقرایی) تصمیم گیری نمایند و نتیجه گیری نمایند. کلیه مهارت های ذکر شده اجزای اصلی تفکر انتقادی[۲] محسوب می گردند. تفکر انتقادی که در سال های اخیر مورد توجه قرار گرفته قدمتی دیرینه دارد. سقراط ۲۵۰۰ سال قبل با روش تدریس و دیدگاه خاص خود تفکر انتقادی را در شاگردان خود ایجاد می کرد. روش پرسش و پاسخ سقراطی از بهترین راهبردهای آموزش تفکر انتقادی است.
۱-۲ – بیان مسئله
سیف(۱۳۹۱) بیان می دارد یکی از تواناییهای فکری ارزنده ای که دانش آموزان باید در مدارس  کسب کنند این است که شنیده ها، خوانده ها، اندیشه ها، و اعتقادهای مختلفی را که در زندگی با آنها روبه رو می شوند ارزشیابی کنند ودرباره آنها تصمیمهای منطقی بگیرند. و این توانایی ارزنده تفکر انتقادی نام دارد.
در حال حاضرصاحب نظران تفکر انتقادی را به عنوان برونداد اصلی نظام آموزش عالی به شمار می آورند. هدف از آموزش می بایستی چگونه فکر کردن و چگونه یاد گرفتن باشد.
مهارت تفکر انتقادی یک مهارت بسیار مهم در تفکرسطح بالا است که اغلب در فرآیند تدریس-یادگیری مورد توجه متخصصان تعلیم وتربیت قراردارد. دانش، منش و اقتدار سه عامل بسیار مهم در ایجاد زمینه مناسب برای تدریس تفکر انتقادی است. اقتدار از فرهنگ جامعه نشات می گیرد. در نظام های آموزشی، سلسله مراتب اداری و آیین نامه ها تقویت و پرورش تفکر انتقادی را محدود می کند و موقعیت های به دست آمده برای فراخ اندیشی وچالش را از بین می برد. تا زمانی که نمره دادن عامل اقتدار معلمان است نمی توان انتظار داشت که زمینه رشد تفکر انتقادی در کلاس فراهم شود.(شعبانی، ۱۳۹۰)
سیف (۱۳۹۱) معتقد است که تفکر انتقادی مستلزم فرآیندهای عالی ذهنی و داوری بر اساس شواهد و مدارک است. تفکر انتقادی نوعی حل مساله است، اما علاوه بر حل مساله دارای عناصری ازتوانایی های تحلیل و ارزشیابی امور نیز  هست. منظور از تفکر انتقادی تفکر اندیشمندانه است نه گله مندانه یا شکایت آمیز.
تفکر انتقادی یکی از اهداف یادگیری خود-راهبرمی باشد. ناولز[۳] (۱۹۷۵) آمادگی یادگیری خود-راهبر را در فرآیندی می بیند که در آن افراد بدون کمک به دیگران وبا تشخیص نیازهای یادگیری خود شروع به یادگیری می کنند، اهداف خود را شکل می دهند، منابع مادی و انسانی را شناسایی نموده یادگیری خود را  ارزیابی می کنند.(نقل از فتحی آذر، ۱۳۸۹)
در هر شخصی تفکر انتقادی را می­توان از طریق آموزش افزایش داد یا ایجاد کرد. چگونگی یادگیری هر شخص در واقع سبک یادگیری او می باشد و آمادگی یادگیری خود راهبری نوعی یادگیری است.
راجرز[۴] ( ۱۹۶۹) معتقد است در یادگیری تجربی هر شخص خود باید دخیل باشد و نقش معلم فقط راهنما و تسهیل کننده یادگیری می باشد. یکی از اهداف اساسی معلم کمک به فراگیر برای نیل به استقلال است. ناولز (۱۹۸۹) بزرگسالان را به دلیل بلوغ ذهنی افرادی خود راهبر یا خود فرمان می داند که می توانند خودشان مسئولیت یادگیری خود را به عهده بگیرند ( نقل از جارویس، ۱۳۹۰).
کندی[۵]  (۱۹۹۱)بیان می کند که فراگیران امکان دارد سطوح متفاوتی از خودراهبری را در موقعیت های یادگیری متفاوت از خود بروز دهند. بر طبق نظر وی امکان دارد فراگیران سطح بالایی از خودراهبری را در حوزه ای که به آن مأنوس هستند و دارای تجارب اولیه در ارتباط با آن هستند، داشته باشند. افراد موضوعات جدید را با سرعت و سطح دشواری متفاوتی یاد می گیرند و یکی از تئوری هایی که اغلب به بهبود اثربخشی یادگیری کمک می کند، نظریه سبک های یادگیری است. سبک های یادگیری از عوامل مربوط به خصوصیات یادگیرنده و عادات پردازش اطلاعات دریافتی افراد است و یکی از عوامل مؤثر در یادگیری است. محققان تعاریف متعددی برای سبک یادگیری ارائه کرده اند. وجه اشتراک  تمامی این تعاریف تأکید برروش یادگیری فرد و به عبارت دیگر روشی است که فرد برای بهتر فهمیدن به کار می برد و ارتباطی با هوش آنان ندارد. سبک های یادگیری، مربوط به ترجیحات افراد در پردازش اطلاعات بیرونی و یا دانش و تجربه درونی است ( نقل از جعفری ثانی و همکاران، ۱۳۹۱).
۱-۳- ضرورت و اهمیت موضوع
در دانشگاه پیام نور به دلیل نیمه حضوری بودن سیستم، دانشجویان مجبور هستند تا قسمت اعظمی از مطالب درسی را خود مطالعه و یاد بگیرند. بنابر این نیاز اساسی دانشجویان آمادگی یادگیری خود-راهبری است. با توجه به اینکه دانشگاه های نیمه حضوری و مجازی رو به گسترش است و همچنین نظر به افزایش سریع اطلاعات در عصر حاضر، آمادگی یاگیری خود-راهبر و تفکر انتقادی از اهمیت و ضرورت خاصی برخوردار است. و چون پژوهش در این زمینه بسیار کم صورت گرفته است و اکثر موارد پژوهشی دارای نتایج متناقض می باشند پس لازم است تا تفکر انتقادی و آمادگی یادگیری که خود متاثر از عوامل اجتماعی و فرهنگی می باشد در دانشگاه های کشورمان مورد بررسی قرار گیرد تا جامعه از نتایج آن بهره مند گردد. لازم به ذکر است که نه در داخل و نه در خارج از کشور رابطه هر سه متغیر سبک های یادگیری، آمادگی خودراهبر و تفکرانتقادی با عملکرد تحصیلی مطرح نگردیده است. این پژوهش در نظر دارد رابطه سبک های یادگیری، آمادگی خودراهبری و تفکر انتقادی با عملکرد تحصیلی دانشجویان دانشگاه پیام نور مرکز تبریز درسال تحصیلی ۹۲-۹۳  را مشخص نماید.
۱-۴- اهداف تحقیق
هدف کلی:
تعیین رابطه مولفه های سبک های یادگیری، آمادگی خودراهبری و تفکر انتقادی با عملکرد تحصیلی دانشجویان دانشگاه پیام نور مرکز تبریزدرسال تحصیلی ۹۲-۹۳ .
اهداف جزئی:

  • تعیین نقش مولفه های سبک های یادگیری، راهبردهای آمادگی خودراهبر و تفکر انتقادی در عملکرد تحصیلی دانشجویان.
  • مقایسه تفکر انتقادی دانشجویان علوم پایه، علوم انسانی وهنر.
  • مقایسه آمادگی خودراهبر دانشجویان علوم پایه، علوم انسانی و هنر.
  • مقایسه تفکر انتقادی دانشجویان به تفکیک زن و مرد.
  • مقایسه آمادگی خودراهبر دانشجویان به تفکیک زن و مرد.
  • مقایسه سبک یادگیری دانشجویان به تفکیک زن و مرد.

۱-۵- پرسش ها

  • آیا بین مولفه های سبک های یادگیری، آمادگی خودراهبری و تفکر انتقادی با عملکرد تحصیلی دانشجویان رابطه ای وجود دارد؟
  • آیا مولفه های سبک های یادگیری، راهبردهای آمادگی خود راهبر و تفکر انتقادی در عملکرد تحصیلی نقش (سهم) دارند؟
  • آیا بین دانشجویان علوم پایه، علوم انسانی وهنر مرکز تبریز از لحاظ تفکر انتقادی تفاوتی وجود دارد؟
  • آیا بین دانشجویان علوم پایه، علوم انسانی و هنر مرکز تبریز از لحاظ آمادگی خودراهبر تفاوتی وجود دارد؟
  • آیا بین دانشجویان به تفکیک زن و مرد از لحاظ تفکر انتقادی تفاوتی وجود دارد؟
  • آیا بین دانشجویان به تفکیک زن و مرد از لحاظ آمادگی خودراهبر تفاوتی وجود دارد؟
  • آیا بین دانشجویان به تفکیک زن و مرد از لحاظ سبک های یادگیری تفاوتی وجود دارد؟

۱-۶- تعاریف مفهومی و عملیاتی متغیرها
 
تعریف مفهومی
سبک یادگیری: روشی  است که یادگیرنده در یادگیری خود آن را به روش های دیگر ترجیح می دهد (سیف، ۱۳۹۱).
آمادگی خودراهبر:  فیشر[۶]( ۲۰۱۰) میزان برخورداری از نگرش ها، توانایی های فردی و ویژگی های شخصیتی لازم جهت خود راهبری در یادگیری تعریف کرده است.
تفکر انتقادی: تفکری است با بهره گرفتن از راهبردها  یا مهارت های شناختی، که احتمال دستیابی به بازده مطلوب را بالا می برد(شعبانی، ۱۳۹۰).
عملکرد تحصیلی: بعنوان یک مولفه میزان دستیابی دانشجویان به اهداف آموزشی از پیش تعیین شده است) سیف، ۱۳۹۱).
تعریف عملیاتی متغیرها
سبک های یادگیری: پرسشنامه کلب برای تعیین وسنجش میزان چهارمولفه سبک ها یا شیوه های یادگیری بکار رفت.
آمادگی خودراهبری: از پرسشنامه آمادگی برای یادگیری خود راهبری فیشر که متشکل از سوالاتی در خصوص سه مولفه خود مدیریتی، خودکنترلی و رغبت برای یادگیری است، استفاده شد.
تفکر انتقادی: از پرسشنامه ریکتس که حاوی سوالاتی در مورد سه مولفه خلاقیت، بالیدگی و تعهد است استفاه شد.
عملکرد تحصیلی : معدل کل دانشجویان استخراج شده از سیستم نرم افزاری دانشگاه.
[۱].self-directed
[۲]. Critical thinking
[۳].Knowles
[۴].Rogers
[۵]. Candy
[۶].Fisher
تعداد صفحه :۷۳
قیمت :۳۷۵۰۰ تومان

بلافاصله پس از پرداخت ، لینک دانلود فایل در اختیار شما قرار می گیرد

و در ضمن فایل خریداری شده به ایمیل شما ارسال می شود.

پشتیبانی سایت  [email protected]

پایان نامه بررسی رابطه بین سبک­های یادگیری یونگ با گرایش به دین ­باوری در بین دانشجویان دانشکده تحصیلات تکمیلی دانشگاه آزاد اسلامی واحد کرمانشاه

پایان نامه مقطع کارشناسی ارشد رشته روانشناسی و علوم تربیتی

دانشگاه آزاد  اسلامی
واحد کرمانشاه
دانشکده تحصیلات تکمیلی
پایان­ نامه جهت دریافت درجه کارشناسی ­ارشد رشته تکنولوژی ­آموزشی (M.A)
عنوان:
بررسی رابطه بین سبک­های یادگیری یونگ با گرایش به دین ­باوری در بین دانشجویان دانشکده تحصیلات تکمیلی دانشگاه آزاد اسلامی واحد کرمانشاه
شهریور۱۳۹۴
 
فهرست مطالب
عنوان                                                                                                                             صفحه
چکیده. ۱
فصل اول:کلیات پژوهش
۱-۱. مقدمه ۳
۱-۲. بیان مسئله ۴
۱-۳. ضرورت و اهمیت مسئله ۶
۱-۴. اهداف پژوهش ۸
۱-۵. فرضیات پژوهش. ۸
۱-۶. تعاریف نظری و عملیاتی ۹
فصل دوم: ادبیات و پیشینه پژوهش
۲-۱.مقدمه ۱۲
۲-۱-۱. یادگیری. ۱۲
۲-۱-۲.ابعاد یادگیری ۱۳
۲-۱-۳. اصول یادگیری مؤثر. ۱۳
۲-۱-۴. تاریخچه سبک یادگیری. ۱۴
۲-۱-۵.تعریف سبک یادگیری . ۱۴
۲-۱-۶. نظریه­ های یادگیری ۱۵
۲-۱-۷.مدل­های سبک­های یادگیری ۱۶
۲-۱-۷-۱.سبک­های یادگیری شناختی – عاطفی و فیزیولوژیک. ۱۶. . . .
۲-۱-۷-۲.سبک­های یادگیری بر مبنای سلسله مراتب آگاهی از سبک ۱۷
۲-۱-۷-۳.پردازشگران عمیق در مقابل پردازشگران سطحی ۱۷
۲-۱-۷-۴.سبک وابسته به زمینه در مقابل نابسته به زمینه ۱۷
۲-۱-۷-۵. سبک تکانشی و تاملی. ۱۸.
۲-۱-۷-۶ .یادگیری دان و دان . ۱۸
۲-۱-۷-۷. مدل مایرس بریگز و طبقه بندی منش کیرتس باتس. ۱۹
۲-۱-۷-۸. سبک های گریگور. ۱۹
۲-۱-۷-۹. سبک یادگیری کلب ۱۹
۲-۱-۷-۱۰. سبک یادگیری یونگ ۲۰
۲-۱-۸. ساختار شخصیت ۲۱
۲-۱-۹. نظریه تحلیلی کارل گوستاو یونگ ۲۳
۲-۱-۱۰. نظریات یونگ درباره روان شناسی و دین. ۲۶
۲-۲. تعریف دین. ۲۷
۲-۲-۱. ریشه‌شناسی واژه دین ۲۸
۲-۲-۲. تاریخچه دین. ۲۹
۲-۲-۳. خاستگاه‌ها دین. ۳۰
۲-۲-۴. دین از دیدگاه متخصصان ۳۱
۲-۲-۵. علل روان­شناختی گریز از دین ۳۵
۲-۲-۶. راه تقویت باورهای دینی. ۳۸
۲-۲-۷.بارور کردن هویت دینی. ۴۳
۲-۳.پیشینه پژوهش. ۴۶
۲-۳-۱. پژوهش­های انجام شده در ایران ۴۶
۲-۳-۲. پژوهش­های انجام شده در خارج از کشور. ۴۷
۲-۴. نتیجه ­گیری. ۵۰
فصل سوم:روش­شناسی پژوهش
۳-۱. مقدمه. ۵۳
۲-۳. روش­ پژوهش. ۵۳
۳-۳.جامعه آماری ۵۳
۳-۴. نمونه و روش نمونه گیری. ۵۳
۳-۵. ابزار گردآوری داده­ ها ۵۴
۳-۵-۱. پرسشنامه استاندارد شخصیتی MBTIمایرز- بریگز. ۵۴. .
۳-۵-۲. پرسشنامه­استاندارد نگرش سنج مذهبی براهنی. ۵۵
۳-۶. روش های آماری تجزیه و تحلیل داده ها. ۵۶.
۳-۷. طرح پژوهش. ۵۶
فصل چهارم:تجزیه و تحلیل داده­ ها
۴-۱.مقدمه ۵۹
۴-۲ تحلیل داده‌های کمی از زاویه توصیفی. ۵۹
۴-۳. تحلیل داده‌های کمی از زاویه استنباطی. ۶۰
فصل پنجم:بحث و نتیجه ­گیری
۵-۱. تفسیر یافته­ های پژوهش ۶۷
۵-۱-۱ تفسیر داده‌های کمی از زاویه توصیفی. ۶۷
۵-۱-۲. تفسیر داده‌های کمی از زاویه استنباطی ۶۸
۵-۲. پیشنهادات. ۶۹
۵-۲-۱.پیشنهادهای کاربردی. ۶۹
۵-۲-۲. پیشنهادهای پژوهشی. ۷۰
۵-۳. محدودیت­های پژوهش ۷۰
فهرست منابع فارسی ۷۱
فهرست منابع انگلیسی ۷۴
 
