Get a site

برچسب: مشاوره گروهی

پایان نامه بررسی تاثیرات مشاوره گروهی والدین به شیوه شناختی رفتاری

موضوع:

بررسی تاثیرات مشاوره گروهی والدین به شیوه شناختی رفتاری در کاهش نشانه‌های اضطراب کودکان

تکه هایی از متن به عنوان نمونه :

چکیده:

هدف پژوهش حاضر بررسی تاثیرات مشاوره گروهی والدین به شیوه شناختی رفتاری در کاهش نشانه‌ های اضطراب کودکان دارای اختلال‌های اضطرابی و افزایش توانمندی آنها در رویارویی با مشکلات و غلبه بر نگرانی‌ هایشان بوده است.

فرضیه‌های تحقیق به شرح زیر می باشد:

فرضیه اصلی: مشاوره گروهی والدین به شیوه شناختی – رفتاری منجر به کاهش اضطراب کودکان آنها می‌شود.

فرضیه‌های فرعی: ۱- مشاوره گروهی والدین کودکان مضطرب منجر به کاهش اضطراب فراگیر کودکان می‌شود. ۲- مشاوره گروهی والدین کودکان مضطرب منجر به کاهش اضطراب جدایی کودکان می‌شود. ۳- مشاوره گروهی والدین کودکان مضطرب منجر به کاهش هراس اجتماعی کودکان می‌شود.

جامعه ی مورد مطالعه در این پژوهش دانش آموزان دختر پایه اول تا چهارم ابتدایی شهر تهران در سال تحصیلی ۸۸ – ۸۷ بوده‌اند.

در این پژوهش از نمونه در دسترس استفاده شد تعداد ۶۰ دانش آموز مضطرب که به وسیله ی آزمون CSI4 که اضطراب آنها از نقطه برش بیشتر بود به عنوان نمونه انتخاب شدند . این ۶۰ دانش آموز از بین ۶۰۰ دانش آموز سه مدرسه در مناطق (۱۸و ۶ و ۱) آموزش و پرورش تهران انتخاب شدند. و از بین دانش آموزان انتخاب شده درگروه نمونه ۳۰ دانش آموز بطور تصادفی در گروه آزمایش و ۳۰ دانش آموز در گروه گواه قرار گرفت.

ابزار مورد استفاده در این پژوهش پرسشنامه علایم مرض کودکان برای شناسایی کودکان دارای اختلال اضطراب (فراگیر – جدایی و هراس اجتماعی) بوده است. در چهارچوب روش پژوهشی شبه آزمایشی و طرح پژوهش پیش آزمون – پس آزمون با گروه کنترل ۶۰ نفر از کودکان مضطرب به طور تصادفی در ۲ گروه جای گرفتند. والدین گروه آزمایشی به مدت ۱۰ جلسه ۹۰ دقیقه‌‌ای تحت برنامه مشاوره گروهی به شیوه شناختی رفتاری، برای کنترل اضطراب قرار گرفتند.

پس از این دوره آموزشی پس از دو هفته دوباره از هر دو گروه آزمون CSI4 گرفته شد و نمرات ۲ گروه با بهره گرفتن از روش تحلیل کوواریانس مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفت.

نتایج تحلیل کوواریانس نشان داد که مشاوره گروهی والدین به شیوه شناختی رفتاری بر کاهش اضطراب (جدایی – فراگیر – هراس اجتماعی) کودکان موثر بوده است.

فصل اول: کلیات پژوهش

مقدمه

ریشه‌ی بسیاری از مسائل و مشکلات روانی کودکان و نوجوانان در اضطراب و اختلالات مرتبط با آن است. اضطراب به صورت یک اصطلاح کلی تعریف می‌شود که تنش و برانگیختگی فیزیولوژیکی، درک عقیده و اجتناب رفتاری را دربرمی‌گیرد. (ایسائو و پیترمن، ترجمه براتیان، ۱۳۸۴)

کودکان هم مثل بزرگترهایشان دچار اضطراب می‌شوند ولی اغلب از اینکه اضطراب و‌استرس را تجربه می‌کنند ناآگاهند در حالی که بچه‌ها از اضطراب آسیب می‌بینند- اضطرابی که آنها را بسوی افسردگی هدایت می‌کند. آنها ممکن است این اضطراب را به طرق مختلفی نشان دهند یکی از خطرناکترین کارهایی که ممکن است والدین بکنند چشم پوشی از بحرانهای دوران کودکی فرزندانشان است. مهم نیست که این بحران چقدر کوچک به نظر برسد کی رخ دهد و چه شدتی داشته باشد.

در دوره کودکی بلوکهای ساختمانی کودکان ساخته می‌شود و دوره بزرگسالی آنها را تشکیل می‌دهد اضطرابی که در کودکی شکل می‌گیرد اگر در همان کودکی برطرف نشود در بزرگسالی به سختی برطرف می‌شود (تریسی هیل، ۲۰۰۸) وقتی کودکان در لفافه‌ای از نگرانی گرفتار می‌شوند به نظر ساده می‌رسد که به آنها اطمینان دهیم خوبند و مشکلی ندارند ولی آن وقت آنها در حیرت می‌مانند اگر همه چیز خوب است پس چرا من هنوز می‌ترسم؟!

بیش از آرام کردن می‌باید به کودکان یاد دهیم که چگونه «نگرانی» عمل می‌کند آنها چطور می‌توانند با اضطراب چالش پیدا کرده و از پس آن برآیند. (تامار چانسکی، ۲۰۰۷).

رسالت‌ما این‌است که کیفیت زندگی کودکان مضطرب و والدین آنها را به کمک متخصصین بالا ببریم. چون کودکان معمولا نگرانیهایشان را در تنهایی خود پنهان می‌کنند، هدف ما این است که به بزرگترها کمک کنیم تا به کودکان بیشتر توجه کنند، اضطراب آنها را بشناسند و به آنها کمک کنند. (چانسکی، ۲۰۰۸).

بیان مسئله:

رشد هیجانی برای همه انسانها نوعی چالش است، کودکان در طی دوره‌ای کمتر از یک دهه از درک هیجانی محدود به افرادی با شبکه هیجانی پیچیده تبدیل می‌شوند. با بالا رفتن سن، تعداد و پیچیدگی تجارب هیجانی و همین طور مطالبات برای نحوه ابراز هیجانی همگی افزایش می‌یابند تعجب آور نیست که برخی از کودکان در رویارویی با این چالش‌ها درهم می‌شکنند و دچار اختلال‌های هیجانی می‌شوند اختلال‌های هیجانی سیری مزمن دارد و می‌تواند به شدت مزاحم روند عادی زندگی در دوران بزرگسالی می‌شود. (کلر و همکاران، ۱۹۹۳؛ راچمن، ۱۹۹۸، به نقل از کندال، ترجمه نجاریان، داوودی، ۱۳۸۴).

مطالعات اولیه در زمینه بروز ترس‌ها، نگرانی‌ها و اضطراب‌ها در کودکان و نوجوانان آنها را در ۳ تا ۱۸ سال گزارش داده‌اند. بل- دولان، لاست و استراوس در سال ۱۹۹۰ شیوع نشانه‌های اضطرابی را در یک نمونه ۶۲ نفری از کودکان و نوجوانانی که هرگز از لحاظ روانی بیمار نبوده‌اند بررسی کرده‌اند. نشانه‌های اضطرابی مختلفی مخصوصا ترس از بلندی‌ها، صحبت کردن در جمع و شکایت‌های بدنی در تقریبا ۲۰ درصد آزمودنی‌ها شناسایی شد. این یافته‌ها بالاتر از برآوردهای قبلی گزارش شده در پیشینه است و بیانگر این هستند که نشانه‌های اضطرابی در سطوح غیر بالینی یا بالینی ممکن است نسبت به آنچه قبلاً انتظار می‌رفت با بسامد بیشتری در نوجوانان بروز کنند. روی هم رفته پژوهشگران ضرورت توجه بیشتری را به بررسی الگوهای بروز نشانه‌های اضطرابی در کودکان و بررسی عوامل رشدی و موقعیتی موثر بر این نشانه‌ها مطرح کرده‌اند. پژوهش‌ها تأثیر‌منفی اضطراب دوران کودکی بر عوامل روانی اجتماعی‌مانند عملکرد تحصیلی‌و کارکرد اجتماعی را تأیید کرده‌اند. اختلال در عملکرد ممکن است به شدت تحت تاثیر همراه بودن حالت‌های مرضی شدید با اختلال‌های اضطرابی و‌اضطراب با اختلال‌هایی نظیر‌ افسردگی و‌اختلال نقص‌توجه باشد، داده‌های تجربی‌پیوسته از این یافته‌ها حمایت کرده‌اند که اختلال‌های اضطرابی در اوایل دوران کودکی و نوجوانی شروع می‌شوند و تا دوران بزرگسالی سیر مزمنی را طی می‌کنند. پژوهش‌ها بیانگر این هستند که نشانه‌های اضطراب ممکن است در طی زمان بدتر شوند، توجه به آسیب شناسی روانی به افزایش شناخت ما از ماهیت و سیر این اختلال‌ها کمک می‌کند. (ماش و بارکلی، ترجمه توزنده جانی، توکلی زاده، کمال پور، ۱۳۸۳).