پیوست­ها
الف. پرسشنامه استاندارد شخصیتی MBTIمایرز- بریگز
ب. پرسشنامه­استاندارد نگرش سنج مذهبی براهنی
فهرست جداول
جدول شماره ۲-۱ جمع­بندی مطالعات انجام شده در رابطه با سبک­های یادگیری.۴۹
جدول شماره ۴-۱ مشخصه های آماری آزمودنی ها  در سبک های یادگیری و دین داری بر حسب جنسیت ۵۹
جدول شماره ۴-۲ مشخصه های آماری آزمودنی ها  در سبک های یادگیری و دین داری بر حسب وضعیت تاهل. ۶۰
جدول شماره ۴-۳ تحلیل واریانس مربوط به رگرسیون دین باوری بر سبک یادگیری برون گرایی و درون گرایی. ۶۰.
جدول شماره ۴-۴ضرایب معادله پیش‌بینی دین باوری با بهره گرفتن از سبک های یادگیری برون گرایی- درون­گرایی ۶۱
جدول شماره ۴-۵ تحلیل واریانس مربوط به رگرسیون دین باوری بر سبک یادگیری منطقی – شهودی ۶۱
جدول شماره ۴-۶ضرایب معادله پیش‌بینی دین باوری با بهره گرفتن از سبک های یادگیری منطقی- شهودی. ۶۲.
جدول شماره  ۴-۷ تحلیل واریانس مربوط به رگرسیون دین باوری بر سبک یادگیری متفکرانه- احساسی. ۶۲
جدول شماره ۴-۸  ضرایب معادله پیش‌بینی دین باوری با بهره گرفتن از سبک های یادگیری متفکرانه-احساسی. ۶۳.
جدول شماره ۴-۹  تحلیل واریانس مربوط به رگرسیون دین باوری بر سبک یادگیری قضاوتی- ادراکی. ۶۳.
جدول شماره ۴-۱۰  ضرایب معادله پیش‌بینی دین باوری با بهره گرفتن از سبک های یادگیری قضاوتی- ادراکی. ۶۴
جدول شماره ۴- ۱۱ نتایج آزمون T برای مقایسه میزان دین داری در بین دانشجویان با سبک های یادگیری مختلف ۶۵
چکیده
هدف از اجرای این پژوهش بررسی رابطه بین سبک­­های یادگیری یونگ با گرایش به دین­باوری در بین دانشجویان  دانشکده تحصیلات تکمیلی دانشگاه آزاد اسلامی واحد کرمانشاه است. سبک­های یادگیری را مجموعه ­ای­ از باورها، ترجیحات ­و رفتارهایی می­داند که افراد با بهره گرفتن از آنها به یادگیری در یک موقعیت معین می­پردازند یکی از نظریه‌های مربوط به سبک یادگیری بر پایه کارهای کارل یونگ است که در این پژوهش آن را مورد بررسی قرار می­دهیم. دین را مجموعه عقاید، قوانین و مقرراتی می­دانند که هم به اصول فکری  بشر نظم می­دهد و هم درباره اصول گرایشی وی سخن می­گوید و هم اخلاق و شئون زندگی را تحت پوشش قرار می­دهد. این پژوهش توصیفی واز نوع همبستگی است. جامعه آماری مورد پژوهش، کلیه دانشجویان دانشکده تحصیلات تکمیلی دانشگاه  آزاد واحد کرمانشاه می­باشد. آزمودنی­ها شامل ۱۲۰ دانشجو(زن و مرد) بودند که با بهره گرفتن از روش نمونه گیری تصادفی ساده انتخاب شدند. برای جمع­آوری داده­های مربوط به سبک­های یادگیری از پرسشنامه شخصیتی مایرز- بریگز(MBTI) که میزان پایایی آن بر اساس ضریب آلفا برای تمام ترجیحات بالاتر از ۹۰% است و جهت سنجش گرایش به دین­باوری از پرسشنامه نگرش­سنج مذهبی براهنی استفاده شده که پایایی این پرسشنامه با روش اسپیرمن – براون  برابر با۶۳%است. جهت تجزیه و تحلیل داده­ ها ازنرم افزار  spss, Excelو برای بیان رابطه سبک­های یادگیری با گرایش به دین­باوری از روش­های آماری تحلیل رگرسیون و آزمونTمستقل استفاده شده است.
نتایج این پژوهش نشان می­دهد که سبک­های برون­گرا، شهودی، متفکرانه و ادراکی نسبت به سایر سبک­ها رابطه معنی دارتری با دین­باوری دارند و با اطمینان ۹۹% تغییرات مربوط به دین­باوری را پیش ­بینی می­ کنند بدین معنا که ضریب تأثیر مثبت دارند و نیز تفاوت معنی­داری بین سبک­های مختلف یادگیری یونگ و دین­باوری وجود دارد.
 
واژگان کلیدی: سبک­های یادگیری، تیپ­های شخصیتی، گرایش به دین­باوری.
 
 
فصل اول:
کلیات پژوهش
 
 
 
 

  • مقدمه

علاقه و تمایل به مطالعه تفاوتهای فردی در زمینه یادگیری به دهه۶۰  قرن بیستم برمی­گردد. ازسال۱۹۶۰تا۱۹۷۰رشد این واقعیت که افراد در فرایند یادگیری نه منفعل، بلکه همواره فعال اند، روانشناسان تربیتی را برآن داشت تا در زمینه یادگیری به تحقیق و تفکر بپردازند.
موضوع یادگیری یکی از مباحث مهم درحوزه روانشناسی است و بر این اساس است که انسان مهارت­های خود را توسعه می­دهد و اصولا ًپیشرفت­های بشر و توسعه­ روزافزون علوم، زائیده یادگیری است .
یافته­ های پژوهشی نو در علم یادگیری و علوم شناختی در پاسخ به این سوال که انسان­ها چگونه یاد می­گیرند؛ به کارکردهای ذهن در یادگیری عمقی و ساختن دانش در درون یادگیرنده دلالت دارد از این دیدگاه، یادگیری فرایندی است که طی آن فرد بازنمایی­های ذهنی خود را بهبود می­بخشد. تأکیدهایی که امروزه  بر امر یادگیری می­شود مارا برآن می­دارد که برای یادگیری مطلوب و مؤثر بیشترتلاش کنیم و از همه فرصت­ها و ظرفیت­ها برای پیشبرد دانش­ و علم که یادگیری وسیله آن است، بهره بگیریم. یکی ازبحث­هایی که ما را به سوی یادگیری مطلوب هدایت می­ کند، کنکاش در مورد شیوه­ها و سبک­های یادگیری­است(جان و راجرز[۱]،(۱۹۹۱.
یکی­ از متغیرهای ­مؤثر بر یادگیری افراد که درعین حال ارتباط کمی با ضریب هوشی دارد، سبک­های­­­­یادگیری[۲] است و در سال­های اخیر با تأکید برآن چهارچوبی نسبتاً نوین در زمینه یادگیری تدوین شده­است. سبک یادگیری را می­توان به عنوان مؤلفه­ای نسبتاً پایدار از نحوۀ دریافت و تعامل دانش آموزان با محیط یادگیری توصیف کرد( کیفه[۳]،۱۹۷۹ ).
درهمین مورد سبک­های یادگیری را راه های انفرادی مورد استفاده یادگیرنده برای پردازش اطلاعات، مفاهیم تازه یا روش­هایی که یادگیرنده با استفادها از آن اطلاعات را سازماندهی می­ کند تعریف کرده­اند(لاسچینگر[۴]،۱۹۸۶).
هوهن[۵] (۱۹۹۵) سبک­های یادگیری را مجموعه ­ای ازباورها، ترجیحات و رفتارهایی می­داند که ­افراد با استفاده­ از آنها به یادگیری­ در یک موقعیت معین می­پردازند.
در سال­های اخیر دین به عنوان یکی از متغیرهای موثر بر رفتار و حالات روانی مورد توجه بسیاری از متخصصان علوم رفتاری قرار گرفته است. انجمن روانشناسی آمریکا در دهه­های اخیر روانشناسی مذهب را به عنوان شاخه­ای از روانشناسی شناخته است که به تاثیر نقش مذهب  و کاربرد آن در رویارویی با مسائل زندگی می ­پردازد. رویکرد روانشناسی به مذهب، نفی یا  اثبات وجود متعالی و برتر نیست، بلکه به شیوه­ای تجربی در پی مطالعه ارزشمند پدیده­های دینی است(نادمیان و حسینچاری،۱۳۹۰).
دین[۶] از مفاهیمی است که همواره در  میدان آرا و نظرات گوناگون قرار داشته و توافقی درباره آن وجود ندارد. در کتاب­های لغت معانی بسیاری برای دین مانند(ملک و پادشاهی، قهر و سلطه، پاداش و جزا، اکراه و احسان و.)ذکر شده است. جوادی آملی دین را مجموعه عقاید و قوانین و مقرراتی می­داند که هم به اصول فکری  بشر نظم می­دهد و هم درباره اصول گرایشی وی سخن می­گوید و هم اخلاق و شئون زندگی را تحت پوشش قرار می­دهد(جوادی آملی، ).
یکی از عوامل مهمی که به نظرمی­رسد در گرایش به دین­باوری دانشجویان موثر بوده و تا به حال مورد مطالعه قرارنگرفته است، سبک­های یادگیری است. لذا در این پژوهش برآنیم، که ارتباط بین سبک­های یادگیری و دین­باوری دانشجویان را بسنجیم.

  • بیان مسئله

همه پیشرفت­های شگفت انگیز انسان در دنیای امروز زائیده یادگیری است. آنچه در یادگیری و مطالعه نقش بسیار مهمی دارد علاقه، انگیزه، میل و رغبتی است که از درون شخص برمی خیزد و رفتار شخص را تحریک و آن را در جهتی مشخص هدایت می­ کند، زمانی که افراد با علاقه دنبال موضوع و مطلبی می­روند، توجه و کوشش­های آنها برای یادگرفتن مطلب چندین برابر می­شود. افراد اساسا” دارای توانایی­ها و تمایلات متفاوت هستند و در واقع ظرفیت ساختن دانش از طریق تعمق فردی درباره محرک ها و منابع خارجی، و شرح و بسط مجدد دانش و تجارب شخصی در پرتو تعامل با دیگران و محیط صورت می­گیرد و این مبین رویکرد انفرادی به یادگیری است. از پیش شرط­های تحقق چنین یادگیری­ای، ادراک نیاز به یادگیری، مشخص کردن هدف یادگیری و اعمال راهبردهایی برای دستیابی به آن هدف توسط فرد است(فورچری[۷] و همکاران، ۲۰۰۰).
با توجه به این که میان دانشجویان نگرش­های متفاوتی نسبت به دین وجود دارد و هم چنین دارای سبک­های یادگیری مختلفی هستند، بنابراین  در این رابطه  این را بررسی می­کنیم که آیا افراد با سبک­های یادگیری متفاوت نسبت به دین­ گرایش متفاوتی دارند؟ اکثر آموزش­های جوانان در زمینه گرایش به دین­باوری بدون توجه به سبک­های یادگیری آنان است در صورتی که، آموزش­های دینی بر اساس سبک یادگیری باشد قطعا” موفقیت بیشتری بدست می­آید.
دیدگاه روانشناسی معاصر، ذهن انسان را بعنوان نظام پیچیده‌ای از فرآیندهای متعامل در نظر می‌گیرد که اطلاعات مختلف را به شیوه‌های متفاوتی پردازش می کند. سبک‌های مختلف یادگیری در واقع بیان­کننده نحوه پردازش اطلاعات در مقابل محرک‌های گوناگون می‌باشد. در عین حال که افراد در موقعیت‌های گوناگون، اطلاعات را با توجه به شرایط محیطی پردازش می‌نمایند، دارای کلیتی یکپارچه و خاص خود هستند و این کلیت، دارای ویژگی‌های کم و بیش باثبات و پایدار است. افراد با توجه به این ویژگی‌های کم­­­­­ و بیش باثبات و پایدار، به صورت منحصر به فرد عمل می‌نمایند. این‌گونه عمل کردن، برخورد با محیط و با موقعیت‌های یادگیری، تابع سبک یادگیری است و در نهایت سبک یادگیری، تابع ویژگی های شخصیتی کم و بیش ثابت و پایدار می باشد.(ایزنک و گلن[۸]،۱۳۶۹)
اصطلاح سبکهای یادگیری کاملاً جدید است. نتایج مطالعات نشان می­دهد افراد در چگونگی گرایش به یک تکلیف متفاوتند و این تفاوتها صرفاً ناشی از هوش و یا قابلیت های اجتماعی نیست. « این سبک­ها روش­های ترمیمی برای پردازش و سازماندهی اطلاعات و پاسخدهی به محرکهای محیطی است».
یونگ نظریه سنخ‌های روانی را برای رده‌بندی افراد بر حسب الگوهای شخصیتی متفاوت ارائه کرده است. نظریه یونگ بر روی چهار کارکرد روانی تمرکز دارد:
۱.برون‌گرایی در مقابل درون‌گرایی                               ۲ .منطق در مقابل شهود[۹]
۳.تفکر[۱۰]درمقابل احساس[۱۱]                                          ۴ .قضاوت[۱۲]در مقابل ادراک[۱۳]
    سازه برون­گرایی و نقطه مقابل آن درون­گرایی، تقریبا در تمامی نظریه­ های مربوط به شخصیت نقش عمده ایفا می­ کند. کارل یونگ اولین کسی بود که به توصیف بعد درون­گرایی _ برون­گرایی شخصیت پرداخته است و معتقد بود که برون­گراها انرژی روانی خود را بر بیرون و دنیای خارج متمرکز می­سازند و درون­گراها انرژی­ خود را معطوف به درون، به سوی خود و رویدادهای خصوصی درونی، متوجه می­سازند(کاستا[۱۴]،۱۹۹۰).
در روانشناسی، باورهای دینی به عنوان بخش جدایی ناپذیر ماهیت انسان تلقی می شود.آلپورت[۱۵](۱۹۵۰) از رابطه انسان و مذهب سخن به میان آورده است. اگرچه در تعریف «دین» بین اندیشمندان اختلاف نظرهاى فراوانى وجود دارد، ولى «دین یعنى شیوه رفتار صحیح انسانى، آن گونه که خدا مى­خواهد. » از منظر قرآنى، کسى دیندار است که اعمال و رفتار او موجب رضایت خداى سبحان شود.
دین به عنوان مقوله‌ایی درزندگی انسان درتمامی شئون و روزنه‌های وجودی او اثر می‌گذارد و انسان نیز از آن متاثر می‌گردد. این تاثیر وتاثر هم در جنبه های فردی انسان است وهم در جنبه‌های اجتماعی.انسان ذاتا مشتاق دین است و فطرت او با عناصر درون دینی ارتباط تکوینی و ماهوی دارد(بشیری،۱۳۹۰)
در مورد مسأله مورد توجه این پژوهش متأسفانه پژوهشی که به شکل مستقیم به موضوع سبک­های یادگیری و رابطه آن با دین­باوری در دانشجویان پرداخته باشد سندی در دست نیست، اما آنچه در این بین خصوصا در ایران کمتر مورد توجه بوده توجه به سبک­های یادگیری به عنوان فاکتور ارزیابی کننده برای مشخص کردن گرایش به دین­باوری افراد می باشد. بر این اساس پژوهش حاضر می ­تواند رابطه­ معنی­داری بین سبک­های یادگیری و گرایش به دین­باوری در بین دانشجویان جامعه آماری بیابد. این موضوع در هیچ­یک از پژوهش­های  گذشته مورد توجه قرار نگرفته است. به عنوان مثال درپژوهشی که رزمجویی(۱۳۸۸)تحت عنوان رابطه تیپ­های شخصیتی یونگ و ابعاد آن با پیشرفت تحصیلی دانشجویان است و یا در پژوهش دیگری هم که توسط لیری[۱۶]و استیوارت[۱۷](۲۰۱۲) انجام گرفته، درواقع تعامل بین سبک­های یادگیری دانشجویان با روش­های تدریس مورد بررسی قرارگرفته است و در چندین پژوهش دیگر بیشتر به رابطه سبک­های یادگیری با پیشرفت و عملکرد تحصیلی پرداخته شده است و در این پژوهش­ها­ دین­باوری مورد غفلت واقع شده است. بر این اساس در این بررسی به­دنبال آن هستیم که ارتباط بین ابعاد مختلف متغیر سبک­های یادگیری را با موضوع گرایش به دین­باوری دانشجویان دانشکده تحصیلات تکمیلی دانشگاه آزاد ر­ا در سال تحصیلی ۹۴-۹۳ را مورد مطالعه قرار دهیم.
۱-۳-  ضرورت و اهمیت مسأله
امروزه در تمام اقصی نقاط جهان وظیفه یاددهی و بهبود آن محور فعالیت­های تمام نهادهای آموزشی است و در واقع اعتبار یک نظام آموزشی وابسته به میزان یادگیری فراگیران آن قلمداد می­شود یادگیری به عنوان یک متغیر بسیار پیچیده، محصول عوامل متعددی مثل هوش، انگیزه، محیط مناسب، عوامل خانوادگی و اجتماع است که از همه آنها تأثیر می­پذیرد(امینی،۱۳۹۱).
یکی از ضروریات زندگی بشریت یادگیری است. روند رو به تحول زندگی انسان­ها به یادگیری آگاهانه وابسته است. هدف اساسی هر نظام آموزشی ایجاد شرایط بهینه برای تسهیل یادگیری است. در دنیای امروز برای پیشبرد تعلیم و تربیت نیاز به یادگیری و سبک‌های خاص یادگیری می‌باشد. یادگیری فرایند پیوست­هایی است، که در سراسر طول عمر مخصوصا در طی دوره تحصیل ادامه دارد، بنابراین آزمودنی وارد تعامل با تنوعی از حرفه­های تدریس با سبک­های آموزشی مختلف و موقعیت­های تدریس متفاوت می­شود که نیازمند سازگاری سبک­های شناختی است(اوریا[۱۸] و همکاران،۲۰۱۱).
در حالی که تحقیقات در مورد کاربردهای آموزشی هنوز هم در مراحل اولیه خود باقی مانده است، شواهد به دست آمده از تحقیقات گوناگون نشان می­ دهند که دقت نظر در مورد سبک­های یادگیری ممکن است در ارتباط با موضوعات متنوع آموزشی سودمند باشد. از این رو، مطالعات در مورد سبک­های یادگیری و ارتباط با یادگیری، بخش عظیمی از روانشناسی امروز را به خود اختصاص داده است.
گرایش انسان به دین امری ذاتی، عمیق و ریشه‌دار است. دین نه تنها تأمین کننده بسیاری از نیازهای انسان، بلکه خود نیازی بنیادین و نهفته در ژرفای وجود آدمی است. نیاز انسان به دین امری جاودان و زوال‌ناپذیر است. لازمه ذاتی بودن دین‌ورزی این است که دین همچون دیگر غرایز و نیازهای ذاتی انسان همپای حیات بشر بپاید و آینده بشریت را همچون گذشته در نوردد. لاجرم گسست بین انسان و دین را هرگز نمی‌توان و نباید انتظار داشت.
اخیرا” در انجمن روانشناسان آمریکا، بخش مربوط به روانشناسی دین ایجاد شد و تعدادی از روانشناسان به عضویت آن درآمدند و کتاب­های زیادی در این مورد نوشته شده است(خدایاری­فرد وهمکاران،۱۳۸۸).
اطلاعات موجود و پژوهش­های صورت گرفته درحیطهروانشناسی دینی، اغلب مربوط به سنجش نگرش­ها و اعتقادهای دینی در زمینه دین مسیحیت است(هانت و کینگ[۱۹]،۱۹۷۱) و تعمیم آن به جامعه اسلامی ما به دلیل دارا بودن فرهنگ دینی متفاوت با ادیان، شاید امکان­پذیر نباشد. با وجود اینکه در دو دهه اخیر، در جهان تحقیقات فراوانی در مورد دین و اهمیت آن انجام شده، متاسفانه در کشور ما به این موضوع و کارکردهای روانشناختی و جامعه­شناختی آن کمتر توجه شده است و در مجلات، فصلنامه­ها و نشریه­های داخل و خارج کشور، کمتر می­توان تحقیقات و نتایج بررسی­های مربوط با این موضوع را مشاهده کرد.
نبود تحقیقی جامع و علمی در زمینه اعتقادهای دینی پس از گذشت سه دهه از استقرار جمهوری اسلامی و تلاش مسئولان در راستای رشد فضایل معنوی و حاکم ساختن ارزش­های اسلامی بر زندگی مردم، ضرورت دین­پژوهی را آشکار می­سازد. ضرورت دیگر این پژوهش گزارش­هایی است که در زمینه ضعف دین­داری در بین مردم به­ویژه جوانان مطرح می­شود(نماز و نو ساز،۱۳۷۷).
کاربرد­هایی که این پژوهش می­توان داشته باشد در حوزه­های علمیه، به این صورت که بر اساس شناخت سبک­های یادگیری دانشجویان آنان را به سمت رشته های مختلف حوزوی راهنمایی کرد.
۱-۴ اهداف پژوهش
هدف اصلی
بررسی رابطه بین سبک­های یادگیری یونگ  با گرایش  به  دین­باوری  در  بین  دانشجویان دانشکده تحصیلات تکمیلی دانشگاه آزاد واحد کرمانشاه است.
اهداف ویژه

  • تعیین میزان رابطه­ بین سبک یادگیری  برون­گرایی و درون­گرایی با  گرایش به دین­باوری است.
  • تعیین میزان رابطه­ بین  سبک یادگیری منطقی و شهودی با  گرایش به دین­باوری است.
  • تعیین میزان رابطه­ بین  سبک یادگیری متفکرانه و احساسی با  گرایش به دین­باوری است.
  • تعیین میزان رابطه­ بین  سبک یادگیری قضاوتی و ادراکی با   گرایش به دین­باوری است.
  • تعیین میزان تفاوت بین سبک­های یادگیری یونگ با گرایش به دین­باوری است.

۱-۵. فرضیات پژوهش

فرضیه کلی: بین سبک­های  یادگیری یونگ  با  گرایش  به  دین­باوری  در  بین  دانشجویان رابطه وجود دارد.

فرضیه ­های جزئی:

  • بین سبک یادگیری برون­گرایی و درون­گرایی با گرایش به دین­باوری دانشجویان رابطه معنی­داری وجود دارد.
  • بین سبک یادگیری منطقی و شهودی با  گرایش به دین­باوری دانشجویان رابطه معنی­داری وجود دارد.
  • بین سبک یادگیری متفکرانه و احساسی با  گرایش به دین­باوری دانشجویان رابطه ­معنی­داری وجود دارد.
  • بین سبک یادگیری قضاوتی و ادراکی با  گرایش به دین­باوری دانشجویان رابطه ­معنی­داری وجود دارد.
  • بین سبک­های یادگیری یونگ  با  گرایش  به  دین­باوری  در  بین  دانشجویان تفاوتی وجود دارد.

۱-۶ تعاریف نظری و عملیاتی
الف : تعاریف نظری
سبک یادگیری: می توان این سبک را به عنوان رویکرد شخصی یادگیرندگان به یادگیری، حل مسأله، و پردازش اطلاعات تعریف کرد(سیف، ۱۳۹۱).
درون‌گرایان به افکار و احساسات خویش توجه دارند، نگران آینده و محافظه‌کارند، اصول و معیارها را مهمتر از خود اعمال می‌دانند و در نوشتن بهتر از گفتن هستند. مردم‌گریز و دیرآشنا هستند(شعاری نژاد،۱۳۵۴).
 برون‌گرایان به افراد و اشیا توجه دارند. در زمان حال زندگی می‌کنند و به خود اعمال توجه دارند. خون‌گرم، پرحرف، زودآشنا و اهل معاشرت و اجتماعی هستند(همان منبع).
سنخ حسی: ادراک از طریق فرایند­های حس آگاهانه است(یونگ[۲۰]،۱۳۸۲).
سنخ شهودی: به طور مستقیم از محرک خاصی در دنیای بیرونی ناشی نمی­­شوند(شولتز و همکاران، ۱۳۸۴).
سنخ شمی: ادراک از طریق محتویات و ارتباطات ناخودآگاهانه است(یونگ،۱۳۸۲).
سنخ متفکرانه: افرادی که این کنش در آنها قوی­تر است می­کوشند جهان را با استدلال بشناسند و به روابط منطقی جهان توجه دارند(شولتز،۱۳۷۸).
سنخ احساسی: افرادی که این کنش در آنها مسلط است می­کوشند جهان را با احساسات خوشایند و ناخوشایندی که از تجربه­های خود دارند بشناسند(همان منبع).
سنخ ادراکی: این افراد جهان را آنچنان که هست تجربه می­ کنند(شعاری­نژاد،۱۳۵۴).
سنخ قضاوتی: افرادی که این کنش در آنها قوی­تر است درشناخت جهان، به یک ناخودآگاه یا دراک درونی توجه دارند و می­کوشند به نیروی نهانی موجود در اشیا پی ببرند(شولتز،۱۳۷۸).
دین: عبارت است از دسته‌ای همبسته از باورها و اعمال مربوط به امور لاهوتی (مجزا از امور ناسوتی) که این باورها و عقاید و روش‌هایِ  ثابت و غیرِ قابلِ  تغییرِ همه کسانی را  که پیرو آنها هستند در یک اجتماع اخلاقی واحد به نام امت متحد می‌کند(دور کیم،۱۳۸۳).
دین باوری: به‏معنای باور به دین، پذیرش آن و گردن نهادن به آن در اندیشه و عمل است(عزیزان،۱۳۸۹).
ب : تعاریف عملیاتی
سبک­های یادگیری: در این پژوهش سبک یادگیری را می توان روشی دانست که یادگیرنده آن را به روش های دیگر ترجیح می­دهد. برخی از روان شناسان پرورشی و علوم تربیتی این سبک­ها را ترجیحات یادگیری نیز می­نامند(سیف،۱۳۹۱).منظور سوالاتی است­که در پرسشنامه ۸۷ سوالی مایرز- بریگز سبک­های یادگیری را می­سنجد.
سبک یادگیری درون گرایی- برون گرایی: این سبک عواملی را که جهت یادگیری به فرد انرژی و انگیزه می‌دهد بررسی می­ کند. برون­گرایان براساس انرژی گرفتن از افراد و اشیای دیگر عمل می­ کنند. ولی درون­گرایان از انرژی درونی و از ایده‌ها و مفاهیم خود انرژی می­گیرند(اسکوگورینسکی، ۲۰۰۳).۲۵ سوال اول پرسشنامه به سنجش این سبک از یادگیری می ­پردازد که گزینه الف شامل برون­گراها و گزینه ب درون­گراها را شامل می­شود.
سبک یادگیری منطقی- شهودی: این محور به چگونگی اتخاذ یک تصمیم مربوط می‌شود و به نمراتی که آزمودنی­ها از پرسشنامه مایرز- بریگز که شامل سؤال۲۶ تا ۴۴، گزینه الف سبک منطقی و گزینه ب سبک شهودی  را می­سنجد به دست می­آورند.
سبک یادگیری متفکرانه- احساسی: این محور به راه های ترجیحی ادراک اطلاعات مربوط می­شود و به وسیله سؤال۴۵ تا ۶۸ پرسشنامه مورد سنجش قرار می­گیرد.
سبک یادگیری قضاوتی- ادراکی:این محور به تفسیر اطلاعات مربوط می شود. به نمراتی که آزمودنی­ها از پرسشنامه مایرز- بریگز که شامل سؤال۶۹ تا۸۷ می باشد به دست می­آورند.
دین باوری: میزان نمره­ای که هر فرد از پرسشنامه نگرش­سنج مذهبی براهنی که شامل ۲۵ سؤال است بدست می­آورد.
[۱] John and Rogers
[۲] learning styles
[۳] Keefe
[۴] laschinger
[۵] Hohen
[۶] Religion
[۷] Forcheri
[۸]Eysenck and Glenn
[۹]Intuition
[۱۰]Thinkingt
[۱۱]Jndging
[۱۲]Perceiving
[۱۳]Fecling
[۱۴]Costa
[۱۵]Allport
[۱۶]Leary
[۱۷]Stewart
[۱۸]Iurea
[۱۹]Huntand King
[۲۰]Yung
تعداد صفحه :۸۹
قیمت :۳۷۵۰۰ تومان

بلافاصله پس از پرداخت ، لینک دانلود فایل در اختیار شما قرار می گیرد

و در ضمن فایل خریداری شده به ایمیل شما ارسال می شود.

پشتیبانی سایت  [email protected]

پایان نامه مقایسه سبک­های یادگیری و تسلط ربع­های مغزی دانش­ آموزان عادی و ناتوانی یادگیری

 

دانشگاه محقق اردبیلی

دانشکده­ی علوم تربیتی و روان شناسی

گروه آموزشی روان شناسی

پایان ­نامه برای دریافت درجه­ کارشناسی ارشد

در رشته روان­شناسی گرایش عمومی

عنوان:

مقایسه سبک­های یادگیری و تسلط ربع­های مغزی دانش­ آموزان عادی و ناتوانی یادگیری

استاد مشاور:

دکتر عباس ابوالقاسمی

شهریور-۹۲

فهرست مطالب

شماره و عنوان مطالب                                                        صفحه

فصل اول: عنوان فصل اول

۱-۱- مقدمه و بیان مسأله۲

۱-۲- سؤالات اصلی پژوهش:.۳

۱-۳- فرضیات پژوهش:۹

۱-۶- تعاریف مفهومی و عملیاتی متغیرها.۱۱

فصل دوم: مبانی نظری پژوهش

۱-۱- مقدمه۱۴

۲-۲- چرا درک ناتوانی های یادگیری مهم است؟۱۶

۲-۳- تعریف ناتوانی­ های یادگیری دشواراست۱۷

۲-۴ چه تعدادی از افراد ناتوانی­ های یادگیری دارند؟.۱۹

۲-۵ انواع ناتوانی­ های یادگیری۲۱

۲-۶ نارساخوانی۲۲

۲-۷ اختلال ریاضی.۲۵

۲-۸ نارسانویسی.۲۷

۲-۹ سبب شناسی۲۸

۱۰-۲ سبک­های یادگیری۳۲

۲-۱۱ تسلط ربع­های مغزی۳۹

فصل سوم: مواد و روش پژوهش

۳-۱- مقدمه.۴۹

۳-۲- روش شناسی۴۹

فصل چهارم: نتایج و یافته‌های پژوهش

۱-۴- مقدمه.۵۳

۲-۴- یافته­ های جمعیت شناختی۵۳

۳-۴- یافته­ های توصیفی۵۴

۴-۴- یافته­ های استنباطی۵۵

فصل پنج: نتیجه‌گیری و بحث

فهرست منابع و مآخذ۶۸

فهرست جدول­ها

شماره و عنوان جدول                                                        صفحه

جدول ۱ – ۱: جدول۱: نتایج میانگین، انحراف استاندارد مقایسه سبک­های یادگیری دانش­ آموزان با و بدون ناتوانی۵۳

جدول ۱ – ۲: نتایج تحلیل واریانس برای مقایسه زیر مؤلفه­های سبک­های یادگیری، دانش­ آموزان با و بدون ناتوانی۵۴

جدول۱-۳ : نتایج حاصل از اثر مقایسه سبک­های یادگیری دانش­ آموزان با و بدون ناتوانی یادگیری.۵۴

جدول۱-۴: میانگین و انحراف استاندارد مقایسه ربع­های مغزی دانش­ آموزان با و بدون ناتوانی یادگیری۵۵

جدول۱-۵: نتایج حاصل از آزمون مانوا مقایسه ربع­های مغزی دانش­ آموزان با و بدون ناتوانی یادگیری.۵۶

جدول ۶: خلاصه مدل رگرسیون و مشخصه­های آماری تسلط ربع­های مغزی بر دانش­ آموزان با و بدون ناتوانی یادگیری۵۶

  • مقدمه

به جرأت می­توان یادگیری را بنیادی­ترین فرایندی دانست که در نتیجه آن، موجودی ناتوان و درمانده درطی زمان و در تعامل و رشد جسمی، به فردی تحول یافته می­رسد که توانایی­های شناختی و قدرت اندیشه او حد و مرزی نمی­شناسد. تنوع بسیار زیاد و گسترش زمانی یادگیری انسان که به وسعت طول عمر اوست باعث شده است علی­رغم تفاوتهای زیادی که در یادگیری با هم دارند، برخی افراد در روند عادی یادگیری و آموزش دچار مشکل شوند. یک گروه از این افراد دانش­ آموزان مبتلا به ناتوانی­ های یادگیری هستند. ناتوانی یادگیری[۱] نوعی اختلال عصبی است که یک یا چند فرآیند روانی اصلی در یادگیری یا حرف زدن یا نوشتن را تحت تأثیر قرار می دهد. ناتوانی ممکن است خودش را در یک توانایی ناقص در شنیدن، اندیشیدن، حرف زدن، خواندن، نوشتن، هجی کردن یا محاسبات ریاضی بروز دهد (خدایاری، ۱۳۸۷). این دانش­ آموزان علیرغم داشتن هوش عادی قادر به تحصیل یا ادامه آن بدون بهره­ گیری از آموزش­های ویژه نمی­باشند (میلانی­فر، ۱۳۸۴). بسیاری از نظریه‌پردازان یادگیری معتقدند که سبک یادگیری باید با سبک آموزش منطبق باشد تا حداکثر موفقیت در یادگیرندگان بدست آید (باستابل[۲]، ۲۰۰۶). علاوه بر سبک­های یادگیری عامل دیگری نیز در ترجیح شیوه­ی افراد برای پردازش اطلاعات و چگونگی درک آنها و جریان یادگیری تأثیر داشته باشد، سبک تفکر است، سبک تفکر یک رفتار عادتی و متمایز برای کسب دانش، مهارت‌ها یا نگرش‌ها از طریق مطالعه یا تجربه می‌باشد و یا به عنوان شیوه‌ای است که فراگیران در یادگیری مطالب درسی خود به سایر شیوه‌ها ترجیح می‌دهند (اسمیت[۳]، ۲۰۰۵؛ سیف، ۱۳۸۴). در این پژوهش به دنبال مقایسه تسلط ربع­های مغزی و سبک­های یادگیری دانش­ آموزان عادی و ناتوانی یادگیری هستیم.

  • بیان مسأله

ناتوانی­ های یادگیری را اولین بار ساموئل کرک در سال ۱۹۶۳، برای توصیف گروهی از کودکان که در تحول زبان، گفتار، خواندن مهارت­های ارتباطی دچار اختلال بودند پیشنهاد کرد و با این تعریف، کودکان معلول و از نظر حواس (مانند نابینایی و عقب ماندگی عمومی) را از کودکان ناتوان یادگیری گروه جدا کرد (مک شین و داکرال[۴]، ۱۳۸۰).

ناتوانی­ های یادگیری این گونه هم تعریف شده ­اند: اختلال در یک یا چند فرآیند روان­شناختی پایه که در فهم یا به کارگیری زبان، صحبت کردن و نوشتن دخالت دارند. این اختلال ممکن است خود را به صورت نقص در توانایی گوش کردن، فکر کردن، صحبت کردن، خواندن، نوشتن، هجی کردن یا عملیات ریاضی نشان دهد. این اصطلاح وضعیت­هایی چون ضعف­های ادراکی، آسیب مغزی، نارساکنشی جزئی مغز، نارساخوانی و زبان پریشی تحولی را شامل می­شود، ولی مشکلات یادگیری ناشی از ضعف بینایی، شنوایی، حرکتی، عقب ماندگی ذهنی، اختلال هیجانی یا شرایط نامساعد محیطی، فرهنگی و اقتصادی را در بر نمی­گیرد (لرنر[۵]، ۱۹۹۲).

عوامل متعددی از جمله سبک یادگیری می‌تواند بر جریان یادگیری تأثیر داشته باشد، سبک یادگیری یک رفتار عادتی و متمایز برای کسب دانش، مهارت‌ها یا نگرش‌ها از طریق مطالعه یا تجربه می‌باشد و یا به عنوان شیوه‌ای است که فراگیران در یادگیری مطالب درسی خود به سایر شیوه‌ها ترجیح می‌دهند (اسمیت[۶]، ۲۰۰۵؛ سیف، ۱۳۸۴). دنیای کنونی چنان در حال پیشرفت و توسعه است که پژوهشگران و متخصصان آموزشی آن را بر آن داشته تا راه­هایی بیابند که به وسیله آن بتوانند سرعت یادگیری را با سرعت پیشرفت هم گام کنند. انسان از راه یادگیری رشد می­یابد و به توانایی­های خود فعلیت می­بخشد. درعصر حاضر که عصر سرعت و توسعه است برای اینکه بتوان اطلاعات را بهتر آموزش داد و از صرف وقت و هزینه جلوگیری کرد نیازمندیم که در امر آموزش به نحوه یادگیری دانش­ آموزان توجه شود (خنک جان، ۱۳۸۱).