در‌اواخر دهه‌ی ۱۹۹۰ با‌ظهور پژوهش‌ها، شیوه‌های ‌درمانی مختلف‌توصیف شد‌و کارایی درمانی آنها در خصوص اختلال‌های اضطرابی دوران کودکی تائید گردید (اولندایک و همکاران ۱۹۹۴، به نقل از کندال، ترجمه نجاریان، داوودی، ۱۳۸۴). در میان درمان‌های روان‌شناختی شواهد‌پژوهشی کافی مبتنی بر اثر بخشی مداخله‌های رفتاری- شناختی برای اضطراب وجود دارد (بیدل و ترنر، ۲۰۰۵).

برای نمونه برنشتین، لیان، ایگان و تینسون (۲۰۰۵) نشان دادند که بکارگیری شیوه درمان شناختی- رفتاری بر اضطراب کودکان موثر است. همچنین موثرترین درمان برای اضطراب کودکان را درمان شناختی رفتاری دانسته‌اند. با این‌وجود یکی از‌موضوع‌های مهم‌در درمان‌اختلال‌های اضطرابی کودکان (یا‌هر اختلال دیگر) این است که این کودکان به ندرت خودشان جویای درمان می‌باشند و اغلب، بزرگسالان وجود پریشانی را در کودک شناسایی کرده و درصدد درمان‌او بر می‌آیند. بدین‌ترتیب کودکان انگیزه کمتری برای همکاری در فرایند درمان دارند و ایجاد یک رابطه درمانی با کودک کاری دشوار است (بیدل و ترنر، ۲۰۰۵).

از این نظر به کارگیری و آموزش والدین در برخورد با اضطراب کودکان ضروری به نظر می‌رسد.

یکی از اهداف CBT و درمان شناختی رفتاری این است که اضطراب کودکان را با تغییر دادن باورهایی که اضطراب را گسترش می‌دهند کاهش دهیم در CBT کودک می‌آموزد که «افکار» احساسات و خلق را که بر رفتار تاثیر می‌گذارند ایجاد ‌کند. (هکن سک، ۲۰۰۸).

با این وجود یکی از موضوعهای مهم در درمان اختلال‌های اضطرابی کودکان این است که به نقش والدین در ایجاد اضطراب در فرزندان توجه شود. ممکن است توجه بیش از اندازه پدر و مادر، واکنشی به اضطراب کودک باشد و علت آن محسوب نشود. بسیاری از عوامل پرورش فرزندان با اضطراب سرو کار دارد یعنی در حالی که می‌دانیم برخی از شیوه‌های مراقبت از فرزندان با اضطراب در بچه‌ها همراه است نمی‌دانیم که آیا نتیجه اضطراب هستند یا مسبب آن. «گلد اگنیند برگ» و «مارگارت شولبرگ»، اساتید دانشکده پزشکی جان هاپکینز نقش والدین در ایجاد اضطراب در کودکان را بررسی کرده‌اند.

والدینی که مدام در کارهای کودکان مداخله می‌کردند، کارهایی را که کودکان می‌توانستند، باید مستقل انجام می‌دادند زیر بنای ناقص را در کودکان خود ایجاد می‌کردند. چنین والدینی در ایجاد و توسعه اضطراب کودکانشان مشارکت دارند. (جفری، ۲۰۰۶).

از این نظر به کارگیری و آموزش والدین در برخورد با اضطراب کودکان ضروری بنظر می‌رسد.

مشاوره گروهی والدین نوعی از تعلیم و تربیت گروهی است که برنامه‌های آموزشی و مشاوره‌ای وسیعی را شامل می‌گردد و به والدین کمک می‌کند تا دانش و توانایی های خود را در زمینه پرورش و تربیت کودکان به نحو مطلوبی گسترش دهند.

و مشاوره گروهی مستلزم ایجاد رابطه‌ای عاطفی است برای رسیدن به هدف‌ها و مقاصد گوناگون و متعدد این شیوه یکی از شیوه‌های استفاده شده در درمان کودکان است. (شفیع آبادی، ۱۳۷۵)

عطف به مطالب فوق محقق تصمیم گرفته است که تاثیر مشاوره گروهی به شیوه شناختی رفتاری والدین بر کاهش اضطراب کودکان را بررسی کند. در این پژوهش محقق در پی یافتن این سوال است که آیا مشاوره گروهی والدین به شیوه شناختی رفتاری موجب کاهش اضطراب کودکان ۱۰-۷ ساله شهر تهران می‌شود؟

***ممکن است هنگام انتقال از فایل اصلی به داخل سایت بعضی متون به هم بریزد

یا بعضی نمادها و اشکال درج نشود ولی در فایل دانلودی همه چیز مرتب و کامل و با فرمت ورد موجود است***

متن کامل را می توانید دانلود نمائید

چون فقط تکه هایی از متن پایان نامه در این صفحه درج شده (به طور نمونه)

ولی در فایل دانلودی متن کامل پایان نامه

 با فرمت ورد word که قابل ویرایش و کپی کردن می باشند

موجود است

تعداد صفحه : ۱۹۲

قیمت : 14700 تومان

 

***

—-

پشتیبانی سایت :               [email protected]

در صورتی که مشکلی با پرداخت آنلاین دارید می توانید مبلغ مورد نظر برای هر فایل را کارت به کارت کرده و فایل درخواستی و اطلاعات واریز را به ایمیل ما ارسال کنید تا فایل را از طریق ایمیل دریافت کنید.

***  **** ***

پایان نامه اثربخشی مشاوره گروهی بر اساس منابع تکوین خود بر افزایش ابراز وجود معتادان

گرایش :مشاوره خانواده

عنوان :  اثربخشی مشاوره گروهی بر اساس منابع تکوین خود بر افزایش ابراز وجود معتادان

پایان نامه کارشناسی ارشد مشاوره خانواده

عنوان:

اثربخشی مشاوره گروهی بر اساس منابع تکوین خود بر افزایش ابراز وجود معتادان در حال باز توانی

نگارنده:

جواد کاظمی

اساتید راهنما:

دکتر سید جلال یونسی

دکتر منوچهر ازخوش

استاد مشاور:

محمد حسن فرهادی

 

(در فایل دانلودی نام نویسنده موجود است)

 

 

فصل اول(کلیات تحقیق)

مقدمه.۱

بیان مساله۳

اهمیت و ضرورت تحقیق.۶

-تعاریف متغیر ها.۸

تعاریف نظری۸

تعاریف عملی۸

-اهداف پژوهش.۹

اهداف کلی۹

اهداف کاربردی.۱۰

-فرضیه های پژوهش۱۰

فصل دوم(پیشینه تحقیق)