بسیاری از نظریه‌پردازان یادگیری معتقدند که سبک یادگیری باید با سبک آموزش منطبق باشد تا حداکثر موفقیت در یادگیرندگان بدست آید (باستابل[۷]، ۲۰۰۶). به اعتقاد کلب، در شیوه­ی تجربه­ی عینی، یادگیرنده بر احساسات خود متکی است و بیشتر از راه شهود یاد می­گیرد و نسبت به امور انعطاف پذیری ندارد. افراد برخوردار از شیوه­ی مشاهده­ تأملی اطلاعات را از زوایای مختلف بررسی کرده، و از طریق ادراک یاد می­گیرند. در شیوه­ی مفهوم سازی انتزاعی یادگیری از طریق تفکر منطقی صورت می­گیرد و در شیوه­ی آزمایشگری فعال، فرد از طریق انجام دادن کارها موفق به کسب یادگیری می­شود. از ترکیب دو به دوی این چهار شیوه­ی یادگیری چهار سبک یادگیری ایجاد می­شود که عبارتند از سبک یادگیری واگرا[۸] (از ترکیب تجربه­ی عینی و مشاهده­ تأملی بدست می­آید)، سبک یادگیری جذب کننده[۹] (از ترکیب مشاهده­ تآملی ومفهوم­سازی انتزاعی بدست می­آید)، سبک یادگیری همگرا[۱۰] (از ترکیب مفهوم­سازی انتزاعی و آزمایشگری فعال بدست می­آید)، و نهایتاً سبک یادگیری انطباق یابنده[۱۱] (از ترکیب آزمایشگری فعٌال و تجربه­ی عینی بدست می­آید).

علاوه بر سبک­های یادگیری عامل دیگری نیز در ترجیح شیوه­ی افراد برای پردازش اطلاعات و چگونگی درک آنها و جریان یادگیری تأثیر داشته باشد، سبک تفکر است، سبک تفکر دیک رفتار عادتی و متمایز برای کسب دانش، مهارت‌ها یا نگرش‌ها از طریق مطالعه یا تجربه می‌باشد و یا به عنوان شیوه‌ای است که فراگیران در یادگیری مطالب درسی خود به سایر شیوه‌ها ترجیح می‌دهند (اسمیت[۱۲]، ۲۰۰۵؛ سیف، ۱۳۸۴).

راجر وُلکات اسپری و همکاران (۱۹۸۱)، موضوع تفاوت­های عملکردی دو نیمه­ی مغز را عنوان نمودند (اسپری[۱۳] و همکاران، ۱۹۶۴). در پی آنها پژوهشگران بسیاری از توانمندی­های متفاوت نیمکره­ها در درک و پردازش اطلاعات خبر دادند (کاپلان، ۱۹۸۱؛ لوی، ۱۹۸۳؛ رستاک، ۱۹۸۴؛ کانی وکانی، ۱۹۹۰ و دین ورینولدز[۱۴]، ۱۹۹۷). تحقیقات نشان می­ دهند که هشت خصوصیت کلیدی تفکرشخصیتی مغزی وجود دارد که طرز تفکر و یادگیری ما را تحت تأثیر قرار می­دهد .ما این قدرت و توانایی را داریم که قسمتی از مغزمان را که در شرایط خاصی نیاز داریم، روشن کنیم و به کار بگیریم. قسمت­هایی از مغز ما بر قسمت های دیگر تسلط پیدا می­ کنند. مغز ما آنچنان انعطاف­پذیر است که هیچ محدودیت ذاتی ندارد. تمام این خصوصیات به مغز کامل تأکید می­ کنند که همۀ به آن دسترسی دارند اما قسمت­های خاصی از مغز بر قسمت­های دیگر در تمایلات فکری و یادگیری تسلط پیدا می­ کنند (کالج میفلین­هگتون[۱۵]، ۲۰۰۸). ندهرمن از ترکیب تئوری نیمکره راست و چپ راجر اسپری، رابرت اُرنستین[۱۶] (۱۹۹۷)، هنری مینتزبرگ و میچائل گازانیکا[۱۷] (۱۹۹۸) با تئوری تثلیث مغز مک لین (مغز منطقی، مغز میانی و مغز اولیه) و ارتباطات فیزیکی بین نیمکره راست و چپ و رابطه بین قسمت‌های سربرال و لیمبیک مغز استفاده کرد تا مدل چهار ربعی از مغز را ارائه دهد (ند­هرمن، ۲۰۰۸). ندهرمان پدر تکنولوژی تسلط مغز با تحقیق و تجارب خود به این نتیجه رسید که مغز نه فقط از جنبه فیزیکی بلکه از جنبه عملکردی نیز تخصصی شده است. وی معتقد است که افراد از نیم کره­های مغز به یک شیوه و با فراوانی برابری استفاده نمی­کنند. در واقع افرادی برای حل مسئله از حالت مسلط مغز خود استفاده می­ کنند؛ برای مثال فردی که مسئله­ای را به صورت تحلیلی و یا با نگاه به آمار و ارقام حل می­ کند و آن را در داخل فرمول منطقی یا فرایندی متوالی قرار می­دهد در حال استفاده از نیم کره چپ خود است؛ برعکس اگر فرد به دنبال الگوها و تصاویری باشد که تأثیرات حسی دربردارند و ادراکی شهودی از کل یک پدیده به دست می­هند از نیم کره راست مغز خود استفاده می­ کند (به نقل از حائری زاده، ۱۳۸۰)، چرا که تناسب تدریس معلمان با سبک یادگیری دانش­ آموزان باعث تقویت انگیزه یادگیری و نیز پیشرفت تحصیلی می‌گردد (رسولی نژاد، ۱۳۸۵). ون واینن معتقد است که اگر معلمین روش پردازش اطلاعات فراگیران را بدانند و روش‌های آموزش خود را متناسب با آن تغییر دهند، یادگیری فراگیران افزایش می­یابد (ون واینن[۱۸]، ۱۹۹۷).

حجم عظیمی از تحقیقات نشان از آن دارد که یکی از دلایل عمده­ی اُفت تحصیلی عدم همخوانی سبک­های یادگیری همچنین سبک تفکر ترجیحی یادگیرندگان با شیوه ­های تدریس و روش­های ارائه­ محتوای آموزشی توسط یاد دهندگان و برنامه­ریزان آموزشی می­باشد (انتویسل، ۱۹۸۱؛ هانت، ایگل و کیچن، ۲۰۰۴؛ فلدرواسپورلین، ۲۰۰۵ مور[۱۹]، ۲۰۰۷ ).

لذا ما در این پژوهش در صدد پاسخ به این سوال کلی مقایسه تسلط ربع­های مغزی و سبک­های یادگیری دانش­ آموزان عادی و ناتوانی یادگیری هستیم.

  • سؤالات پژوهشی

سؤال اصلی: آیا بین تسلط ربع­های مغزی و سبک­های یادگیری دانش­ آموزان عادی و ناتوان یادگیری تفاوت وجود دارد؟

سؤالات فرعی:

۱- آیا دانش­ آموزان عادی و ناتوان یادگیری در تسلط ربع مغزی A تفاوت دارند؟

۲- آیا دانش­ آموزان عادی و ناتوان یادگیری در تسلط ربع مغزی  B تفاوت دارند؟

۳- آیا دانش­ آموزان عادی و ناتوان یادگیری در تسلط ربع مغزی C تفاوت دارند؟

۴- آیا دانش­ آموزان عادی و ناتوان یادگیری در تسلط ربع مغزی D تفاوت دارند؟

۵- آیا بین سبک­ همگرا یادگیری دانش­ آموزان عادی و ناتوان یادگیری تفاوت وجود دارد؟

۶- آیا بین سبک­ واگرا یادگیری دانش­ آموزان عادی و ناتوان یادگیری تفاوت وجود دارد؟

۷- آیا بین سبک­ جذب کننده یادگیری دانش­ آموزان عادی و ناتوان یادگیری تفاوت وجود دارد؟

۸- آیا بین سبک­ انطباق دهنده یادگیری دانش­ آموزان عادی و ناتوان یادگیری تفاوت وجود دارد؟

۱-۴- اهداف پژوهش:

هدف اصلی: مقایسه­ تسلط ربع­های مغزی و سبک­های یادگیری دانش­ آموزان عادی و ناتوان یادگیری.

اهداف فرعی:

۱- مقایسه­ دانش­ آموزان عادی و ناتوان یادگیری در تسلط ربع مغزی A.

۲- مقایسه­ دانش­ آموزان عادی و ناتوان یادگیری در تسلط ربع مغزی B.

۳- مقایسه­ دانش­ آموزان عادی و ناتوان یادگیری در تسلط ربع مغزی C.

۴- مقایسه­ دانش­ آموزان عادی و ناتوان یادگیری در تسلط ربع مغزی D.

۵- مقایسه سبک­ یادگیری همگرا دانش­ آموزان عادی و ناتوان یادگیری

۶- مقایسه سبک­ یادگیری واگرا دانش­ آموزان عادی و ناتوان یادگیری

۷- مقایسه سبک­ یادگیری جذب کننده دانش­ آموزان عادی و ناتوان یادگیری

۸- مقایسه سبک­ یادگیری انطباق دهنده یادگیری دانش­ آموزان عادی و ناتوان یادگیری

۱-۵- ضرورت و اهمّیت پژوهش:

متأسفانه هر ساله تعداد زیادی از کودکانی که نارسایی­های آموزشی دارند، به علت عدم دسترسی به کمک مناسب و اینکه مشکلات آموزشی آنها به خوبی شناخته نشده است، مورد درمان قرار نمی­گیرند و محکوم هستند که بصورت نوآموز شکست خورده درآیند. تعداد زیادی از در مسایل درسی، مدرسه و آموزش دارای مشکل (LD[20]) این کودکان، به دلیل اختلال یادگیری می­باشند. یکی از مشکلات دانش­ آموزان دچار ناتوانی­ های یادگیری عصب روانشناختی/ تحولی، کارکردهای اجرایی و توجه است (سیدمن[۲۱]، ۲۰۰۶). که از جمله توانایی­های مورد نیاز کودکان، در زمینه یادگیری دروس مدرسه است (کرک و همکاران، ۲۰۰۶). همچنین این دانش­ آموزان در کارکردهای حافظه مثلاً، نقص در حافظه کوتاه مدت و حافظهکاری و نقص خفیف در رمزگردانی و راهبردهای شناختی و فراشناختی اختلال دارند و به همین دلیل نیز در مورد حافظه این کودکان تحقیقات بسیاری شده است، هرچند این تحقیقات هنوز به یک دیدگاه جامع نرسیده­اند.

ناتوانی یادگیری به دلایل گوناگونی مورد توجه دانشمندان و پژوهشگران قرارگرفته است. نخست آنکه این که اولین یا دومین فراوان را در دوران کودکی ونوجوانی داراست (شیوع ۲ تا ۲۰ درصد)، برای بسیاری از دانش­ آموزان مشکل قابل توجهی ایجاد می­ کند و دیگر اینکه بر عملکرد شناختی، اجتماعی، هیجانی، خانوادگی آنان و سپس در بزرگسالی بر عملکرد شغلی و زناشویی آنها تأثیر می­گذارد و در نهایت به طور کلی باعث افت عملکرد تحصیلی و سطح کیفیت زندگی آنها می­شود. ناتوانی یادگیری تنها به افت تحصیلی و اتلاف بودجه پایان نمی­پذیرد، بلکه به سرزنش، تحقیر از جانب سایر دانش­ آموزان، به وجود آمدن خود باوری ضعیف و کاهش عزت نفس آنها می­انجامد و سلامت روانشان را به مخاطره می­اندازد. این مشکلات از دانش­آموز و مدرسه به خانه و خانواده نیز راه می­یابد و اضطراب و نا خوشنودی را در هر فضای زندگی گسترش می­دهد. حاصل این امر، آسیبی است که به بهداشت روانی فرد، خانواده و جامعه وارد می شود. تأثیر منفی این ناتوانی یادگیری برجنبه­های مختلف زندگی فرد اعم از وضعیت تحصیلی، شغلی، زندگی اجتماعی روابط بین فردی، و کندی یادگیری ومهارت­های حل مسئله پایین می­باشد (پاری[۲۲] و همکاران، ۲۰۰۲). شناسایی سبک یادگیری دانش­ آموزان ناتوانی یادگیری و همچنین تسلط ربع مغزی آنان و اینکه این دانش­ آموزان از چه نوع سبک یادگیری برای یادگیری مطالب استفاده می­ کنند و در جریان یادگیری از کدامین ربع مغزی استفاده می­ کنند، خود تا حدودی می ­تواند معلمان را در نحوه­ی تدریس صحیح این دانش­ آموزان یاری نماید. با توجه به شیوع بالا و عوارض زیاد ناتوانی یادگیری در دانش­ آموزان لازم است که توجه ویژه­ای به ناتوانی یادگیری شود. همچنین فقدان پژوهش در زمینۀ تسلط ربع­های مغزی در دانش­ آموزان ناتوانی یادگیری و عادی موجب سخت­تر شدن کار می­شود در اختیار گذاشتن نتایج این پژوهش در محیط­های مدرسه و مشاوره­ای، فراهم سازی زمینه­ای برای تحقیقات بعدی از دلایل انجام این پژوهش می­باشند.

 

تعداد صفحه :۹۳

قیمت :۳۷۵۰۰ تومان

بلافاصله پس از پرداخت ، لینک دانلود فایل در اختیار شما قرار می گیرد

و در ضمن فایل خریداری شده به ایمیل شما ارسال می شود.

پشتیبانی سایت  [email protected]

پایان نامه مقایسه­ سبک­های یادگیری، ویژگی­های شخصیتی و عملکرد تحصیلی دانش‌آموزان عادی و ناتوان یادگیری

 

دانشگاه محقق اردبیلی

دانشکده­ی علوم تربیتی و روان شناسی

گروه آموزشی روان شناسی

پایان ­نامه برای دریافت درجه­ کارشناسی ارشد

در رشته روان شناسی گرایش عمومی

عنوان:

مقایسه­ سبک­های یادگیری، ویژگی­های شخصیتی و عملکرد تحصیلی دانش‌آموزان عادی و ناتوان یادگیری

استاد مشاور:

دکتر نادر حاجلو

تابستان۱۳۹۲

 

 

فهرست مطالب

 فصل اول: کلیات پژوهش

۱-۱-مقدمه.۲

۱-۲- بیان مسأله.۳

۱-۲- سؤالات اصلی پژوهش:۵

۱-۳- هدف (اهداف) پژوهش:۶

۱-۴- ضرورت و اهمّیت پژوهش:.۷

۱-۵- تعاریف مفهومی و عملیاتی متغیرها۸

فصل دوم: مبانی نظری پژوهش

۲-۱- اختلالات یادگیری.۱۱

۲-۲- الف- دوران بنیادی تاریخچه اختلالات یادگیری (۱۸۰۰-۱۹۴۰).۱۲

۲-۳- ب- دوره انتقالی تاریخچه اختلالات یادگیری (۱۹۴۰-۱۹۶۳).۱۴

۲-۴- ج- دوره سوم (از سال ۱۹۶۳ به بعد) دوران هماهنگی:۱۵

۲-۵- میزان شیوع ناتوانی یادگیری.۱۷

۲-۶- دیدگاه­های روان شناختی ناتوانی­ های یادگیری۲۲

۲-۷- انواع ناتوانی­ های یادگیری.۲۵

۲-۸- سبک­های یادگیری۶۰

۲-۹- ویژگی­های شخصیتی.۷۸

فصل سوم: مواد و روش پژوهش

۳-۱- مقدمه ۸۵

۳-۲- روش­شناسی. ۸۵

۳-۲- برای جمع­آوری دادها از ابزار زیر استفاده شده است: ۸۶

فصل چهارم: نتایج و یافته‌های پژوهش

۱-۴- مقدمه۹۰

۲-۴- یافته­ های جمعیت شناختی.۹۰

۳-۴- یافته­ های توصیفی.۹۰

منابع و مآخذ.۱۰۳

فهرست جدول­ها

شماره و عنوان جدول                                                        صفحه

 جدول ۲-۱- ملاک­های تشخیص اختلال ریاضی بر اساس DSM- IV- TR43

جدول ۲- ۲ ملاک تشخیصی ناتوانی ریاضی در  ICD-10.43

جدول۲-۳- آزمون­های پیشرفت تحصیلی همراه با با بخش­های حساب۵۵

جدول ۴ – ۱- وضعیت اقتصادی خانواده دانش­آموزان۹۱

جدول ۴ – ۲- سابقه بیماری دانش­ آموزان.۹۱

­جد­­­­ول۴-۳- نتایج میانگین، انحراف استاندارد و تعداد آزمودنی­ها در متغیرهای تحقیق.۹۲

۴-۴- نتایج میانگین، انحراف استاندارد و تعداد آزمودنی­ها در متغیرهای تحقیق۹۳

جدول ۴-۴- نتایج تحلیل واریانس چند متغیری (مانوا) بر سبک­های یادگیری، ویژگی های شخصیتی و سبک های

یادگیری دانش­ آموزان با و بدون ناتوانی یادگیری.۹۴

جد­­­­ول ۴-۵- نتایج حاصل از اثرات مقایسه متغیرهای تحقیق بین دو گروه  از دانش­آموزان۹۵

  • مقدمه

امروزه نظام تعلیم و تربیت هر جامعه زیربنای توسعه اجتماعی- اقتصادی، سیاسی و فرهنگی آن جامعه به شمار می‌رود. بررسی عوامل پیشرفت جوامع پیشرفته نشان می­دهد که همه این کشورها از آموزش و پرورش توانمند، مؤثر و کارآمدی برخوردارند (سیف، ۱۳۸۰). یک گروه از دانش­آموزانی که در  فرایند دروس مدرسه با مشکل مواجهند دانش­ آموزان مبتلا به اختلال یادگیری­اند. افرادی که دچار اختلال یادگیری بودند، زمانی در زمره­ی کم­توانان ذهنی قلمداد می­شدند؛ اما پژوهشگران دریافتند که برخی از کودکان، هوشبهر عادی یا حتی بالاتر از عادی دارند و با وجود این، در یادگیری برخی از دروس آموزشگاهی، با وجود کوشش قابل توجهی که از خود نشان می­ دهند، ناتوان هستند. این افراد را کودکانی با ناتوانی­ های یادگیری نامیدند (تبریزی، ۱۳۸۰).

عوامل موثر بر یادگیری و عملکرد تحصیلی دانش­ آموزان بسیار گسترده و وسیع می­باشند، شناسایی این عوامل و رفع مشکلات و نارسایی­های در سیستم آموزشی علی­الخصوص برای حل مشکلات کودکان ناتوان یادگیری بسیار مهم است. یادگیرندگان از نظر شخصیتی، نگرش­ها، واکنش­های هیجانی، شیوه­ها و سبک­های یادگیری، سبک­های شناختی و غیره با هم تفاوت­هایی دارند که یادگیری و نحوه برخورد آن ها با مسا ئل و مشکلات را تحت تأثیر قرار می­دهد. در پژوهش­هایی که عملکرد تحصیلی را مورد مطالعه قرار دادند، همواره سبک­های یادگیری و ویژگی­های شخصیتی به عنوان دو متغیر مهم گزارش شده ­اند (خنک جان، ۱۳۸۱).

  • بیان مسأله

تا به حال تعاریف متعددی از »ناتوانی یادگیری«، »اختلالات یادگیری« و یا» مشکلات یادگیری« ارائه شده است. در فرهنگ واژگان افروز و عبادی ناتوانی یادگیری معادل واژه­ی (LD) به معنی فقدان توفیق و یا عدم توانایی یادگیری در زمینه ­های خاصی در مقایسه با توفیق افرادی که توانایی ذهنی مشابه دارند، تعریف شده است. ناتوانی­ های یادگیری گستره­ای بسیار وسیع­تر از مشکلات تحصیلی را شامل می­شود و نیازمند توجه به حوزه­های اجتماعی، خانوادگی، عاطفی و رفتاری زندگی کودک در بافت خانواده نیز می­باشد (لرنر[۱]، ۱۹۶۷).

به باور کلب (۱۹۸۴)، سبک شیوه­ای است برای یادگیری، شناخت و تفکر، سبک با توانایی فراگیر برابر نیست بلکه روشی است که به وسیله­ی آن می­توان توانایی­های خود را بکار برد. همان­گونه که توانایی فرد در زندگی بسیار مهم است، شناخت سبک­های یادگیری نیز دارای اهمیت است. بسیاری از نظریه‌پردازان یادگیری معتقدند که سبک یادگیری باید با سبک آموزش منطبق باشد تا حداکثر موفقیت در یادگیرندگان بدست آید (باستابل[۲]، ۲۰۰۶). چرا که تناسب تدریس معلمان با سبک یادگیری دانش­ آموزان باعث تقویت انگیزه یادگیری و نیز پیشرفت تحصیلی می‌گردد (رسولی نژاد، ۱۳۸۵). ون واینن[۳] (۱۹۹۷) معتقد است که اگر معلمین روش پردازش اطلاعات فراگیران را بدانند و روش‌های آموزش خود را متناسب با آن تغییر دهند، یادگیری فراگیران افزایش می­یابد که این خود در عملکرد دانش­ آموزان ناتوان یادگیری تأثیر پر رنگ­تری خواهد داشت. در واقع وجود ابزاری معتبر برای اندازه ­گیری سبک­های یادگیری می ­تواند به شناخت دقیق­تر سبک­های یادگیری منتهی شود و بر مبنای این شناخت می­توان به فراگیری برای افزایش یادگیری و تقویت خودشکوفایی آنها کمک کرد. این سبک­ها از سویی بر اساس تفاوت­های فردی و از سویی دیگر زیر تأثیر محیط شکل می­گیرند (همایونی و کدیور، ۱۳۸۵).

شخصیت نیز احتمالا حدود و مرزهایی برای نوع یادگیری ایجاد می­ کند که این حدود ممکن است با شرایط و خواسته­ های محیطی انطباق یابد. شخصیت مجموعه ­ای از صفات هیجانی و رفتاری است که فرد را در زندگی روزمره­اش احاطه و همراهی می­ کنند. به عبارت دیگر، شخصیت، خصوصیات مستمری است که فرد از طریق آنها تعامل و سازگاری خود را با دیگران و محیط اجتماعی تنظیم می­ کند (آلبرت یو، مانیا جی، برگسیو سی، بوگتو اف[۴]، ۲۰۰۶). یکی دیگر از عوامل تأثیر گذار بر پیشرفت تحصیلی دانش­ آموزان خصوصیات شخصیتی آنان است پنج بزرگ چارچوبی از ویژگی­های شخصیتی (کاستا و مک گری[۵]، ۱۹۹۰) به عنوان یک مدل قاطع و صرفه جویانه برای درک رابطه بین شخصیت و رفتارهای مختلف تحصیلی است. پنج عاملی که در مطالعات انجام شده به وفور آمده­اند، عبارتند از روان رنجورخویی، برون‌گرایی، گشودگی به تجربه، همسازی و وظیفه‌شناسی. روان‌نژندی، به ‌صورت یک تمایل کلی به داشتن حالت‌های عاطفی منفی، ایده­های غیرمنطقی و درگیری با اعمال تکانشی تعریف می­شود. برون گرایی، به صورت یک تمایل کلی به ابراز وجود، پویا بودن و انجام اعمال اجتماعی تعریف می­شود این افراد هیجان­پذیر، تحریک­پذیر و خوش مشرب هستند. گشودگی نسبت به تجربیات با تمایل کلی به گسترش اطلاعات جدید، داشتن تفکر واگرا و ارزش‌های غیرمعمول تعریف می­شود. همسازی، به صورت یک تمایل کلی به داشتن احساسات نوع دوستانه، اعتماد به دیگران و همراهی و موافقت با آن­ها تعریف می­شود. در نهایت وظیفه شناسی، تمایل کلی به داشتن رفتار و شناخت هدفمند، اراده قوی و مصمم بودن تعریف می‌شود. به­عبارت دیگر وظیفه شناسی و گشودگی عملکرد دوره، و خوشایندی، وظیفه­ شناسی و گشودگی را پیش بینی می­ کند. خصوصا وقتی دانش­ آموزان دانشی را که قبلا اندوخته­ اند در زندگی حقیقی بکار می­برند. در مقابل روان رنجورخویی به صورت منفی با پیشرفت تحصیلی ارتباط دارد. علاوه بر پنج بزرگ خصوصیات دیگری از قبیل شجاعت یا پشتکار هم پیش بینی­کننده عملکرد تحصیلی هستند (چامارو، پرموزیس، فورنهایم[۶]، ۲۰۰۳).

لذا ما در این پژوهش در صدد پاسخ به این سوال کلی سبک‌های یادگیری، ویژگی شخصیتی و عملکرد دانش­ آموزان عادی و ناتوان یادگیری تفاوت وجود دارد.

۱-۳- سؤالات پژوهش:

سؤالات اصلی: آیا بین سبک­های یادگیری، ویژگی­های شخصیتی و عملکرد تحصیلی دانش­ آموزان عادی و ناتوان یادگیری تفاوت وجود دارد؟

سؤالات فرعی

  1. آیا بین سبک­ یادگیری تجربه عینی دانش­ آموزان عادی و ناتوان یادگیری تفاوت وجود دارد؟
  2. آیا بین سبک­ یادگیری مشاهده­ تأملی دانش­ آموزان عادی و ناتوان یادگیری تفاوت وجود دارد؟
  3. آیا بین سبک­ یادگیری مفهوم سازی انتزاعی دانش­ آموزان عادی و ناتوان یادگیری تفاوت وجود دارد؟
  4. آیا بین سبک­ یادگیری آزمایشگری فعال دانش­ آموزان عادی و ناتوان یادگیری تفاوت وجود دارد؟
  5. آیا بین ویژگی شخصیتی روان­رنجورخویی دانش­ آموزان عادی و ناتوان یادگیری تفاوت وجود دارد؟
  6. آیا بین ویژگی شخصیتی درونگرایی- برونگرایی دانش­ آموزان عادی و ناتوان یادگیری تفاوت وجود دارد؟
  7. آیا بین ویژگی شخصیتی تجربه پذیری دانش­ آموزان عادی و ناتوان یادگیری تفاوت وجود دارد؟
  8. آیا بین ویژگی شخصیتی توافق پذیری دانش­ آموزان عادی و ناتوان یادگیری تفاوت وجود دارد؟
  9. آیا بین ویژگی شخصیتی وظیفه شناسی دانش­ آموزان عادی و ناتوان یادگیری تفاوت وجود دارد؟
  10. آیا عملکرد تحصیلی دانش­ آموزان عادی و ناتوان یادگیری متفاوت است؟

۱-۳- هدف (اهداف) پژوهش:

هدف کلی

هدف کلی در این پژوهش، مقایسه سبک­­های یادگیری، ویژگی­های شخصیتی و عملکرد تحصیلی دانش­ آموزان عادی و ناتوان یادگیری است.

اهداف جزیی

۱- مقایسه سبک­ یادگیری تجربه عینی دانش­ آموزان عادی و ناتوان یادگیری

۲- مقایسه سبک­ یادگیری مشاهده­ تأملی دانش­ آموزان عادی و ناتوان یادگیری

۳- مقایسه سبک­ یادگیری مفهوم سازی انتزاعی دانش­ آموزان عادی و ناتوان یادگیری

۴- مقایسه سبک­ یادگیری آزمایشگری فعال دانش­ آموزان عادی و ناتوان یادگیری

۵- مقایسه ویژگی شخصیتی روان­رنجورخویی دانش­ آموزان عادی و ناتوان یادگیری

۶- آیا بین ویژگی شخصیتی درونگرایی- برونگرایی دانش­ آموزان عادی و ناتوان یادگیری

۷- مقایسه ویژگی شخصیتی تجربه پذیری دانش­ آموزان عادی و ناتوان یادگیری

۸- مقایسه ویژگی شخصیتی توافق پذیری دانش­ آموزان عادی و ناتوان یادگیری

۹- مقایسه ویژگی شخصیتی وظیفه شناسی دانش­ آموزان عادی و ناتوان یادگیری

۱۰- مقایسه عملکرد تحصیلی دانش­ آموزان عادی و ناتوان یادگیری

۱-۴- ضرورت و اهمّیت پژوهش:

به نظر می­رسد سبک­های یادگیری و خصوصیات شخصیتی بطور پیچیده­ای به هم مرتبط باشند هرچند که  چگونگی  تاثیر این  دو عامل بر پیشرفت تحصیلی مبهم است (گادزلا، گوتری، گینتر و مدسن[۷]، ۱۹۹۷).

تحقیقات نشان داده­اند که میزان یادگیری فراگیران در یک موقعیت یکسان متفاوت است که شاید یکی از مهمترین دلایل آن سبک­های متفاوت یادگیری فراگیران باشد. سبک یادگیری تعیین می­ کنند که در برخورد با یک موقعیت، فرد چه مدت، به چه چیز و به چه میزان توجه کند (اینتویستل و پترسون؛ ۲۰۰۴ کلب و کلب، ۲۰۰۵، کوزنف نیکوف[۸]، ۲۰۰۷). شناسایی رفتارها و سبک­های یادگیری دانش­ آموزان در مواجهه با تکالیف به منظور دستیابی به روش­های مؤثر مطالعه و یادگیری آنها، می ­تواند بر بهبود عملکرد تحصیلی دانش­ آموزان در دروس تأثیر بگذارد. در این باره، نقش سبک­های یادگیری کلب در آموزش و یادگیری دانش­ آموزان جایگاه ویژه­ای دارد (آرسلن و همکاران[۹]، ۲۰۰۹) که این در عملکرد تحصیلی دانش­ آموزان ناتوان یادگیری نقش بسزایی دارد.

یکی دیگر از عوامل تأثیر­گذار بر پیشرفت تحصیلی دانش­ آموزان خصوصیات شخصیتی آنان است. برای مثال وظیفه­ شناسی همواره به عنوان یک پیش ­بینی کننده عملکرد ظاهر می­شود (چامارو، پرموزیس، فورنهایم[۱۰]، ۲۰۰۳). پنج بزرگ را برای پیش ­بینی نتایج آموزشی مختلف کشف کرده­اند. به­عبارت دیگر وظیفه­ شناسی و گشودگی عملکرد دوره، خوشایندی، وظیفه­ شناسی و گشودگی را پیش ­بینی می­ کند. خصوصا وقتی دانشجویان دانشی را که قبلا اندوخته­ اند در زندگی حقیقی بکار می­برند (فراسیدس، وودفیلد و پروپات[۱۱]، ۲۰۰۹). در مقابل روان رنجورخویی یا ناپایداری عاطفی به صورت منفی با پیشرفت تحصیلی ارتباط دارد. علاوه بر پنج بزرگ خصوصیات دیگری از قبیل شجاعت یا پشتکار هم پیش ­بینی کننده عملکرد تحصیلی هستند (چامارو، پرموزیس، فورنهایم[۱۲]، ۲۰۰۳).

یادگیرندگان از نظر شخصیتی، نگرش­ها، واکنش­های هیجانی، شیوه­ها و سبک­های یادگیری، سبک­های شناختی و غیره با هم تفاوت­هایی دارند که یادگیری و نحوه برخورد آن ها با مسا ئل و مشکلات را تحت تأثیر قرار می­دهد. در پژوهش­هایی که عملکرد تحصیلی را مورد مطالعه قرار دادند، همواره سبک­های یادگیری و ویژگی­های شخصیتی به عنوان دو متغیر مهم گزارش شده ­اند (خنک جان، ۱۳۸۱).

شاید یکی از دلایل تأثیرگذار بر یادگیری دانش­ آموزان ناتوان یادگیری، سبک یادگیری نادرست آنها یا ویژگی مسلط شخصیتی آنان باشد، بنابراین در این پژوهش به دنبال شناسایی و مقایسه سبک­های یادگیری، ویژگی شخصیتی و عملکرد تحصیلی دانش­ آموزان عادی و ناتوان یادگیری هستیم.

۱-۵- تعاریف مفهومی و عملیاتی متغیرها

تعریف نظری

ناتوانی یادگیری: ناتوانی یادگیری[۱۳] نوعی اختلال عصبی است که یک یا چند فرآیند روانی اصلی در یادگیری یا حرف زدن یا نوشتن را تحت تأثیر قرار می دهد. ناتوانی ممکن است خودش را در یک توانایی ناقص در شنیدن، اندیشیدن، حرف زدن، خواندن، نوشتن، هجی کردن یا محاسبات ریاضی بروز دهد (خدایاری، ۱۳۸۷).

دانش­ آموزان عادی: دانش­آموزانی که از بهره هوشی عادی برخوردارند و برای ادامه تحصیل و انجام مهارت­های خواندن و نوشتن و ریاضیات نیازمند به دریافت آموزش­های ویژه نیستند.

دانش­ آموزان با ناتوانی­ های یادگیری: دانش­آموزانی که از بهره هوشی عادی برخوردارند اما برای ادامه تحصیل و انجام مهارت­های خواندن و نوشتن و ریاضیات نیازمند به دریافت آموزش­های ویژه هستند.

سبک­های یادگیری: سبک یادگیری یک رفتار عادتی و متمایز برای کسب دانش، مهارت‌ها یا نگرش‌ها از طریق مطالعه یا تجربه می‌باشد و یا به عنوان شیوه‌ای است که فراگیران در یادگیری مطالب درسی خود به سایر شیوه‌ها ترجیح می‌دهند.

ویژگی­های شخصیتی: شامل مجموعه ­ای مشخص از صفات هیجانی و رفتاری شخص در زندگی روزمره و در شرایط معمولی که نسبتاً ثابت و قابل پیش ­بینی هستند

تعریف عملیاتی

دانش­ آموزان عادی: دانش­آموزانی که در مدارس عادی مشغول به تحصیل­اند.

دانش­ آموزان با ناتوانی­ های یادگیری: دانش­آموزانی که پس از غربالگری کارشناسان مراکز اختلال یادگیری، علاوه بر تحصیل در مدارس عادی، خدمات ویژه از این مراکز نیز دریافت می­ کنند.

سبک­های یادگیری: نمره­ای که فرد در پرسشنامه پرسشنامه سبک­های یادگیری کلب بدست می­آورد.

ویژگی­های شخصیتی: نمره­ای که فرد در پرسشنامه ابعاد شخصیتی (NEO-FFI) بدست می­آورد.

تعداد صفحه :۱۳۷

قیمت :۳۷۵۰۰ تومان

بلافاصله پس از پرداخت ، لینک دانلود فایل در اختیار شما قرار می گیرد

و در ضمن فایل خریداری شده به ایمیل شما ارسال می شود.