-نظریه های موجود در تبیین اعتیاد.۱۲

نظریه روان تحلیلگری۱۲

رفتارگرایان شناختی۱۵

روان شناسی خود.۱۵

نظریه های زیستی روانی۱۶

نظریه وابستگی جسمانی اعتیاد.۱۶

نظریه های مشوق مثبت اعتیاد.۱۷

نظریه های اجتماعی-فرهنگی۱۹

۱-نظریه بی هنجاری.۱۹

۲-نظریه انزواطلبی مرتون۲۰

۳-نظریه برچسب زنی.۲۱

۴-نظریه انتقال فرهنگی.۲۱

۵-نظریه تفسیر انتخاب عقلایی.۲۳

متغیرهای علت شناختی سوءمصرف مواد.۲۴

متغیرهای روانشناختی۲۴

تغییرات خلقی.۲۴

شخصیت و ارتباط آن با مصرف مواد۲۷

مکانیزم های زیست شناختی.۲۸

مکانیزم های احتمالی.۲۹

تعاملات زیست شناختی در مصرف مواد و الکل.۳۱

متغیرهای اجتماعی و فرهنگی۳۲

انواع مواد مخدر.۳۳

معروفترین داروهای اعتیاد آور۳۶

همراهی سوءمصرف مواد و سایر اختلالات روانپزشکی۳۸

ابراز وجود:تعریف و مولفه های آن۴۰

-سبک های پاسخ۴۲

سبک غیر ابرازمندانه.۴۲

سبک پرخاشگرانه۴۳

سبک ابرازمندانه۴۴

ویژگی های رفتار ابرازوجودمندانه۴۶

مولفه های ابراز وجود۴۷

مولفه های رفتار آشکار ابراز وجود.۴۷

مولفه های پنهان ابراز  وجود۵۰

حقوق و مسولیت های ابراز وجود.۵۵

حقوق بشر برای ابراز وجود.۵۵

-منابع تکوین خود۵۷

الف:خود مشاهده گری۵۸

ب:مقایسه اجتماعی۵۹

ج:پسخوراندهای اجتماعی۶۰

آسیب شناسی روانی در سطح فردی۶۱

افزایش خود مشاهده گری،کاهش مقایسه اجتماعی و پسخوراند اجتماعی۶۲

کاهش خودمشاهده گری،افزایش مقایسه اجتماعی و پسخوراند اجتماعی.۶۳

پیشینه پژوهشی(بررسی متون)۶۴

فصل سوم

نوع مطالعه.۶۸

جامعه آماری.۶۸

نمونه و روش نمونه گیری.۶۸

ملاک های ورود به پژوهش. ۶۸

ملاک های خروج از پژوهش.۶۸

ابزار پژوهش۶۹

روایی و پایایی پرسشنامه.۶۹

شیوه نمره گذاری پرسشنامه۷۰

شیوه ی جمع آوری داده ها.۷۰

روش اجرای پژ وهش.۷۰

چارچوب درمان.۷۱

روش تجزیه و تحلیل داده ها.۷۱

ملاحضات اخلاقی۷۱

مقررات حاکم بر جلسات مشاوره گروهی۷۲

پروتکل درمان۷۳

فصل چهارم:(تجزیه و تحلیل داده ها).

-یافته های توصیفی۷۶

تحلیل داده ها.۷۷

فصل پنجم(بحث و نتیجه گیری):

بحث و بررسی یافته ها۸۰

نتیجه گیری۸۶

محدودیت های پژوهشی.۸۷

پیشنهادات.۸۷

پیشنهادات پژوهشی.۸۷

پیشنهادات اجرایی۸۸

منابع.۹۰

پیوست.۹۸

پروتکل.۱۰۰

 

یکی از مشکلات  اساسی که جامعه امروزی با آن مواجهه است مسئله اعتیاد می باشد. بطوریکه امروزه اعتیاد بعنوان یکی از مشکلات جدی در سلامت جسمی، روانی و اجتماعی است . این  روند ضربات قابل توجهی بر بنیادهای اخلاقی، اقتصادی ، و اجتماعی یک جامعه  وارده می نماید  و باعث می شود که از درون به فساد و انحطاط  کشیده شود .  بعبارت دیگر هیچ جامعه ای از این معضل  بطور کامل  مصون  نیست ( کجباف، ۱۳۹۰). مهم ترین عوارض روانی اعتیاد عبارتند از : افسردگی، اضطراب، فراموشی، روان پریشی و اختلالات مغزی، لیکن ازمشکلات اجتماعی ناشی از اعتیاد می توان از جرائمی مثل سرقت، فحشا و خشونت، افزایش مشاغل کاذب و کاهش کارآیی و تعداد بسیار زیادی خانواد ه های آشفته یا از هم گسیخته نام برد.(سازمان بهداشت جهانی[۱]،۲۰۰۴) . این مشکلات با توجه به تعداد معتادان نیازمند توجه جدی می باشد.آمار اعتیاد در طی سال های  اخیر طبق مطالعات انجام شده در نوسان بوده است به گونه ای که در سال۱۳۹۰،این بر آورد در جمعیت ۱۵ تا۶۴ سال(طبق سرشماری سال۱۳۵۸ که معادل۵۰ ملیون نفر بود)تعداد معتادان یک میلیون و سیصد و بیست و پنج هزار نفر اعلام شد.(صرامی وقربانی،۱۳۹۲).برخی  از گزارش های ارائه شده در کشور ما شمار مصرف کنندگان مواد را  نزدیک به ۸/۱ تا ۳/۳ میلیون نفر اعلام کرده اند.(پژوهشگاه جهاد دانشگاهی۱۳۸۹). عوامل متعددی با اعتیاد در ارتباط  می باشد  مثل عوامل ژنتیکی، نوروبیولوژیکی، اجتماعی (مانند خانواده و محیط زندگی)،عوامل روانی و شخصیتی که  می توان  از آنها نام برد.(کیانی پور،۱۳۹۰).  در این بین به اعتقاد هانسن عوامل شخصیتی یکی از مهم ترین عوامل می باشد.(هانسن[۲]،۲۰۰۱ ، نقل ازدوستیان و اعظمی۱۳۹۱). یکی از عوامل  مهم شخصیتی ابراز وجود می باشد. ابراز وجود عبارت است از توانایی فرد برای دفاع از خود و توانایی “نه گفتن”به تقاضاهایی که فرد نمی خواهد انجام بدهد.(زرگر و نجاریان۱۳۸۷).

تحقیات انجام شده نشان داده اند که  این متغیر رابطه نزدیکی با گرایش به مواد دارد، بطوریکه این مطالعات نشان داده اند  که بین کمبود این مهارت و بروز اعتیاد رابطه معکوس وجود دارد. (فرانکن[۳]۱۳۸۴ ؛ حاج حسنی،۱۳۹۰؛ دلاور و رشید،۱۳۸۳؛ ملک پور و قربانی، ۱۳۸۳).

در بحث درمان اعتیاد نیز،روش های متعددی برای درمان اعتیاد به مواد وجود دارد در حال حاضر بیشترین تا کید بر روی درمان های نگهدارنده متمرکز است.که پایه اصلی این درمان ها درمان دارویی می باشد. در سال های اخیر تمرکز صرف بر روی این درمان ها باعث شده است تا موفقیت چندانی به دست نیاید.(ریماز،۱۳۸۸) به نظر می رسد  بسیاری از معتادان دچار عود می شوندبنابراین استفاده از درمان های روانی و اجتماعی در کنار این درمان ها جایگاه و اهمیت خود را نشان داده است.(دباغی،اصغرنژاد۱۳۸۷ نقل از کمرزین۱۳۹۰)یکی از رواندرمانی های نسبتا جدیدرواندرمانی های مبتنی بر منابع شناخت خود می باشد( یونسی ، ۱۳۸۲) که بر گرفته از از کارهای یونگ [۴]و شونمن [۵]( ۱۹۸۴) می باشدکه به نظرمی رسد بتواند در بهبود این افراد موثر باشد.

بیان مسئله:

اعتیاد به مواد مخدر و روانگردانها ، از معضلات اجتماعی، اقتصادی و سلامت عمومی قرن حاضردر تمام دنیا است (زرگر،۱۳۹۰). اعتیاد یکی از بزرگترین معضلات جامعه ی بشری است که نه تنها موجب اختلالات رفتاری و اجتماعی می گردد ،  بلکه با تأثیر بر جنبه های مختلف سلامت جسمی، خسارات مالی هنگفتی را بر فرد، خانواده و جامعه وارد می سازد (سخاوت۱۳۸۳).  اعتیاد به دلیل ماهیت پیشرونده اش در همه ی ابعاد زندگی، سلامتی افراد را به خطر انداخته و آثار سوء آن بر سلامت روانی، جسمانی، اجتماعی ، هیجانی، معنوی و شناختی فرد به وضوح قابل مشاهده است (زینالی،۱۳۸۶).

از دیدگاه روانشناختی، افراد سوء مصرف کننده ی مواد،  یک ویژگی شخصیتی آسیب پذیر دارند (نعامی و زرگر۱۳۸۷). از جمله عوامل شخصیتی عزت نفس می باشد. عزت نفس پایین، خودکارآمدی پایین ، برای مقابله با حوادث روزانه زندگی می تواند مقدمه ایجاد اعتیاد یا از نتایج اعتیاد باشد (بیابانگرد،۱۳۸۴). عزت نفس همان ارزیابی نفس است که بر طبق معیارهای فردی خاص صورت می پذیرد و هر فرد نقش آن معیارها را در تعیین ارزش انسانی خود بسیار مهم تلقی می کندو در نهایت زیاده روی در مصرف مواد و اعتیاد می تواند دلیل و پیامد از دست دادن عزت نفس باشد(نوحی،۱۳۸۹) . در این شرایط پناه بردن به مواد مخدر تصمیمی غلط است ، زیرا اگرچه در کوتاه مدت احساس بهتری در فرد به وجود می آورد، اما پیامدهای آن در بلند مدت معمولاً مسأله را وخیم تر می کند(ملا زاده،۱۳۸۸). عزت نفس بالا باعث می شود تا فرد در برابر قضاوت های دیگران مقاوم باشد.