پشتیبانی سایت  [email protected]

پایان نامه مقایسه دانشجویان دارای سبک­های یادگیری متفاوت از لحاظ هوش هیجانی و انگیزه پیشرفت در دانشجویان دختر مرکز علمی و کاربردی جمعیت هلال احمر خوزستان

 

 دانشگاه شهید چمران اهواز

 پردیس دانشگاهی

پایان نامه جهت اخذ درجه کارشناسی ارشد رشته­ روانشناسی

گرایش روانشناسی تربیتی

  عنوان:

مقایسه دانشجویان دارای سبک­های یادگیری متفاوت از لحاظ هوش هیجانی و انگیزه پیشرفت در دانشجویان دختر مرکز علمی و کاربردی جمعیت هلال احمر خوزستان

 استاد مشاور:

جناب آقای دکتر علیرضا حاجی یخچالی

دی ماه ۱۳۹۳

 

 

چکیدههدف پژوهش حاضر  مقایسه دانشجویان دارای سبک­های یادگیری متفاوت از لحاظ هوش هیجانی و انگیزه پیشرفت در شهر اهواز بود. جامعه­ی آماری این پژوهش تمام دانشجویان مرکز علمی کاربردی جمعیت هلال احمر خوزستان بود که در سال تحصیلی ۹۴-۱۳۹۳ به تحصیل اشتغال داشتند. از این جامعه­ی آماری، نمونه­ای به تعداد ۲۰۰ نفر با روش نمونه گیری تصادفی چند مرحله­ای انتخاب شد. برای سنجش متغیرهای مورد مطالعه از پرسشنامه­ی سبک های یادگیری کلب، هوش هیجانی شات و انگیزه پیشرفت هرمنس استفاده شد. نتایج تحلیل واریانس چند متغیری (MANOVA) نشان داد که  بین دانشجویان دارای سبک­های یادگیری متفاوت از لحاظ هوش هیجانی و انگیزه پیشرفت در شهر اهواز، تفاوت معنی­داری وجود دارد (۰۰۱/۰p=). به علاوه، نتایج تحلیل واریانس یک راهه نشان داد که  بین دانشجویان برای متغیر انگیزه پیشرفت معنی­دار است (۲۱۴/۴F=، ۰۰۷/۰P=).  بین دانشجویان برای متغیر هوش هیجانی معنی­دار است (۸۱۶/۲۳۸F=، ۰۰۱/۰p=). همچنین تحلیل واریانس چند راهه نشان داد که دانشجویان دارای سبک­های یادگیری متفاوت از لحاظ مؤلفه­های هوش هیجانی، تفاوت معنی­داری (۰۰۱/۰p=) وجود دارد. و تحلیل واریانس یک راهه نشان داد که  بین مؤلفه­ی ابراز هیجانی و سبک­های مختلف یادگیری تفاوت معنی­داری (۰۰۱/۰p=) وجود دارد.تحلیل یک راهه نشان داد که بین مؤلفه تنظیم هیجانی و سبک­های مختلف یادگیری تفاوت معنی­داری (۰۰۱/۰p=) وجود دارد. و در نهایت تحلیل واریانس یک راهه نشان می­دهد که بین مؤلفه بهره ­برداری از هیجان و سبک­های مختلف یادگیری تفاوت معنی­داری (۰۰۱/۰p=) وجود دارد.

 

عنوان                                                                                                                   صفحه

 

فهرست مطالب I

فهرست جدول­ها. VI

فهرست شکل­ها. VIII

 

فصل اول: کلیات پژوهش

مقدمه.۲

بیان مسئله۳

اهمیت و ضرورت موضوع .۵

هدف کلی  پژوهش.۷

اهداف جزیی پژوهش.۷

فرضیه­­ های تحقیق.۸

تعریف‌های مفهومی و عملیاتی متغیرها.۹

تعریف مفهومی سبک یادگیری.۹

تعریف مفهومی سبک یادگیری همگرا۹

تعریف مفهومی سبک یادگیری واگرا.۱۰

تعریف مفهومی سبک یادگیری جذب کننده۱۰

تعریف مفهومی سبک یادگیری انطباق یابنده۱۰

تعریف عملیاتی سبک یادگیری۱۱

تعریف عملیاتی سبک یادگیری همگرا۱۱

تعریف عملیاتی سبک یادگیری واگرا.۱۱

تعریف عملیاتی سبک یادگیری جذب کننده۱۱

تعریف عملیاتی سبک یادگیری انطباق یابنده۱۱

تعریف مفهومی هوش هیجانی۱۲

تعریف عملیاتی هوش هیجانی۱۲

تعریف مفهومی ارزیابی و ابراز هیجان۱۲

تعریف عملیاتی ارزیابی و ابراز هیجان۱۳

تعریف مفهومی تنظیم هیجان۱۳

تعریف عملیاتی تنظیم هیجان.۱۳

تعریف مفهومی بهره برداری از هیجان۱۳

تعریف عملیاتی بهره برداری از هیجان۱۴

تعریف مفهومی انگیزه پیشرفت.۱۴

تعریف عملیاتی انگیزه پیشرفت.۱۴

فصل دوم: پیشینه‌ی پژوهش

مقدمه۱۶

سبک های یادگیری۱۶

تعریف سبک های یادگیری.۱۶

انواع سبک های یادگیری.۱۸

سبک های شناختی یادگیری.۱۸

الف) سبک­های وابسته به زمینه و نابسته به زمینه.۱۹

ب)سبک­های تکانشی و تأملی۲۱

ج) سبک­های همگرا، واگرا، جذب کننده و انطباق یابنده.۲۳

د) سبک­های عمقی و سطحی.۳۰

سبک­های محیطی، هیجانی، جامعه­شناختی، فیزیولوژیکی و روانشناختی۳۱

ویژگی­های اساسی سبک­های یادگیری۳۶

هیجان۳۷

هوش هیجانی.۳۸

تاریخچه هوش هیجانی۳۹

تعاریف هوش هیجانی.۴۳

مدل های  هوش هیجانی.۴۵

مدل توانایی.۴۵

مدل هوش هیجانی دانیل گلمن۴۸

مدل شخصیتی بار – آن۴۹

انگیزه پیشرفت۵۱

تعریف انگیزه پیشرفت.۵۱

انگیزش درونی و بیرونی برای پیشرفت۵۲

نظریه های موجود در زمینه انگیزش۵۲

  1. انگیزش و نظریه یادگیری رفتاری۵۲
  2. انگیزش و نظریه انسانگرا.۵۳
  3. انگیزش و نظریه اسناد۵۳
  4. انگیزش و نظریه فرهنگی اجتماعی.۵۴

ارتباط جو مدرسه، انگیزه پیشرفت و عملکرد تحصیلی دانش­ آموزان.۵۵

پیشینه داخلی۵۶

پیشینه خارجی۵۷

فصل سوم: روش پژوهش

مقدمه۶۴

طرح پژوهش۶۴

جامعه‌ی آماری و روش نمونه‌گیری.۶۴

ابزارهای پژوهش۶۵

روش تجزیه تحلیل داده ها.۷۱

فصل چهارم: یافته‌های پژوهش

مقدمه .۷۳

یافته­ های توصیفی.۷۳

یافته‌های مربوط به فرضیه‌های پژوهش۷۴

فصل پنجم: بحث و نتیجه‌گیری

مقدمه ۸۴

تبیین فرضیه‌های پژوهش.۸۴

محدودیت­های پژوهش ۸۹

پیشنهادهای پژوهش.۸۹

پیشنهادهای نظری.۸۹

پیشنهادهای کاربردی.۹۰

خلاصه‌ی پژوهش.۹۱

منابع

فارسی۹۴

انگلیسی.۹۸

مقدمه

آموزش و پرورش در تمامی کشورهای دنیا از اهمیت به سزایی برخوردار است. این امر به دلیل آموزش و تعلیم نیروهای مورد نظر بخش های مختلف جامعه می باشد. یکی از مفاهیم اساسی در آموزش و پرورش پیشرفت تحصیلی است. پیشرفت تحصیلی در گرو عوامل بی شماری بوده و به دو دسته عوامل کلی (مانند: خانواده، مدرسه و دوست) و تفاوتهای فردی (مانند: ویژگی­های شخصیتی[۱]، انگیزه پیشرفت[۲]) تقسیم می شود. در این میان نقش عوامل انگیزشی به ویژه انگیزه پیشرفت در تبیین پیشرفت تحصیلی حائز اهمیت می باشد. مفاهیم انگیزه پیشرفت و پیشرفت تحصیلی از جمله زمینه های پژوهش هستند که در دهه های اخیر روان شناسان و پژوهشگران متعددی را به خود مشغول داشته است. در سایه تلاش های مستمر این متخصصان روی آوردها و نظریه های گوناگونی در مورد هر یک از مفاهیم مزبور شکل گرفته است (طالب پور، نوری و مولوی، ۱۳۸۵). پیشرفت دانشجویان در دانشگاه و دوران بزرگسالی نه تنها به توانایی آنها بلکه به انگیزه و نگرش ها و واکنش های عاطفی آنها به مدرسه و سایر مسائلی که در موقعیت دخالت دارند، بستگی دارد. یکی از سازه های اولیه که روان شناسان برای آن ارائه کرده اند انگیزه پیشرفت می باشد (یعقوبی، علیزاده و مرادی،۱۳۸۹). از دیگر سازه های تأثیرگذار در پیشرفت تحصیلی سبک های یادگیری[۳] می باشد. از آن جا که دانشجویان دارای سبک های یادگیری مختلف هستند و این سبک های یادگیری مختلف بر پیشرفت تحصیلی آنان تأثیر می گذارد؛ لازم است استادان از چگونگی و انواع آنها آگاه باشند تا دانشجویان را در استفاده از سبک های مختلف یادگیری کمک کنند (سیف،۱۳۸۷، به نقل از حسینی نسب و شریفی، ۱۳۸۹). هوش هیجانی[۴] نیز پیش بینی موفقیت فرد را ممکن می سازد زیرا نشان می دهد که چگونه فرد دانش خود را در یک موقعیت بلادرنگ به کار می گیرد (بار- آن[۵]، ۲۰۰۰، به نقل از باقرزاده گلمکانی، ۱۳۸۴). تحقیقات نشان دهنده تأثیر هوش هیجانی و سبک های یادگیری[۶] در انگیزه پیشرفت است در این پژوهش به مقایسه تفاوت دانشجویان دختر دارای سبک­های یادگیری متفاوت از لحاظ هوش هیجانی و انگیزش پیشرفت پرداخته شد.

بیان مسأله

سبکهای یادگیری را می­توان یکی از مهم­ترین سازه های علم روان شناسی تربیتی محسوب کرد. همواره متخصصان و مربیان به دنبال شناسایی عوامل مؤثر بر این سازه هستند تا از این طریق بتوانند بازدهی یادگیری انسان را در محیط های آموزشی به حداکثر برسانند (محمدزاده، شهنی ییلاق و مهرابی زاده، ۱۳۸۸). سبک یادگیری را نیز می توان مؤلفه­ای نسبتاً پایدار از نحوه دریافت و تعامل فراگیر با محیط یادگیری توصیف کرد (کسیدی[۷]، ۲۰۰۴). دمبو سبک های یادگیری را به مثابه تفاوتهای فردی می داند که یادگیری در موقعیت کلاس درس را تحت تأثیر قرار می دهد (دمبو[۸]، ۱۹۹۴).

دیوید کلب[۹] (۱۹۸۴) یکی از نظریه پردازان حوزه آموزش، یک  مدل را در رابطه با سبکهای یادگیری ارائه نمود که شامل این مراحل می باشد: تجربه واقعی یا ملموس، مشاهده بازتابی یا نگاه کردن، مفهوم سازی انتزاعی (تفکر)، تجربه نمودن (عمل) (رشیدی، صفاری، سنایی نسب، پاکپور و خواجه آزاد، ۱۳۹۱). کلب (۱۹۴۸) معتقد است  شناخت سبک یادگیری یکی از مؤلفه های اصلی برای بهبود فرایند یادگیری محسوب می­شود.

یکی از متغیرهایی که به نظر می رسد با سبک های یادگیری مرتبط می باشد، هوش هیجانی است. هوش هیجانی جدیدترین مفهوم در زمینه تحول ارتباط میان تفکر و هیجان است. این اصطلاح اولین بار از سوی سالوی و مایر پیشنهاد شد. هوش هیجانی  عبارت است از ظرفیت ادراک، ابراز، شناخت، کاربرد و اداره هیجان های خود و دیگران (مایر[۱۰]و سالوی[۱۱]، ۱۹۹۷، به نقل از اصغرنژاد، ۱۳۸۶). مسلم آن است که از آغاز مطالعه هوش غالباً بر جنبه های شناختی آن نظیر حافظه و حل مسأله تأکید شده است، در حالی که ابعاد غیر شناختی یعنی توانایی های عاطفی و کرداری نیز نه تنها پذیرفتنی هستند بلکه ضروری هم می باشند (چرنیس[۱۲]، ۲۰۰۰، به نقل از اصغرنژاد، ۱۳۸۶). امروزه پژوهشگران با توسل به تئوری هوش هیجانی و اجتماعی در صدد تبیین موفقیتهای تحصیلی هستند (مایر و سالوی، ۱۹۹۷، به نقل از اصغرنژاد، ۱۳۸۶). پتریدز[۱۳]، فریدریکسون[۱۴] و فوررنام[۱۵] (۲۰۰۴) در پژوهشی با عنوان نقش هوش هیجانی در عملکرد تحصیلی دریافتند که هوش هیجانی رابطه میان توانایی شناختی و عملکرد تحصیلی را تعدیل می کند.

انگیزه پیشرفت نیز یکی از متغیرهایی است که به نظر می رسد با سبک های یادگیری مرتبط می باشد. انگیزه پیشرفت به عنوان متغیر شخصیتی برای توصیف تفاوتهای فردی در موقعیتهای کاری زیادی نظیر مدرسه، ورزش و دنیای کار مورد استفاده قرار گرفته است (کانفر[۱۶]، ۱۹۹۰، به نقل از شکرکن و محب، ۱۳۸۸). علاوه بر این، پژوهشگران از این متغیر برای توصیف رفتار انگیزشی استفاده می کنند. انگیزه پیشرفت عبارت است از سائقی برای پیشی گرفتن بر دیگران، دستیابی به پیشرفت با توجه به ملاکهای مشخص و تلاش جهت کسب موفقیت (روبینز، ۱۹۹۴، به نقل از شکرکن و محب، ۱۳۸۸).

نخستین شکل بندی از انگیزه پیشرفت توسط هنری موری[۱۷] صورت گرفت. به اعتقاد موری انگیزه پیشرفت به مفهوم غلبه بر موانع و مبارزه با آن چه که به دشوار بودن شهرت دارد، مورد استفاده قرار می گیرد. هنری موری (شولتز[۱۸]، ۲۰۰۵، ترجمه­ی سید محمدی، ۱۳۸۵) در توصیف نیازهای روان زاد، پیشرفت را به نتیجه رساندن کاری دشوار، غلبه کردن، دست کاری کردن یا سازمان دادن اشیاء مادی، انسانها یا عقاید، چیره شدن بر موانع و دست یافتن به معیاری عالی تعریف می کند. برای نیل به یادگیری موفقیت آمیز و مؤثر، معلمان به شاگردان برانگیخته، علاقه­مند و تلاش گر نیاز دارند و خواهان چنین متعلمانی هستند. به سخن دیگر یادگیرندگانی که در فعالیت­های یادگیری و دستیابی به اهداف پرورشی، خودانگیخته و خودراهبر باشند و برای به فعالیت واداشتن آن ها نیاز کمتری به مشوق ها و محرک های بیرونی و چالش معلمان وجود داشته باشد. از طرف دیگر، بی علاقه گی یا پایین و بودن انگیزش دانش آموزان اغلب بر معلمان تأثیرات نامطلوب می گذارد. در واقع کمبود انگیزش موجب تحلیل منابع و پتانسیل­ها و کاهش بهره­وری فرآیند تدریس و یادگیری می گردد. با توجه به این امر محقق بر آن شد تا به پژوهش در این زمینه بپردازد که آیا سبک های مختلف یادگیری در دانشجویان از لحاظ متغیرهای انگیزه پیشرفت و هوش هیجانی با هو تفاوت دارند؟ بپردازد.

اهمیت و ضرورت موضوع

پژوهش در مورد سبک­های یادگیری، سبک­های شناختی[۱۹] و سبک­های تفکر از مطالعات مربوط به ابعاد روانشناختی، اجتماعی و فیزیولوژیک فرایند آموزش سرچشمه گرفته است. شناخت و درک مدلهای مرتبط با سبک­های تفکر و یادگیری در واقع یکی از پیشرفت­های اساسی روانشناسی تربیتی در قرن بیستم است. باتلر[۲۰] (۱۹۸۸، به نقل از دارموند[۲۱] و استودارد[۲۲]، ۱۹۹۲) در مورد اهمیت سبک­های یادگیری در امر آموزش بیان می­دارد که آگاهی معلمان از نحوه یادگیری دانشجویان و شناسایی سبک­های یادگیری ترجیحی و نقاط ضعف و قوت آنها باعث هدایت برنامه آموزشی در جهت ارائه آموزش متناسب و هماهنگ با ویژگیهای یادگیرندگان شده که نهایتاً افزایش عملکرد تحصیلی را در بر خواهد داشت. آگاهی از سبک یادگیری می ­تواند مربیان را در جهت برآورده کردن نیازهای یادگیری آموزش گیرنده افزایش داده و امکان استفاده از راهبردهای آموزشی بهتر را فراهم کرد. در نتیجه از منابع موجود، توانمندی های دانش آموز، ظرفیت­های موجود آموزشی و زمان استفاده بهتری می شود و تجارب آموزشی پربازده و لذت بخشی را خلق می نماید (رشیدی و همکاران،۱۳۹۱).

هوش هیجانی یکی از ابعاد یا توانایی­های شناخته شده انسان است. گلمن[۲۳] (۱۹۹۵)، معتقد است که هوش هیجانی جنبه­ دیگری از هوش است که در دستیابی افراد به موفقیت در ابعاد مختلف زندگی، بیشتر از هوش شناختی ایفای نقش می کند. کاربرد هیجان­ها در تعلیم و تربیت امری اجتناب ناپذیر است؛ زیرا در قرن بیستم و کم علاوه بر توجه به رشد شناختی و پیشرفت تحصیلی، می­بایست به رشد هیجانی دانش آموزان و دانشجویان توجه نموده و آن­ها را برای همکاری و مشارکت در کار، تصمیم ­گیری­های مسئولانه، مقاومت در برابر فشار گروه همسالان و نفوذ وسایل ارتباط جمعی آماده نمود (خسروجردی و خانزاده، ۱۳۸۶).

با توجه به اینکه انگیزه پیشرفت، زمینه پیشرفت تحصیلی دانشجویان را فراهم می کند و می­توان پیشرفت تحصیلی را از جمله تجلیات قابل اندازه گیری انگیزه پیشرفت تلقی کرد، در نتیجه این انگیزه یک انگیزه اجتماعی با اهمیت می باشد. از طرفی دیده می شود که علم روان شناسی شاخه های تخصصی فراوانی دارد که یکی از مهم ترین آنها یادگیری است. افراد دارای انگیزش پیشرفت سطح بالا برای حل مشکلات و رسیدن به موفقیت بسیار کوشا هستند، حتی پس از آنکه در انجام کاری شکست خوردند، از آن دست نمی کشند و تا رسیدن به موفقیت به کوشش ادامه می دهند. دانشجویان دارای انگیزش پیشرفت سطح بالا همواره می خواهند موفق بشوند و آن را انتظار می کشند. وقتی شکست می خورند کوششهای خود را دو برابر می کنند و به فعالیت ادامه می دهند تا موفق بشوند (اسلاوین، ۲۰۰۶). بر اساس یافته­ های این پژوهش می­توان در جهت پیشرفت تحصیلی دانشجویان برنامه ریزی نموده و شیوه ­های آموزشی مناسبی را بر اساس سبک یادگیری دانش آموزان ایجاد نمود تا انگیزه پیشرفت در دانشجویان افزایش یابد و به هیجان های آنها نیز توجه گردد.

اهداف پژوهش

هدف کلی

مقایسه دانشجویان دارای سبک­های یادگیری متفاوت از لحاظ هوش هیجانی و انگیزه پیشرفت.

اهداف جزئی

  • مقایسه دانشجویان دارای سبک­های یادگیری متفاوت از لحاظ هوش هیجانی.
  • مقایسه دانشجویان دارای سبک­های یادگیری متفاوت از لحاظ انگیزه پیشرفت.

فرضیه های پژوهش

  • بین دانشجویان دارای سبک­های یادگیری متفاوت از لحاظ هوش هیجانی و انگیزه پیشرفت تفاوت معنی­داری وجود دارد.

۱-۱- بین دانشجویان دارای سبک­های یادگیری متفاوت از لحاظ انگیزه پیشرفت تفاوت معنی­داری وجود دارد.

۲-۱- بین دانشجویان دارای سبک­های یادگیری متفاوت از لحاظ هوش هیجانی تفاوت معنی­داری وجود دارد.

۱-۲-۱- بین دانشجویان دارای سبک­های یادگیری متفاوت از لحاظ مؤلفه ابراز هیجانی تفاوت وجود دارد.

۲-۲-۱- بین دانشجویان دارای سبک­های یادگیری متفاوت از لحاظ مؤلفه تنظیم هیجانی تفاوت وجود دارد.

۳-۲-۱- بین دانشجویان دارای سبک­های یادگیری متفاوت از لحاظ مؤلفه بهره برداری هیجانی تفاوت وجود دارد.

تعریف مفهومی و عملیاتی متغیرها

سبک یادگیری

تعریف مفهومی سبک یادگیری

سبک یادگیری عبارتست از ترکیب روش های شناختی، عاطفی و فیزیولوژیک که به وسیله آنها افراد به بازیابی، سازماندهی، پردازش و یادآوری اطلاعات می پردازند (رشیدی و همکاران، ۱۳۹۱). از دیدگاه کلب (۱۹۸۵)، سبک های یادگیری به روش هایی اشاره دارند که در آنها مفاهیم، قوانین و اصول را به گونه ای سازماندهی می کنند که آنان را در برخورد با موقعیت جدید هدایت می کند. اصطلاح سبک یادگیری به باورها، رجحان ها و رفتارهایی که افراد با بهره گرفتن از آنها به یادگیری خود در یک موقعیت کمک می کنند نیز گفته می شود. چهار نوع سبک یادگیری وجود دارد که عبارت اند از : ۱) سبک یادگیری واگرا، ۲) سبک یادگیری همگرا، ۳) سبک یادگیری انطباق یابنده و ۴) سبک یادگیری جذب کننده (هوهن[۲۴]، ۱۹۹۵، به نقل از محمدزاده ادملایی، ۱۳۸۴)

تعریف مفهومی سبک یادگیری همگرا

سبک یادگیری همگرا از ترکیب دو شیوه ی یادگیری مفهوم سازی انتزاعی و آزمایشگری فعال به دست می آید. از آن جهت به افرادی که دارای این سبک یادگیری هستند همگرا می گویند که وقتی با مسئله ای روبرو می شوند به سرعت برای یافتن راه حل درست می کوشند یا کوشش های خود را بر آن راه حل واحد  بر آن راه حل  واحد متمرکز می کنند (سیف، ۱۳۸۹).

تعریف مفهومی سبک یادگیری واگرا

سبک یادگیری واگرا از ترکیب دو شیوه ی یادگیری، شامل تجربه ی عینی و مشاهده ی تأملی حاصل می شود. افراد دارای این سبک یادگیری موقعیت های عینی را از زوایای مختلف می بینند. رویکرد آنها نسبت به موقعیت ها، مشاهده کردن تا عمل کردن است. از آنجا که این افراد قادر به تولید اندیشه های گوناگون هستند، سبک آها را واگرا می گویند (سیف، ۱۳۸۹).

تعریف مفهومی سبک یادگیری جذب کننده

سبک یادگیری جذب کننده از ترکیب دو  شیوه ی یادگیری مفهوم سازی انتزاعی و مشاهده ی تأملی به دست می آید. افراد دارای این سبک یادگیری در کسب و درک اطلاعات گسترده و تبدیل آن به صورت خلاصه، دقیق و منطقی توانا هستند (دمیرباس[۲۵] و دمیرکان[۲۶]، ۲۰۰۷). علت نامیدن این سبک یادگیری به جذب کننده آن است که  افراد دارای این سبک قادر به دریافت داده های گوناگون و سازمان دادن به آنها می باشند (سیف، ۱۳۸۹).

تعریف مفهومی سبک یادگیری انطباق یابنده

سبک یادگیری انطباق یابنده از ترکیب دو شیوه ی یادگیری تجربه ی عینی  آزمایشگری فعال به دست می آید (کلب  و کلب، a2005). افراد دارای این سبک از تجارب دست اول می آموزند و از اجرای نقشه و درگیرشدن با اعمال چالش انگیز لذت می برند. این افراد بیش از آن که به تحلیل منطقی بپردازند، امور محسوس را ترجیح می دهند. علت نامیدن این سبک به انطباق یابنده این است که افراد دارای این سبک در انطباق یافتن با موقعیت های جدید توانا هستند (سیف، ۱۳۸۹)

تعریف عملیاتی سبک یادگیری

منظور از سبک یادگیری در این پژوهش منظور از سبک های یادگیری، مقادیر کمی و پیوسته ای است که افراد از پرسش نامه ی سبک های یادگیری کلب (۱۹۸۵) با توجه به شیوه­ی یادگیری خود به دست می آورند.

تعریف عملیاتی سبک یادگیری همگرا

در این پژوهش منظور از سبک یادگیری همگرا، مقادیر کمی و پیوسته ای است که افراد از پاسخ­دهی به خرده مقیاس همگرا در پرسشنامه ی سبک های یادگیری کلب (۱۹۸۵) کسب می کند.

تعریف عملیاتی سبک یادگیری واگرا

در این پژوهش منظور از سبک یادگیری واگرا، مقادیر کمی و   پیوسته ای است که افراد از پاسخدهی به خرده مقیاس سبک واگرا در پرسشنامه ی سبک های یادگیری کلب (۱۹۸۵) کسب می کند.

تعریف عملیاتی سبک یادگیری جذب کننده

در این پژوهش منظور از سبک یادگیری جذب کننده، مقادیر کمی و پیوسته ای است که افراد از پاسخدهی به خرده مقیاس سبک جذب کننده در پرسشنامه سبک های یادگیری کلب (۱۹۸۵) کسب می کند.

تعریف عملیاتی سبک یادگیری انطباق یابنده

در این پژوهش منظور از سبک یادگیری انطباق یابنده، مقادیر کمی و پیوسته ای است که افراد از پاسخدهی به خرده مقیاس انطباق یابنده در پرسشنامه سبک های یادگیری کلب (۱۹۸۵) کسب می کنند.

 

تعداد صفحه :۱۳۶

قیمت :۳۷۵۰۰ تومان

بلافاصله پس از پرداخت ، لینک دانلود فایل در اختیار شما قرار می گیرد

و در ضمن فایل خریداری شده به ایمیل شما ارسال می شود.

پشتیبانی سایت  [email protected]

پایان نامه بررسی رابطه­ ی سبک­های یادگیری با مدیریت زمان در بین دانشجویان

 پایان نامه رشته علوم تربیتی

دانشکده ادبیات و علوم انسانی

بخش علوم تربیتی

پایان نامه تحصیلی

برای دریافت درجه کارشناسی ارشد رشته علوم تربیتی

گرایش برنامه ریزی درسی

 بررسی رابطه­ سبک­های یادگیری با مدیریت زمان در بین دانشجویان

کارشناسی ارشد دانشگاه شهید باهنر کرمان

استاد مشاور:

سرکار خانم اشرف رشیدی کیکانلو            

 شهریور ماه ۱۳۹۳

 

 

چکیده

تحقیق حاضر با هدف بررسی رابطه سبک‌های یادگیری با مدیریت زمان در بین دانشجویان کارشناسی ارشد دانشگاه شهید باهنر کرمان صورت گرفته است. این تحقیق از نظر هدف کاربردی و از نظر روش توصیفی و از نوع همبستگی بوده است. جامعه آماری تحقیق شامل کلیه دانشجویان کارشناسی ارشد در حال تحصیل در دانشگاه شهید باهنرکرمان بودند که ۳۴۵۷ نفر را تشکیل دادند. ابتدا از تعداد ۱۱ دانشکده (۱۱ خوشه)، ۷ دانشکده ( ۷ خوشه)، به شکل تصادفی ساده ( قرعه کشی ) انتخاب شد و بعد از هر دانشکده نیز به شکل تصادفی یک گرایش انتخاب شد و تمام دانشجویان آن گرایش شامل ۱۰۲ نفر به صورت نمونه گیری خوشه ای دو مرحله ای گزینش شدند. آزمودنی ها دو پرسشنامه سبک­های یادگیری کلب (۱۹۹۹) و پرسشنامه مدیریت زمان بریتون و تسر (۱۹۹۱) را تکمیل کردند. هر دو پرسشنامه از نظر روایی مورد تأیید اساتید مجرب قرار گرفته است و از نظر پایایی نیز برای پرسشنامه سبک یادگیری به روش آلفای کرونباخ ۸۱/. و برای پرسشنامه مدیریت زمان ۸۵/. بدست آمده است. داده­ ها به وسیله  تحلیل وایانس چند متغیره، آزمون لوین و آزمون دی سامرز مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفت. نتایج تحقیق نشان داد که بین سبک­های یادگیری با مدیریت زمان در میان دانشجویان کارشناسی ارشد رابطه معناداری وجود ندارد. همچنین سبک­های یادگیری و مدیریت زمان به تفکیک متغیرهای جمعیت شناسی سن، جنسیت و گرایش تحصیلی نیز تفاوت معناداری را نشان ندادند، فقط دانشجویان ریاضی نسبت به دانشجویان صنایع از نظر مدیریت زمان وضعیت مطلوب­تری دارند.

کلید واژه: سبک یادگیری، مدیریت زمان، یادگیری، سبک شناختی، دانشجوی کارشناسی ارشد، دانشگاه

وفهرست مطالب

عنوان                                                                                                                                صفحه         

  فصل اول : طرح تحقیق
۱  مقدمه
۲       ۱ -۱. بیان مسأله
۳      ۱ -۲. ضرورت و اهمیت تحقیق
۴     ۱ -۳. اهداف تحقیق۱-۳-۱. اهداف کلی

۱-۳-۲. اهداف جزئی

۵  ۱-۴. سوال­های تحقیق
۶ ۱-۵. تعاریف مفهومی و عملیاتی متغیر­ها 

 

فصل دوم: پیشینه تحقیق
۱۰ مقدمه
۱۱ ۲-۱. مبانی نظری سبک یادگیری
۱۱ ۲-۱-۱. مفهوم یادگیری
۱۳ ۲-۱-۲. عوامل مؤثر بر یادگیری
۱۴ ۲-۱-۳. مفهوم سبک یادگیری
۱۹ ۲-۱-۴. نظریه کاری
۲۲ ۲-۱-۵. تفاوت سبک یادگیری و سبک شناختی
۲۴ ۲-۱-۶. انواع سبک­های یادگیری
۲۴۲۵

۲۵

            ۲-۱-۶-۱. سبک شناختی۲-۱-۶-۲. سبک عاطفی

 

ط

۲-۱-۶-۳. سبک فیزیولوژیک

۲۶ ۲-۱-۷. مدل­های ارائه شده در رابطه با سبک­های یادگیری
۲۷      ۲ -۱-۷-۱. مدل سبک­های یادگیری دیوید کلب
۳۱      ۲-۱-۷-۲. سبک یادگیری فلمینگ و میلس
۳۲      ۲ -۱-۷-۳. مدل سبک یادگیری فلدر و سیلورمن
۳۳      ۲-۱-۷-۴. مدل سبک­های یادگیری وارک
۳۵     ۲-۱-۷-۵. سبک­های یادگیری هانی و مامفورد
۳۷     ۲-۱-۷-۶. سبک­های یادگیری وابسته به و نابسته به زمینه
۳۹    ۲-۱-۷-۷. مدل سبک­های یادگیری تکانشی و تأملی
۴۰    ۲-۱-۷-۸. مدل سبک­های یادگیری دان ودان
۴۱    ۲-۱-۷-۹. مدل سبک­های یادگیری گرگورک
۴۲   ۲-۱-۷-۱۰. سبک یادگیری گراشا – ریچمن
۴۴   ۲-۱-۷-۱۱. سبک یادگیری مک کارتی
۴۵   ۲-۱-۷-۱۲. مدل ماتیز
۴۷ ۲-۲. پیشینه نظری مدیریت زمان
۴۷          ۲-۲-۱. مفهوم زمان
۴۹           ۲-۲-۲. مفهوم مدیریت زمان
۵۵          ۲-۲-۳. فرآیند مدیریت زمان
۵۶         ۲-۲-۴. منافع مدیریت زمان
۵۶ ۲-۳. مروری بر تحقیقات انجام شده
۵۷ ۲-۳-۱. تحقیقات انجام شده در داخل ایران در مورد سبک یادگیری
۶۰ ۲-۳-۲. تحقیقات انجام شده در داخل ایران در مورد مدیریت زمان
۶۱ ۲-۳-۳. تحقیقات انجام شده در خارج از ایران در مورد سبک یادگیری
۶۲۶۴

۶۵

۲-۳-۴. تحقیقات انجام شده در خارج از ایران در مورد مدیریت زمانجمع بندی فصل دوم

مدل مفهومی تحقیق

ی

۶۶ فصل سوم: روش تحقیق
۶۶ مقدمه
۶۶ ۳-۱. نوع تحقیق
۶۶ ۳-۲. جامعه آماری
۶۸ ۳-۳. روش نمونه گیری و حجم نمونه
۶۸۶۸

۶۹

۳-۴. ابزار جمع آوری اطلاعات و روایی و پایایی آن۳-۴-۱. پرسشنامه سبک یادگیری

۳-۴-۲. پرسشنامه مدیریت زمان

۶۹ ۳-۵. روش جمع­آوری اطلاعات
۷۰ ۳-۶. روش­های تجزیه و تحلیل آماری 
فصل چهارم: تجزیه و تحلیل داده­ ها
۷۱ مقدمه
۷۱  ۴-۱. توصیف شاخص­های جمعیت شناختی پاسخگویان۴-۱-۱. بررسی آزمودنی­ها به تفکیک جنسیت.

۴-۱-۲. بررسی آزمودنی­ها به تفکیک سن.

۴-۱-۳. بررسی آزمودنی­ها به تفکیک گرایش تحصیلی.

۷۴ ۴-۲. تحلیل یافته­ها با بهره گرفتن از آمار استنباطی
۷۵       ۴-۲-۱. سؤال اول: آیا بین مدیریت زمان و سبک یادگیری رابطه معنی­داری وجود دارد؟
۷۷      ۴-۲-۲. سؤال دوم: آیا بین سبک یادگیری به تفکیک گرایش تحصیلی تفاوت معناداری وجود      دارد .
۷۸      ۴-۲-۳. سؤال سوم: آیا بین سبک یادگیری دانشجویان به تفکیک سن آنها تفاوت معناداری            وجود دارد ؟
۷۸     ۴-۲-۴. سؤال چهارم: آیا بین سبک یادگیری دانشجویان به تفکیک جنسیت آنها تفاوت                 معناداری وجود دارد ؟
۷۹      ۴-۲-۵. سؤال پنجم: آیا بین مدیریت زمان به تفکیک سن، جنسیت، گرایش تفاوت معنی­داری      وجود دارد ؟ز
فصل پنجم: بحث و نتیجه ­گیری
۸۰ مقدمه
۸۱ ۵-۱. بحث و نتیجه ­گیری
۸۳ ۵-۲. پیشنهادهای تحقیق
۸۳ ۵-۳. محدودیت­های تحقیق
۸۴ منابع فارسی
۹۵ منابع لاتین
۱۰۲ پیوست­ها

 

مقدمه

 هر برنامه­ریز درسی، محتوایی که طراحی می­نماید به منظور تحقق یادگیری اثربخش است. برای آنکه یادگیری در فراگیران در حداقل زمان ممکن و با کیفیت صورت گیرد، بایستی منطبق با تفاوت­های فردی آنها باشد. اگر در گذشته، یادگیری را تنها متأثر از هوش و عوامل ارثی می­دانستند، امروزه علاوه بر آنها، عوامل دیگری از قبیل سبک یادگیری و مدیریت زمان نیز تأثیرگذار می­دانند.