تئوری آسیب پذیری در مقابل قضاوت دیگران ،اعتقاد دارد هر فردی در مقابل نظرها و عقاید مردم آسیب پذیر است، مگر این که اعتقاد راسخی به توانایی و ارزش های خود داشته باشد . این گونه افراد محکوم به زندگی کردن به نحوی هستند که رضایت مردم را همواره جلب کنند (نوحی،۱۳۸۹).  عزت نفس بالا موجب می شود تا افراد در زمان مواجه شدن با مشکلات زندگی و در زمان رویارویی با حوادث و بحرا ن ها کمتر احساس  ناتوانی و دلسردی کنند(مسعود نیا،۱۳۸۸) . به بیان ساد ه تر عزت نفس عبارت است از میزان ارزشی که فرد برای خود قایل است (ناتانیل،۱۹۹۸). ایجاد حس بی ارزشی و بی کفایتی در دوران بزرگسالی ، منجر به کاهش اعتماد به نفس می شود، که این عوامل نقش مهمی در شروع اعتیا د دارند.(بیگدلی،۱۳۹۱).  در واقع ،داشتن عزت نفس بالا برای یک خوداثرمندی سالم و قوی ضروری است . عزت نفس و خودکارآمدی بالا باعث افزایش تلاش، پشتکار و انگیزش فرد می شوند و از مؤثرترین عوامل تعیین کننده عملکرد افراد به ویژه در کنترل، پایش و پیگیری برنامه های درمانی مددجویان وابسته به مواد مخدر است (نوحی،۱۳۸۹).

از طرف دیگر عزت نفس رابطه مستقیمی با ابراز وجود دارد(عباسی نیا،۱۳۸۷).یکی از عوامل شخصیت  در گرایش به اعتیادعدم ابراز وجود و مشکل در قدرت نه گفتن می باشد (حاج حسنی،۱۳۹۰). ابراز وجود باعث افزایش عزت نفس،بیان منطقی افکار و احساسات، کاهش اضطراب،بهبود مهارت های اجتماعی-ارتباطی و ملاحضه حقوق دیگران و در عین حال گرفتن حق خود شده و در نهایت منجر به افزایش میزان رضایت از زندگی و شادکامی می شود (آند[۶]،۱۹۹۵). هم چنین بین رفتار غیر جرات ورزانه با تر س های اجتماعی،اضطراب اجتماعی، پرخاشگر ی های درونی (نظیر انتقاد افراطی از خود و احساس کمرویی، فقدان اعتماد به نفس و عزت نفس پایین،) رابطه وجود دارد(عباسی نیا،۱۳۸۷). از طرف دیگر بین رفتار غیر جرات ورزانه با رفتارهای مستقل، خودبسندگی اجتماعی، اعتماد به نفس و عزت نفس بالا، رابطه منفی وجود دارد(همان منبع).  افراد معتاد به دلیل ضعف ابراز وجود دچار نوعی تنش درونی و اضطراب شدید هستند(خاکباز،۱۳۹۲).  افزایش ابراز وجود باعث می شود تا فرد قاطعانه رفتار کند و مسئولیت پذیر شود (آند،۱۹۹۵). طبق تحقیقات انجام شده ضعف ابراز وجود باعث افزایش گرایش به مواد می شود. بنابراین روش های مختلفی در سال های اخیر برای افزایش ابراز وجود، ابداع شده است. آموزش مهارت های اجتماعی، روش های مصون سازی، درمان های شناختی و . از ان جمله اند. روان در مانی مبتنی بر منابع شناخت خود حوزه نسبتا جدیدی است که در افزایش ابراز وجود موثر می باشد.(یونسی،۱۳۸۲)از آنجا که تعادل انرژی، انتروپی و ترمودینامیک در افراد معتاد سطح انرژی  متعادل نیست، بسیاری از مشکلات می تواند پیش بیاید. اگر سطح انرژی بیشتر در پسخوراند اجتماعی جریان یابد، فرد دهن بین، تلقین پذیر و دارای اعتماد به نفس پایین می شود. اگر مقایسه اجتماعی بیشترین انرژی را به خود اختصاص دهد،فرد افسرده و دارای حس بی ارزشی می شود. حال با توجه با اینکه روان درمانی مبتنی بر منابع شناخت خود در متغیرهایی مثل عزت نفس،رضایت زناشویی،نگرش مثبت به اعتیاد(یونسی،۲۰۰۴)تاثیر بسزایی داشته است،

با توجه به مشکلات عدیده ی معتادان به نظر می رسد که ابراز وجود عنصر مهمی برای درمان و کمک به این افراد باشد.بنابر این روان درمانی مبتنی بر منابع شناخت خود، به نظر می رسد که بتواند با متعادل  کردن سطح انرژی، باعث افزایش سلامت روانی و ابراز وجود شود،می توان گام مهمی برای کمک به این افراد برداشت.مثلا با کاهش پسخوراند اجتماعی اضافی،می توان اعتماد به نفس را در فرد افزایش داد.این افزایش اعتماد به نفس نیز ممکن است در افراد معتاد باعث افزایش ابراز وجود و قدرت “نه گفتن” شود که به نوبه خود در کاهش گرایش به مواد موثر است.از طرفی چون ابراز وجود رابطه مستقیمی با عزت نفس دارد،افزایش ابراز وجود از طریق رواندرمانی مبتنی بر منابع شناخت خود،ممکن است باعث افزایش حس ارزشمندی و عزت نفس در معتادان شود.حال با توجه اینکه از طریق روش های خودمتمایز سازی،گشتالت درمانی،آموزش گروهی، درمان التقاطی (بازساخت دهی شناختی و مهارت های مقابله ای شناختی- رفتاری)، آموزش مهار ت های اجتماعی، مهارت های خودآگاهی، آموزش ایمن سازی در برابر استرس، می توان ابراز وجود را افزایش داد(پیر ساقی،نظری،۱۳۹۳) و با توجه به موارد فوق که بیانگر مشکلات افراد معتاد بوده و اینکه از طریق روان درمانی مبتنی بر منابع شناخت خود می توان متغیرهایی مانند عزت نفس را افزایش داد، آیا  این روان درمانی می تواند برای درمان افراد معتاد در کنار درمان های دارویی کمک کننده باشد و باعث افزایش ابراز وجود شود.

تعداد صفحه : ۱۱۷

قیمت : ۱۴۷۰۰تومان

بلافاصله پس از پرداخت لینک دانلود فایل در اختیار شما قرار می گیرد

و در ضمن فایل خریداری شده به ایمیل شما ارسال می شود.

پشتیبانی سایت :        ****       [email protected]

در صورتی که مشکلی با پرداخت آنلاین دارید می توانید مبلغ مورد نظر برای هر فایل را کارت به کارت کرده و فایل درخواستی و اطلاعات واریز را به ایمیل ما ارسال کنید تا فایل را از طریق ایمیل دریافت کنید.

پایان نامه بررسی اثربخشی مشاوره گروهی عقلانی-عاطفی-رفتاری بر افزایش عزت نفس و پیشرفت تحصیلی دانش آموزان دختر شهر بندرعباس

پایان نامه

عنوان : بررسی اثربخشی مشاوره گروهی عقلانی-عاطفی-رفتاری بر افزایش عزت نفس و پیشرفت تحصیلی دانش آموزان دختر شهر بندرعباس

پایان نامه

عنوان : بررسی اثربخشی مشاوره گروهی عقلانی-عاطفی-رفتاری بر افزایش عزت نفس و پیشرفت تحصیلی دانش آموزان دختر شهر بندرعباس

 

(در فایل دانلودی نام نویسنده موجود است)

 

 

چکیده:

 

هدف از انجام پژوهش حاضر، بررسی اثربخشی مشاوره گروهی عقلانی-عاطفی-رفتاری بر افزایش عزت نفس و پیشرفت تحصیلی دانش آموزان دختر شهر بندرعباس می باشد. بدین منظور، ۳۲ نفر از دختران به شیوه تصادفی در دسترس انتخاب شده و در دو گروه آزمایش و گواه قرار گرفتند. درمان عقلانی-عاطفی-رفتاری، طی ۸ جلسه هفتگی در شهر بندرعباس انجام شد. پرسشنامه عزت نفس در دو مرحله پیش آزمون و پس آزمون تکمیل شد. و در نهایت داده های جمع آوری شده به وسیله نرم افزار spss مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفتند.

نتایج تحلیل کواریانس نشان داد که میانگین نمرات عزت نفس در گروه آزمایش نسبت به گروه گواه در مرحله پس آزمون، افزایش معناداری پیدا کرده است(۰۰۱/.=p). هم چنین نتایج تحلیل کواریانس نشان داد که میانگین نمرات خرده مقیاس های عزت نفس خود، عزت نفس اجتماعی، عزت نفس تحصیلی و عزت نفس خانوادگی در گروه آزمایش نسبت به گروه گواه در مرحله پس آزمون، افزایش معناداری پیدا کرده است(۰۰۱/.=p). همچنین نتایج تحلیل کوارانس نشان داد که میانگین نمرات، پیشرفت تحصیلی گروه آزمایش نسبت به گروه گواه در مرحله پس آزمون تفاوت معناداری پیدا نکرده است.

 

واژه های کلیدی: مشاوره گروهی به شیوه عقلانی-عاطفی-رفتاری، عزت نفس، پیشرفت تحصیلی.

 فصل اول:

موضوع پژوهش

 

  • مقدمه :

 

بی تردید یکی از هدف های مهم آموزش و پرورش پرداختن به جنبه ی شناختی شخصیت فراگیران و کمک به آن ها جهت پیشرفت تحصیلی در دروس مختلف است.  به عبارت دیگر، افزایش سطح عملکرد تحصیلی دانش آموزان یکی از هدف های عمده ی نظام های آموزشی می باشد؛ براین اساس، در پژوهش های انجام شده در حوزه ی روان شناسی تربیتی، متغیرهای شناختی مرتبط با پیشرفت تحصیلی، مثل هوش و توانایی، به طور گسترده ای مورد مطالعه قرارگرفته است )دیری[۱]، استرند[۲]، اسمیت[۳] و فرناندز[۴]، ۲۰۰۷). اما، در تقابل با باورهای معمول، هوش و توانایی تنها تعیین کننده های موفقیت تحصیلی نیستند )دوک [۵]  و مستر[۶]،۲۰۰۹). پژوهش ها نشان داده اند که روش های مشاوره گروهی نیز بر، پیشرفت تحصیلی دانش آموزان تأثیرگذارند.

از دیگر سو، از لحاظ تاریخی پژوهش های روانشناختی بر جنبه های بیمارنگر و آسیب شناسانه متمرکز بوده است )اکین لیتل[۷] ، لیتل و دلیگاتی[۸] ، ۲۰۰۴). رویکردهای پژوهشی، جدید با الهام از روان شناسی مثبت نگر تأکید خود را بر توانمندی ها و کارکردهای بهینه ی انسان قرار داده اند )هوبنر [۹]، سلدو [۱۰]، اسمیت، و مک نایت [۱۱]؛۲۰۰۴ سلیگمن[۱۲] و سیک زنت میهالی [۱۳]، ۲۰۰۰). سازه هایی مثل عزت نفس و پیشرفت تحصیلی متغیرهایی هستند که در این میان مورد پژوهش قرار گرفته اند.

در این راستا، تلاش های پژوهشی جهت شناسایی متغیرهای تاثیرگذار برعزت نفس و عملکرد تحصیلی بر دو حوزه ی گسترده ی شناختی و عاطفی متمرکز بوده است. در حوزه ی شناختی، پژوهش های انجام گرفته به تاثیر نیرومند روش های مشاوره گروهی بر عزت نفس و عملکردتحصیلی اشاره کرده اند )دیری و همکاران، ۲۰۰۷). به این سبب، امروزه در مدراس برآموزش و تقویت مهارت های مشاوره ای تاکید زیادی شده است )کوهن[۱۴]،۲۰۰۶). با این حال، این تمامی داستان نیست. در یک زمینه یابی اکثریت والدین در پاسخ به این سوال که دوست دارند مدرسه چه چیزهایی به فراگیران آموزش دهد، به رشد ویژگی های شخصیتی و عاطفی مانند مسئولیت پذیری، شادمانی و عزت نفس بالا در دانش آموزان اشاره کرده اند )کوهن، ۲۰۰۶).

در واقع بی توجهی به روش ها مشاوره ای و متغیرهای عاطفی و شناختی مؤثر بر عملکرد تحصیلی، از یک سو، وضعیت عاطفی فراگیران را دچار مشکل می سازد، از دیگر سو، اثر منفی بر عملکرد تحصیلی آن ها بر جای می گذارد. بر این اساس، امروزه در بررسی موفقیت تحصیلی دانش آموزان، عملکرد تحصیلی به عنوان یک عملکرد شناختی تلقی نمی شود، بلکه موفقیت در این موضوع شامل رشد تمامی جنبه های شناختی، هیجانی، اجتماعی، رفتاری و زیستی است )ظهره وند، ۱۳۸۹).

نظام آموزشی کشور ایران نیز، با گنجاندن هدف های اعتقادی، اخلاقی، اجتماعی، آموزشی، زیستی، فرهنگی و سیاسی در هدف های آموزش و پرورش، بر رشد همه جانبه ی شخصیت فراگیران تأکید کرده است )دبیرخانه شورای عالی آموزش و پرورش،۱۳۸۱). این امر نشان دهنده ی نقش مهم ومؤثر هر یک از متغیرهای عاطفی و انگیزشی و شناختی در عملکرد تحصیلی است.

علاوه بر این محققان حوزه روان شناسی تربیتی، اهمیت عزت نفس دانش آموزان را به عنوان یک عامل مرتبط با هدف های آموزشی و تربیتی و نیز موضوعی مرتبط با دوره نوجوانی مورد تأکید قرار داده اند. عزت‌نفس(احترام به خود) عبارت است از احساس ارزشمندی و صلاحیت فردی که افراد در ارتباط به خودپنداره‌شان دارند. عزت نفس احساسی است که فرد درباره خود دارد و شامل میزان احترام فرد به خود و پذیرش خود می باشد(جات، اسمیت و سانتوزی[۱۵]، ۲۰۰۸).

نیاز به احترام به نفس و عزت نفس به عنوان انگیزه رفتار و عملکرد انسانی قلمداد می شود و هرگونه اختلال در میزان عزت نفس می تواند عواقب جبران ناپذیری(مانند افت تحصیلی زیاد) را برای نوجوان د بر داشته باشد. در واقع همراه با زیستن در شرایط اجتماعی نیاز به احساس ارزش به نحو سالم و متعادل آن در انسان به وجود می آید و برای نگهداری سلامت و تعادل روانی و حتی تکامل وجودی نوجوان بسیار ضروری است(حیدری،۱۳۸۴).

یکی دیگر از محورهای مهم در پژوهش حاضر که به عنوان عامل تأثیرگذار و مرتبط با عملکرد تحصیلی و عزت نفس دانش آموزان مورد توجه قرار گرفته است، اهمیت جلسات مشاوره گروهی دانش آموزان می باشد. به طور کلی روش های برخورد با مشکلات عاطفی متنوع است و از روان کاوی تا رفتارگرایی را شامل می شود. یکی از روش های موفق در درمان مشکلات عاطفی، شناخت درمانی است.شناخت درمانی انواع متفاوتی دارد و یکی از انواع  آن روش عقلانی- عاطفی- رفتاری([۱۶]REBT) الیس است(ثورب و السون[۱۷]،۱۹۹۰).الیس اختلال های عاطفی را نتیجه ی طرز تفکر غیر منطقی و غیر عقلانی می داند. به نظر او افکار و عواطف،کنش های متفاوت و جداگانه ای نیستن. از این رو تا زمانی که تفکر غیرمنطقی ادامه دارد، اختلال های عاطفی نیز به قوت خود باقی خواهند بود(احمدی و فولادگر،۱۳۸۱).

به عقیده الیس هنگامی که افراد به طور غیرمنطقی فکر می کنند به هر حال مشکلاتی در توانایی آن ها برای زندگی بهتر روی می دهد. وی معتقد است که تغییر رفتار براساس تغییر در افکار است، لذا وی مشاوره گروهی به شیوه عقلانی-عاطفی- رفتاری را در درمان اختلال های عاطفی از جمله عزت نفس پایین توصیه می نماید(احمدی و فولادگر،۱۳۸۱).