افراد در فضای آموزشی با سبک­های متنوع یادگیری حضور دارند که بدون شک بر فرآیند یادگیری تأثیر­گذار است. همان طور که اثر انگشت هر فرد، خاص خودش است، سبک یادگیری نیز منحصر به خود فرد است. آگاهی از نمونه یادگیری فراگیران و شناسایی یادگیری ترجیحیشان باعث هدایت برنامه آموزشی در جهت آموزشی متناسب با ویژگی­های یادگیرندگان می­شود. (آقابابایی، ۱۳۸۸) بنابراین هر برنامه­ریز درسی در جایگاه طراح آموزشی، بایستی به این عامل مؤثر در یادگیری توجه نماید و محتوایی را طراحی نماید که پاسخگوی سبک­های یادگیری متنوع فراگیر باشد. تحقیقات و نظریات متنوعی در این زمینه مطرح شده‌اند و اکثرأ اهمیت سبک یادگیری را در افزایش رضایت و بالا بردن کیفیت آموزش عالی تأیید نموده ­اند.

علاوه بر عامل سبک یادگیری، زمان نیز به عنوان یک کالای برگشت ناپذیر و غیر­قابل خرید در طراحی و برنامه ­ریزی درسی نقش اساسی دارد. اگر برنامه­ریز به عامل زمان در برنامه ­ریزی و تدوین محتوا توجه نداشته باشد، منجر به نارضایتی فراگیر و عدم تحقق یادگیری خواهد شد و بالطبع اگر فراگیر در زمان یادگیری به عامل وقت و مدیریت آن توجه نداشته باشد باعث خواهد شد که از دیگر اهداف خود بازبماند.

لذا به دلیل اهمیت متغیر­های تحقیق بالاخص در محیط­های آموزشی و علاقه شخصی تحقیقگر، درصدد برآمد تا به بررسی وضعیت موجود سبک یادگیری و مدیریت زمان و رابطه آن در بین دانشجویان کارشناسی ارشد دانشگاه باهنر کرمان بپردازد تا بدین وسیله با بررسی علمی این دو متغیر به کلیه­ی ذی نفعان آموزشی در جهت تسهیل یادگیری کارآمد کمک کند و میزان آگاهی و شناخت آنها را نسبت به این دو مولفه افزایش دهد.

۱-۱ بیان مسأله

در کشور ما، مسئولیت تربیت نیرو­های متخصص برای ورود به بازار کار و گرداندن چرخ­های اقتصادی، رشد و توسعه اجتماعی، فرهنگی به دانشگاه­ها و مؤسسات آموزشی واگذار شده است. وابسته بودن توسعه و بقای جامعه به آموزش از یک سو و وجود فضای رقابتی برای ورود به دانشگاه­ها ضرورت توجه به بالا بردن کیفیت آموزش و تحقق یادگیری اصیل و عمیق را ایجاب می­ کند.

برای آنکه آموزش و یادگیری به طور مؤثر صورت گیرد اولأ: برنامه­ریزان درسی در طراحی، تدوین و ساخت برنامه درسی

ثانیأ: مدرسین در فرآیند اجرا و ارزشیابی محتوای آموزشی

ثالثأ: فراگیران به عنوان جذب کننده و تولید کننده دانش

بایستی نسبت به وجود تفاوت­‌های فردی و اهمیت آن در تحقق یادگیری اثربخش آگاه شوند و متناسب با آن­‌ها فرآیند یادگیری را هدایت نمایند.

از جمله وجوه تفاوت­‌های فردی مورد توجه در نظام‌­های آموزشی “سبک یادگیری” است. منظور از سبک یادگیری روشی است که افراد اطلاعات را کسب، نگه داری و بازخوانی می­‌نماید (فدلر و هنریکز،۱۹۹۵).

سبک یادگیری مانند اثر انگشت خاص هر فرد است. شناخت سبک یادگیری موجب می‌شود تا آموزش با سهولت بیشتر و به روش مناسب­‌تری صورت گیرد. اگر برنامه‌­ریز درسی، مدرس، فراگیر و کلیه ذی نفعان آموزشی نسبت به سبک‌­های یادگیری آگاهی داشته باشند، می­‌توانند ضمن در نظر گرفتن آن زمینه یادگیری عمیق و اصیل را فراهم نمایند.

در کنار توجه به نوع سبک یادگیری، عامل زمان برای برنامه­ریزان درسی به عنوان یکی از عناصر برنامه ­ریزی در تدوین محتوا، مدرسین در ارائه آموزش و فراگیران در یادگیری اهمیت دارد.

ممکن است هر فرد با سبک یادگیری خاص در چگونگی مدیریت زمان با دیگری تفاوت داشته باشد. لذا توجه به این گونه از تفاوت­های فردی در تحقق یادگیری اثربخش بی­فایده نخواهد بود و می ­تواند در کوتاه­ترین زمان ممکن تحقق یادگیری کارآمد را فراهم نماید.

هرچند به نظر محقق در نظام آموزشی کشور ما با اعمال تمرکزگرایی در نظام آموزشی، ارزشیابی یکسان، استفاده از روش­های تدریس سنتی و غیره تاحدودی تفاوت­های فردی در نظرگرفته نمی­ شود.

۲

اما به منظور ایجاد حساسیت در بین متخصصان تعلیم و تربیت و به ویژه برنامه­ریزان درسی بایستی بررسی­های تحقیقی در این زمینه صورت گیرد تا اهمیت آنها به صورت دقیق و علمی مشخص شود. لذا محقق بدین جهت اقدام به بررسی رابطه­ سبک یادگیری به عنوان یکی از تفاوت­های افراد با مدیریت زمان به عنوان یکی از عناصر اصلی برنامه ­ریزی درسی نمود تا گامی هرچند کوچک برداشته باشد.

در صورت وجود رابطه بین سبک یادگیری با مدیریت زمان بایستی همواره ذی تفعان آموزشی آن را در نظر گرفته و متناسب با زمینه تحقق یادگیری کارآمد را فراهم نمایند و در صورت عدم وجود رابطه بایستی میزان آگاهی و شناخت فراگیران را نسبت به انواع سبک یادگیری و چگونگی مدیریت زمان بالا برد تا به واسطه این خودشناسی، به تحقق یادگیری اصیل و عمیق کمک شود.

 

۱-۲. ضرورت و اهمیت انجام تحقیق

در باب ضرورت و اهمیت تحقیق به تفکیک متغیر­ها می­توان گفت:

۱-۲-۱. سبک یادگیری

۱- آگاهی از سبک یادگیری باعث تسهیل فرایند آموزش و یادگیری می‌شود.

۲- آگاهی از شیوه‌های یادگیری فراگیران به معلمان کمک می‌کند که به فراگیران متعددی پاسخگو باشند.

۳- به مدرسان اجازه می‌دهد که در هنگام ارتباط، پیام‌های خود را از راه‌های مؤثر‌تری ارسال نمایند. به عبارت دیگر مدرسان با توجه به سبک‌های یادگیری فراگیران، باید از روش‌های مختلفی برای انتقال مطالب استفاده نمایند.

۴- اگر شیوه تدریس مدرس با سبک یادگیری فراگیر هماهنگ باشد، فراگیران رضایت بیشتری از آموزش خواهند داشت.

۵- هر فرد برای برخی از وظایف و مشاغل، نسبت به دیگران مناسب‌تر است. بنابراین با توجه به سبک یادگیری فرد می‌توان مشاوره و توصیه‌هایی درمورد رشته و آینده شغلی فرد به عمل آورد (رضایی و همکاران، ۱۳۸۸).

۳

۶- سبک یادگیری می‌تواند در سازماندهی محیط آموزش، چگونگی تعامل معلمان با فراگیران و چگونگی یاددهی و یادگیری محتوا مورد استفاده قرار گیرد.

 

۷- آگاهی در مورد سبک یادگیری و اصلاح هوشیارانه آن، درک و شناخت مفهوم یادگیری، منجر به توسعه برنامه آموزشی و ارتقای کیفیت آموزش و توسعه تئوری‌های یادگیری می‌شود (کریمی مونقی، ۱۳۸۸).

۱-۲-۲. مدیریت زمان

۱- دیدگاه بهتری نسبت به کار­های وابسته به یکدیگر و اولویت­ها بدست می­آورند.

۲- فرصت­های بیشتری برای خلاق بودن ایجاد می­ کند تا مبتکر باشند به جای آنکه منفعل باشند.

۳- با فشار­های روحی و استرس دست و پنجه نرم کنند، آن را کاهش داده و از آن اجتناب می­ورزند.

۴- اوقات فراغت بیشتری بدست آورند به عبارت دیگر وقت بیشتری برای مطالعه، خانوادهداشته باشند.

۵- با ثبات قدم و به طور منظم به اهداف خود دست یابند و در نتیجه زندگی آنها معنا­دار و دارای سمت و سو شود (فتاح ناظم ،۱۳۸۷).

اهمیت و ضرورت انجام همزمان دو متغیر به نظر محقق منجر به تقویت پیشینه نظری تحقیق، آشنایی دانشجویان با انواع سبک­های یادگیری و اهمیت مدیریت زمان و جلب توجه برنامه­ریزان به اهمیت تفاوت­های فردی در تدوین برنامه ­های آموزشی خواهد شد.

۱-۳. اهداف تحقیق

۱-۳-۱. هدف کلی تحقیق

هدف کلی این تحقیق بررسی رابطه­ سبک­های یادگیری با مدیریت زمان در بین دانشجویان کارشناسی ارشد دانشگاه شهید باهنر کرمان بوده است.

۴۱-۳-۲. هدفهای جزئی (ویژه):

۱- شناسایی رابطه بین انواع سبک های یادگیری ( انطباق یابنده، واگرا، جذب کننده، همگرا) با عامل های مدیریت زمان ( برنامه ریزی کوتاه مدت، برنامه ریزی بلندمدت، نگرش به زمان) بر حسب متغیر­های جمعیت شناختی سن، جنسیت و گرایش تحصیلی.

۲- شناسایی سبکهای یادگیری دانشجویان و معناداری تفاوت آنها برحسب متغیرهای جمعیت شناختی سن، جنسیت و گرایش تحصیلی.

۳- شناسایی وضعیت مدیریت زمان دانشجویان و معناداری تفاوت آنها برحسب متغیرهای جمعیت- شناختی سن، جنسیت و گرایش تحصیلی.

۱-۴. سوال­های تحقیق

۱- آیا بین سبک­های یادگیری دانشجویان با مدیریت زمان رابطه معنا­داری وجود دارد؟

۲- آیا بین سبک­های یادگیری دانشجویان به تفکیک گرایش تحصیلی آنها تفاوت معناداری وجود دارد؟

۳- آیا بین سبک­های یادگیری دانشجویان به تفکیک سن آنها تفاوت معناداری وجود دارد؟

۴- آیا بین سبک­های یادگیری دانشجویان به تفکیک جنسیت آنها تفاوت معناداری وجود دارد؟

۵- آیا بین مدیریت زمان دانشجویان به تفکیک گرایش تحصیلی، سن و جنسیت آنها تفاوت معناداری وجود دارد؟

۵۱-۵. تعریف مفهومی و عملیاتی متغیرها

۱-۵-۱. تعاریف مفهومی

سبک یادگیری

سبک یادگیری به معنی را­های است که یک فرد برای اکتساب و پردازش اطلاعات اتخاذ می­ کند(کلب[۱]، ۱۹۸۴؛ به نقل از دینکول[۲]، ۲۰۱۱).

سبک همگرا: از ترکیب دو شیوه یادگیری مفهوم­سازی انتراعی و آزمایشگری فعال بدست می­آید. افراد دارای این سبک در یافتن موارد استفاده عملی برای اندیشه­ها و نظریه­ها و همچنین در کار­های تخصصی و تکنولوژی موفق­اند.

سبک واگرا: از ترکیب دو شیوه یادگیری تجربه عینی و مشاهده تأملی بدست می­آید. افراد دارای این سبک در تخیل و تولید اندیشه و دیدن امور از زوایای مختلف قوی هستند.

سبک جذب کننده: از ترکیب دو شیوه یادگیری مفهوم سازی انتزاعی و مشاهده تأملی بدست می­آید. افراد دارای این سبک در کسب و درک اطلاعات گسترده و تبدیل آن به صورتی خلاصه، دقیق و منطقی توانا هستند.

سبک انطباق یابنده: از ترکیب دو شیوه یادگیری تجربه عینی و آزمایشگری فعال بدست می­آید. افراد دارای این سبک از تجارب دست اول می­آموزند و از اجرای نقشه و درگیر شدن با اعمال چالش انگیز لذت می­برند.

۶شیوه یادگیری تجربه عینی: مرحله­ای از چرخه­ی یادگیری است که فرد از طریق تجارب ویژه ارتباط با مردم و حساسیت به احساسات افراد را یاد می­گیرد.

شیوه یادگیری مشاهده تأملی: مرحله­ای از چرخه­ی یادگیری است که فرد اندیشه­ها و موقعیت­ها را از دیدگاه­های متفاوت درک می­ کند. به عینیت، حوصله و قضاوت دقیق متکی است، ولی الزامأ اقدامی انجام نمی­دهد.

شیوه یادگیری مفهوم سازی انتزاعی: مرحله­ای از چرخه­ی یادگیری است که فرد برای درک مسائل و موقعیت­ها، بیشتر از منطق و تفکر استفاده می­ کند تا احساس.

شیوه یادگیری آزمایشگری فعال: مرحله­ای از چرخه ی یادگیری است که فرد صرفأ موقعیت را مشاهده نمی­کند بلکه علاقه­ای واقعی و روی آورد فعالی به مسئله دارد. این مرحله توان فراهم آوری اسباب کار، ریسک و تأثیر پذیری در افراد و وقایع را در طول عمل شامل می­شود(سیف، ۱۳۸۷).

مدیریت زمان

توجه به مدیریت زمان، مسئله جدیدی نیست، هیچ تعریف واحدی از مدیریت زمان وجود ندارد. می­توان آن را بدین صورت تعریف کرد که “تجزیه و تحلیل نحوه صرف زمان و اولویت بندی وظایف برای به حداکثر رساندن کارایی شخصی( مک کی، ۱۹۹۵؛ به نقل از مولایی، ۱۳۸۹).

مدیریت زمان، یعنی فرآیند تعیین نیاز­ها، گزینش هدف­ها برای وصول به این نیاز­ها، تعیین اولویت­ها و برنامه ­ریزی تکالیف به منظور حصول به این اهداف است(درتاج،۱۳۹۲).

برنامه ریزی کوتاه مدت: به فعالیت­های مدیریت زمان در محدوده زمانی روزانه یا هفتگی اطلاق می­شود.

نگرش زمانی: دربرگیرنده ادراکات و دیدگاه­های فرد نسبت به زمان است و میزان اعتقاد فرد بر چگونگی صرف زمان را نشان می­دهد

۷

برنامه ریزی بلند مدت: به معنای داشتن اهداف بلندمدت و سازماندهی درست عادت­های کاری است( دارینی، ۲۰۱۱).

۱-۵-۲. تعریف عملیاتی

سبک یادگیری:

منظور از سبک یادگیری نمره حاصل از پاسخگویی آزمودنی به سوال­های پرسشنامه سبک یادگیری کلب است.

سبک همگرا: نمره­ای که فرد از پرسشنامه سبک یادگیری کلب در دو ربع مختصات شیوه یادگیری آزمایشگری فعال و مفهوم­سازی انتزاعی بدست می­آورد.

سبک واگرا: نمره­ای که فرد از پرسشنامه سبک یادگیری کلب در دو ربع مختصات شیوه یادگیری عینی و مشاهده تأملی کسب می­ کند.

سبک جذب کننده: نمره­ای که فرد از پرسشنامه سبک یادگیری کلب در دو ربع محور مختصات شیوه یادگیری مفهوم­سازی انتزاعی و مشاهده تأملی کسب می­ کند.

سبک انطباق یابنده: نمره­ای که فرد از پرسشنامه سبک یادگیری کلب در دو ربع محور مختصات شیوه یادگیری تجربه عینی و آزمایشگری فعال به دست می­آورد.

شیوه یادگیری تجربه عینی[۳] : نمره­ای که فرد از مجموع گزینه­های اول ۱۲ سؤال پرسشنامه سبک یادگیری کلب کسب می­ کند.

شیوه یادگیری مشاهده تأملی[۴] : نمره­ای که فرد از مجموع گزینه­های دوم ۱۲ سؤال پرسشنامه سبک یادگیری کلب به دست می­آورد.

۸

شیوه یادگیری مفهوم سازی انتزاعی[۵] : نمره­ای که فرد از مجموع گزینه­های سوم ۱۲ سؤال پرسشنامه سبک یادگیری کلب به دست می­آورد.

شیوه یادگیری آزمایشگری فعال[۶] : نمره­ای که فرد از مجموع گزینه­های چهارم ۱۲ سؤال پرسشنامه سبک یادگیری کلب، کسب می­ کند(ولیک چالی،۱۳۹۱).

مدیریت زمان:

منظور از مدیریت زمان، نمره حاصل از پاسخگویی آزمودنی به سؤالات پرسشنامه مدیریت زمان بریتون و تسر می­باشد.

برنامه ­ریزی کوتاه مدت: در این تحقیق، وضعیت برنامه ­ریزی کوتاه­مدت با بهره گرفتن از نمرات سؤالات (۱۸-۱۶-۱۳-۱۲-۱۱-۱۰-۶) پرسشنامه مدیریت زمان که توسط افراد نمونه کسب می­شود، برآورد شده است.

نگرش زمانی: در این تحقیق، وضعیت نگرش زمانی با بهره گرفتن از نمرات سؤالات (۱۵-۹-۸-۴-۲) پرسشنامه مدیریت زمان که توسط افراد نمونه کسب می­شود، برآورد شده است.

برنامه ­ریزی بلند­مدت: در این تحقیق، وضعیت برنامه ­ریزی بلند مدت با بهره گرفتن از نمرات سؤالات (۱۷-۱۴-۷-۳-۱) پرسشنامه مدیریت زمان که توسط افراد نمونه کسب می­شود، برآورد شده است.

[۱] Kolb

 

تعداد صفحه :۱۳۲

قیمت :۳۷۵۰۰ تومان

بلافاصله پس از پرداخت ، لینک دانلود فایل در اختیار شما قرار می گیرد

و در ضمن فایل خریداری شده به ایمیل شما ارسال می شود.

پشتیبانی سایت  [email protected]