به طور کلی تجربه در مشاوره گروهی با دانش آموزان نشان داده است که این شیوه از جذابیت خاصی برای آنان برخوردار است و باعث انگیزش بیشتر شرکت کنندگان، هزینه و وقت کمتر می شود.درشیوه گروهی مقاومت اعضا زودتر شکسته می شود، آن گاه عقاید خود را به راحتی بیان می کنند و با بازخوردی که از سایرین دریافت می کنند، به اصلاح رفتار خود می پردازند. همین تجربه ی گروهی باعث افزایش عزت نفس و در نهایت پیشرفت تحصیلی دانش آموزان می شود(احمدی و فولادگر،۱۳۸۱).

بنابراین، برگزاری جلسات مشاوره گروهی به شیوه عقلانی-عاطفی-رفتاری که ارتباط تنگاتنگی با تقویت عزت نفس و میزان موفقیت تحصیلی دانش آموزان دارد امری ضروری می باشد.

  • بیان مسأله :

دوره نوجوانی مرحله مهم و برجسته رشد و تکامل اجتماعی و روانی فرد به شمار می رود. در این دوره نیاز به تعادل هیجانی و عاطفی، درک ارزش وجودی خویشتن، کسب مهارت های اجتماعی لازم در دوست یابی، شناخت زندگی سالم و مؤثر و چگونگی برخورداری از آن مهم ترین نیازهای نوجوان می باشد. بنابراین، کمک به نوجوانان در رشد و گسترش مهارت های اجتماعی مورد نیاز برای زندگی مؤثر و سازنده در جامعه ضروری به نظر می رسد. همچنین این دوره، به سبب بروز مسائلی خاص، می تواند با نوعی سردرگمی همراه با کاهش عزت نفس[۱۸] ، خود کم بینی و خود پنداره منفی همراه با احساس خشم و پرخاشگری همراه باشد که سبب  کاهش فعالیت های طبیعی و تعاملات اجتماعی می شود (اژه ای، ۲۰۰۴).

عزت نفس از مهمترین عوامل در رشد مطلوب شخصیت کودکان و نوجوانان است. برخورداری از اراده قوی، قدرت تصمیم گیری و ابتکار، خلاقیت، سلامت فکر و بهداشت روان ارتباط مستقیمی با عزت نفس دارند. عزت نفس حالتی است که فرد خود را به عنوان فردی شایسته در نظر گرفته و به گونه ای موفقیت آمیز با چالش های اولیه زندگی روبرو می شود و ارزش شاد بودن را دارد. عزت نفس از دیدگاه کوپر اسمیت[۱۹]عبارت از ارزشیابی فرد درباره ی خود و یا قضاوت های درباره ی ارزش خود است. بین عزت نفس و تصور فرد از توانایی خود ارتباط متقابل وجود دارد، به گونه ای که اگر میزان عزت نفس کاهش یابد احساس ضعف و ناتوانی در فرد بوجود آمده، با افزایش میزان عزت نفس، احساس توانمندی و ارزشمندی در فرد احیاء می شود(براندن[۲۰]، ۱۹۹۸).

یکی از دلایل مهم توجه پژوهشگران به مفهوم عزت نفس، تأثیر بالقوه آن بر سلامت است. به طوری که فرنچ و وارگو [۲۱] از عزت نفس به عنوان یک سپر فرهنگی در مقابل اضطراب نام  می برند (بیابانگرد، ۲۰۰۵).

هم چنین عزت نفس سازه ی شخصیتی است که نقش مثبت و سازنده ای در دوره ی نوجوانی دارد. عزت نفس عموما یک مولفه ی ارزیابی کننده از خودپنداره[۲۲] و معرف گستره ای از خود است که شامل جنبه های شناختی، رفتاری و عاطفی است. در حالی که این سازه اغلب برای اشاره به مفهوم کلی ارزش شخصی استفاده می شود، مفاهیم دیگری مانند اعتماد به نفس تلویحا به عنوان یک مفهوم عزت نفس در بیشتر حیطه های خاص مورد استفاده قرار می گیرد. هم چنین ، به طور وسیع فرض می شود که عزت نفس به عنوان یک صفت عمل می کند. یعنی در طول زمان در افراد ثابت است. با این وجود، این اصطلاح یک سازه ی رایج است که در حیطه های مختلف روانشناسی از جمله شخصیت، رفتاری، شناختی، و مفاهیم بالینی به کار می رود(رجبی و بهلول، ۱۳۸۶).

در این زمینه، نظریه ی خودپنداره بیان می کند که عزت نفس کلی و اختصاصی  یکسان نیستند و نمی توان یکی را از دیگری استنباط نمود. برای نمونه، عزت نفس کلی یک مؤلفه عاطفی است که با بهزیستی روان شناختی در ارتباط است، ولی عزت نفس اختصاصی یک مؤلفه شناختی است و با پیامد رفتاری رابطه دارد ( پالمن و آلایک[۲۳]،۲۰۰۰) . لذا به مفهوم دقیق کلمه، عزت نفس عبارت از میزان ارزشی است که افراد برای خویشتن قائل هستند. همچنین سطح بالای عزت نفس بیانگر ارزیابی مثبت از خود است و برعکس. به عبارت دیگر، عزت نفس یک ادراک است و نه یک واقعیت (رجبی و بهلول، ۱۳۸۶).

در ارتباط با تأثیر درمان های روانشناختی بر عزت نفس، پژوهش ها نتایج گوناگونی را نشان داده اند؛ به طور مثال، ماریانی[۲۴](۱۹۷۹)، نشان داد که درمان عقلانی- عاطفی در طی ده جلسه که بر روی دانش آموزان دبیرستانی انجام گرفت باعث افزایش عزت نفس آن ها شد. اما از سوی دیگر، بعضی پژوهش ها تاثیر این روش را نشان نداده اند، به طور مثال تری دیانا[۲۵](۱۹۹۵) و یوت آرمند[۲۶](۱۹۹۶)، نشان دادند آموزش مشاوره گروهی تاثیری بر بهبودی اعتماد به نفس ندارد .

در داخل کشور نیز نتایج مطالعه خدایی روی ۴۰ نفر از دانش آموزان دختر سال اول متوسطه شهرستان ایلام نشان داد که مشاوره گروهی باعث افزایش سلامت عمومی و عزت نفس کلی دانش آموزان دختر گروه آزمایش شده است (جان بزرگی و نوری، ۲۰۰۶).  مظاهری و  باغبان و فاتحی زاده(۲۰۰۶)، در بررسی خود که بر روی ۳۰  نفر از دانشجویان خوابگاه در سه گروه (دو گروه آزمایشی و یک گروه گواه) به مدت۸ جلسه انجام دادند، به این نتیجه رسیدند که آموزش شناختی – رفتاری نسبت به آموزش رفتاری به طور معنی داری بر افزایش عزت نفس مؤثرتر بوده است.

از نظر برنارد[۲۷] و دیگران(۱۹۸۹)، درمان عقلانی – عاطفی (RET) به وجود آمده توسط آلبرت الیس )۱۹۸۹)، یکی از جامع ترین و یکپارچه ترین مکاتب روان درمانی جهت شناسایی و کاهش باورهای غیر منطقی و باورهای الزام آور در زمینه انتخاب همسر است. رفتاردرمانی عقلانی- عاطفی از این نظر که بر تفکر، قضاوت، تصمیم گیری، تجزیه و تحلیل و عمل کردن تأکید می کند، با درمان هایی که به سمت شناخت و رفتار گرایش دارند، مشترکات زیادی دارد. فرض اساسی رفتار درمانی عقلانی – عاطفی این است که افراد با نحوه ای که رویدادها و موقعیت ها را تعبیر می کنند، در مشکلات روان شناختی خود و نشانه های خاص دخالت زیادی دارند(قربانی، ۱۳۸۹). این درمان بر این فرض استوار است که شناخت ها، هیجان ها و رفتارها به نحو چشم گیری بر یکدیگر تأثیر داشته و رابطه ی علت و معلولی متقابل دارند. رفتار درمانی عقلانی – عاطفی همواره بر این سه وجه و تعامل های آن ها تأکید دارد. بنابراین ، می توان آن را رویکردی تعاملی دانست(کوری، ۲۰۰۲، ترجمه سید محمدی، ۱۳۸۵).

براساس درمان عقلانی – عاطفی، علل واقعی اختلالات بشری در دو ویژگی منحصر به فرد انسان نهفته است :

الف) رغبت عمومی به کج فکر کردن، احساسات نادرست از خود نشان دادن و بد عمل کردن.

ب) گرایش های خاص فرد به رفتارهایی که موجب شکست او می شوند.

الیس بر این باور است که اضطراب و اختلالات عاطفی نتیجه طرز تفکر غیرمنطقی و غیرعقلانی است. به نظر او، افکار و عواطف، کنش های متفاوت و جداگانه ای نیستند. از این رو تا زمانی که تفکر غیرعقلانی ادامه دارد، اختلالات عاطفی نیز به قوت خود باقی خواهد بود. به نظر الیس، افرادی که خود را اسیر و گرفتار افکار غیر عقلانی خویش می کنند، احتمالاً خود را در حالت احساس خشم، مقاومت، خصومت، دفاع، گناه، اضطراب، بی ثمری، سستی و رخوت مفرط، عدم کنترل، و غمگینی قرار می دهند. انسان به وسیله ی اشیای خارجی مضطرب و برآشفته نمی شود، بلکه دیدگاه و تصوری که او از اشیاء دارد، موجب نگرانی و اضطرابش می شوند. تمام مشکلات عاطفی افراد از تفکرات جادویی و موهوم آن ها سرچشمه می گیرد که از نظر تجربه معتبر نیستند(گردی، ۱۳۸۲)

متغیر دیگری که تحت تاثیر عزت نفس پایین در دانش آموزان است پیشرفت تحصیلی می باشد. از آن جایی که پیش بینی پیشرفت تحصیلی از نقطه نظر علمی و کاربردی دارای اهمیت فراوان است. پیشرفت تحصیلی یکی از عوامل مقبولیت در کلاس درس است. همچنین به دست آوردن یک شغل و درجات آن دارای اهمیت است. اهمیت پیشرفت تحصیلی از بعد دیگری نیز قابل تأمل است. از آن جا که هر نظام تربیتی به جهت حصول بهترین شرایط و نتایج و رفع  کمبودها و موانع در سراسر فرایندهای آموزشی و پرورشی و استفاده بهینه از دروندادها، همواره مورد ارزیابی متخصصان قرار می گیرد(مهرافروز و شهرآرای،۱۳۸۱). بنابراین،  با توجه به این که دانش آموزان با عزت نفس پایین دارای پیشرفت تحصیلی پایینی هستند بنابراین، می توان اثربخشی مشاوره گروهی عقلانی-عاطفی-رفتاری را بر میزان پیشرفت تحصیلی دانش آموزان مورد سنجش قرار داد.

با توجه به اهمیت دوران نوجوانی و تأثیر آن در زندگی افراد، هر گونه آموزش در خصوص نحوه تعامل صحیح با محیط اطراف، به نوجوان کمک می کند تا از این دوره پر تلاطم، به سلامت بگذرد و خود را برای ورود به مرحله دیگر زندگی آماده نماید دختران به لحاظ عاطفی نسبت به پسران حساس تر هستند و در برابر شرایط دشوار زندگی ممکن است شکننده تر باشند. از این رو جلسات مشاوره گروهی براساس تقویت عزت نفس و ارائه راهبردهایی در خصوص ارتقاء سلامت عمومی می تواند به ویژه در سازگاری و برخورد مناسب آن ها با شرایط بحرانی آموزشگاهی و خانوادگی مؤثر باشد(مهرافروز و شهرآرای،۱۳۸۱).

جلسات مشاوره گروهی با تأکید بر روش درمان عقلانی- عاطفی – رفتاری الیس باعث می شود: نوجوانان دختر با تفکرات، نگرش ها و باورهای غیرمنطقی خویش آشنا شوند، انتظارات خود را در گروه مطرح نمایند، افزایش تعاملات مثبت در گروه را تجربه کنند و مهارت های بین فردی را یاد بگیرند و در مدارس نیز پیشرفت تحصیلی لازم را داشته باشند. ارائه و آموزش این مهارت ها موجب خواهد شد که در نهایت آن ها بتوانند بر مشکلات خویش غلبه نمایند. با توجه به اهمیت عزت نفس و پیشرفت تحصیلی به خصوص با توجه به مهاجر پذیر بودن شهر بندرعباس ممکن است دانش آموزان از قومیت های مختلف با یکدیگر در تماس قرار بگیرند و عزت نفس آن ها و متعاقب آن پیشرفت تحصیلی آن ها متزلزل شود.  بنابراین، محقق در این تحقیق به دنبال پاسخگویی به این سؤال است که آیا مشاوره گروهی به شیوه ی عقلانی – عاطفی بر تقویت و افزایش عزت نفس و بهبود پیشرفت تحصیلی دانش آموزان دختر مقطع پیش دانشگاهی موثر است؟

[۱] – Deary

[۲] – Strand

[۳] – Smith

[۴]-  Fernandes

[۵] – Dweck

[۶] – Master

[۷] – Akin-Little

[۸] – Delligatti

[۹] – Huebner

[۱۰] – Suldo

[۱۱] – McKnight

[۱۲] – Seligman

[۱۳]-  Csikszentmihalyi

[۱۴] – Cohen

[۱۵] . Juth, Smyth and Santuzzi

[۱۶] – Rational- Emotive- Behavior Therapy

[۱۷] -Thorpe D. L. and Olson, S.L.

[۱۸] -Self esteem

[۱۹]- CopperSmith

[۲۰] – Branden

[۲۱]  French & Vagou

[۲۲] Self-Concept

[۲۳] – Pullmann & Allik

[۲۴] – Marianne

[۲۵] – Teri Diania

[۲۶] – Yvette Armand

[۲۷] – Bernard et al.

تعداد صفحه : ۱۴۳

قیمت : ۱۴۷۰۰تومان

بلافاصله پس از پرداخت لینک دانلود فایل در اختیار شما قرار می گیرد

و در ضمن فایل خریداری شده به ایمیل شما ارسال می شود.

پشتیبانی سایت :               [email protected]

در صورتی که مشکلی با پرداخت آنلاین دارید می توانید مبلغ مورد نظر برای هر فایل را کارت به کارت کرده و فایل درخواستی و اطلاعات واریز را به ایمیل ما ارسال کنید تا فایل را از طریق ایمیل دریافت کنید.

پایان نامه بررسی اثربخشی مشاوره گروهی مبتنی بر رویکرد راه حل محور بر کاهش افسردگی و خلق مثبت و منفی در نوجوانان پسر شهر کرمانشاه

گرایش : عمومی

عنوان : بررسی اثربخشی مشاوره گروهی مبتنی بر رویکرد راه حل محور بر کاهش افسردگی و خلق مثبت و منفی در نوجوانان پسر شهر کرمانشاه

دانشگاه آزاد اسلامی

 واحد علوم و تحقیقات کرمانشاه

پایان نامه جهت اخذ درجه کارشناسی ارشد در رشته روانشناسی عمومی(M.A)

 

موضوع:

بررسی اثربخشی مشاوره گروهی مبتنی بر رویکرد راه حل محور بر کاهش افسردگی و خلق مثبت و منفی در  نوجوانان پسر شهر کرمانشاه

استاد راهنما:

دکتر خدامراد مومنی

 

شهریور۹۳

 

(در فایل دانلودی نام نویسنده موجود است)

 

 

فصل یکم :

مقدمه پژوهش

 

 

  • مقدمه:

همه ما در طول زندگی خود غمگینی و دلتنگی را تجربه کرده ایم. اگر بادقت به گذشته خود نگاهی بیاندازیم خواهیم دید که در برخی از روزها غم واندوه را در وجودمان احساس نمودهایم. اما باید آگاه باشیم که بین این تجارب و بیماری افسردگی[۱]تفاوت های اساسی وجود دارد.

نوجوانی مرحله گذر از کودکی و ورود به دنیای بزرگسالی است، بسیاری از نوجوانان مشکلات شخصی و خانوادگی زیادی را در این مرحله بحرانی از زندگی تجربه می کنند. بعضی از نوجوانان با توجه به حمایت والدین وحفظ یکپارچگی خانوادهاز این مرحله می گذرند و در کنار خانواده وارد دوران جوانی می شوند. اما بعضی از نوجوانانی که شبکه حمایت اجتماعی مناسبی در خانواده و محیط ندارند، از آشفتگی ها و اختلالات هیجانی و رفتاری رنج می برند و مهارت های مقابله ای و حل مسئله مناسب رابرای کاهش فشارها و مدیریت مشکلات زندگی کسب نکرده اند (لیندس[۲] و همکاران، ۲۰۰۰؛ به نقل از کاملی، ۱۳۸۸).

به دلیل ماهیت مزمن و عود کننده افسردگی تاکنون درمانگران با رویکردهای متفاوتی به درمان این اختلال پرداخته اند. اما رویکردهای درمان فردی به تنهایی جوابگوی بیماران افسرده نبوده اند. از طرفی اکثر درمان ها طولانی مدت وهزینه بر هستند. بنابراین نیاز به گروه درمانی و رویکردهای کوتاه مدت احساس می شود.

درمان کوتاه مدت راه حل محور(SFBT) در ۱۵ تا ۲۰ سال گذشته به عنوان یک روان درمانی کوتاه مدت پدیدار شد (دی شازر[۳]، ۱۹۹۴، ۱۹۹۱؛ دی شازر و برگ [۴]، ۱۹۹۲؛ به نقل از آزبورن و جانسون[۵]،۲۰۰۱). این درمان یک مداخله بر اساس نیروها است که در اعتماد به مراجع پیدا می شود که این برای ساختن منابع و انگیزه مراجعین مهم است زیرا آن ها مشکلاتشان را بهتر می دانند و صلاحیت ساختن راه حل ها را برای حل مشکلاتشان دارند (میلر[۶]، و دی شازر، ۲۰۰۰).

اخیراً انجمن تحقیق درمان کوتاه مدت راه حل محور یک درمان طبیعی به منظور کمک به استاندارد کردن ابزارهای SFBT به وسیله تمرین ها و افزایش درمان مدل وفاداری و صداقت ایجاد کردند. این کمیته سه جزء ترکیبی برای SFBT مشخص کرده است:

  1. کاربرد تمرکز بر گفتگو برای نگرانی های مراجعین.
  2. گفتگوهای متمرکز بر بازسازی جدید معنی ها پیرامون نگرانی های مراجعین
  3. کاربرد تکنیک های خاص برای مراجعین تا به آن ها کمک شود تا یک دیدگاه را برای آینده خود بر اساس موفقیت ها و توانایی های گذشته ایجاد کنند تا به حل دوباره موضوعاتشان کمک شود (انجمن تحقیق SFBT، ۲۰۰۷)

مقاله های گذشته بوسیله دی شازر و برگ (۱۹۹۷) و گنیگریچ وایسنگارت[۷] (۲۰۰۰) بر اساس یک بازبینی کیفی منظم شده اند. همچنین بعدها SFBT بر اساس تکنیک های پیرو و اجزاء اصلی دسته بندی شد:

  1. درمانگر سوال معجزه را به کار می برد.
  2. کاربرد سوالات درجه بندی
  3. مشاوره ای برای رد و بدل یک سری از تعاریف به مراجع.
  4. تعیین کردن تکالیف خانگی.
  5. جستجوی توانایی ها یا راه حل ها
  6. تنظم اهداف
  7. جستجوی تجربه ها برای مشکل (کیم و فرانکلین[۸]،۲۰۰۹)

با توجه به اینکه نوجوانان هنوز هویت خود را به طور کامل کسب نکرده اند و چگونه حل مسئله را نیاموخته اند، این درمان توانایی های آنان را بارز می کند و راه های حل مسایل به آن ها آموخته می شود. در این پژوهش تلاش شده است تا بااستفاده از درمان راه حل محوربه شیوه گروهی، افسردگی نوجوانان پسر را کاهش داد. همچنین اثر این رویکرد بر خلق مثبت و منفی نوجوانان سنجیده می شود.

  • بیان مسئله:

افسردگی یک اختلال خلقی است که هم در اثر عوامل تنش زای محیطی-اجتماعی و هم به علت وجود بیماری های مختلف جسمی به وجود می آید. همچنین تغییرات برخی از ترکیبات شیمیایی مانند سرتونین در دستگاه عصبی نیز در بروز این اختلال موثر تشخیص داده شده است. ضمن آنکه ابتدای فرد به سایر بیماری های روانی معمولاً با ظهور نشانه های افسردگی همراه است. بنابراین می توان نتیجه گرفت که عوامل وسیعی در بروز این بیماری دخالت دارند و درست به همین علت است که میزان شیوع آن گسترش یافته است.

هدف از پژوهش حاضر تعیین میزان کارآمدی مشاوره ی گروهی را حل محور برکاهش نشانگان افسردگی نوجوانان پسر می باشد.

 

عملاً چهار مجموعه نشانه در افسردگی وجود دارد: نشانه های هیجانی مانند احساس اضطراب و غم (که برجسته ترین و فراوان ترین نشانه هیجانی در افسردگی است)؛ نشانه های شناختی مانند نظر منفی نسبت به خود، دنیا و آینده؛ نشانه های انگیزشی مانند کندی روانی حرکتی و فلج شدن اراده و نشانه های جسمانی مانند از دست دادن اشتها، اختلال خواب، تغییرات وزنی، کاهش میل جنسی و آمادگی ابتلا به بیماری های جسمانی می باشد (روزنهان و سلیگمن[۹]،۱۳۸۵) .

افسردگی هزینه های مالی سنگینی را هم در بخش درمان و هم در بخش کم کاری ناشی از افسردگی به جامعه تحمیل می کند. بر اساس آمار جرت[۱۰] در سال ۱۹۹۰ یک تا سه درصد جمعیت امریکا از افسردگی اساسی رنج می برده اند که هزینه سالانه بالغ بر ۳/۱۶ میلیون دلار است. به همین دلیل، درمان و خصوصاً پیشگیری از این اختلال اهمیت خاصی پیدا کرده است (گرجی ، ۱۳۸۱)

نتیجه پژوهش ها نشان داده است دختران در مقایسه با پسران دوتا سه برابر بیشتر احتمال دارد که از افسردگی رنج ببرند، هر چند بیشتر آنان هیجانات منفی را در قالب شیوه های جنسیتی ابراز می کنند (بانتلین و کاستنبادر ، [۱۱]۱۹۹۷؛ هرت و تامپسون[۱۲]، ۱۹۹۶؛ به نقل از آقا محمدیان و حسینی، ۱۳۸۴). متأسفانه گرایش به بروز اولین وقوع افسردگی در سنین پایین تر گسترش یافته و درصد بالاتر نوجوانان مبتلا به افسردگی شدید، نگران کننده است (روز نهان و سلیگمن، ۱۳۸۴).

یکی از تفاوت های جنسیتی در دوران نوجوانی این است که تفاوت های جنسیتی در نرخ شیوع آن در این زمان ظاهر می شود. در حالیکه بیشتر مطالعات بیاگر این مطلبند که هیچ تفاوت جنسیتی[۱۳] در طی دوران کودکی وجود نداد، پژوهش نولن وهواکسما[۱۴] (به نقل از کوئینگ[۱۵] و همکاران ، ۱۹۹۴) نشان داد که پسران نوجوان افسردگی را به میزان دو برابر پسران نوجوان تجربه می کنند. این تفاوت با نرخ شیوعی که برای بزرگسالان گزارش شده همخوانی دارد.

مشاوران، روان شناسان و روان پزشکان به کمک سایر متخصصان تلاش می کنند تا برای مقابله با این اختلال خلقی در حال گسترش شیوه های درمانی جدیدی را بیابند که هم کوتاه مدت باشد و هم اینکه هزینه های کمتری را در پی داشته باشد. از این میان رویکرد مشاوره راه حل محور توانسته است موفقیت های چندی را کسب نماید. چرا که این رویکرد کوتاه مدت است و بر توانمندی های خود مراجع تکیه دارد. این رویکرد با شیوه های جالبی که در درمان دارد بخصوص در مورد جوانان بیشتر موثر واقع می شود (آزبورن و جانسون، ۲۰۰۱).

درمان کوتاه مدت راه حل محوربرای بزرگسالان دارای مسائل گوناگون، از مصرف الکل (برگ و میلر، ۱۹۹۲) گرفت تا اختلالات فشار روانی آسیب زا(دولان[۱۶]، ۱۹۹۱؛ اوهانلون و بوتولینو[۱۷]،۱۹۹۸) اختلالات شخصیتی و روانپریشی ها (اوهاتلون و دولان، ۱۹۹۹) به کار می رود. درمان کوتاه مدت را حل محور برای کودکان و نوجوانان (سلیکمن، ۱۹۹۷، ۱۹۹۳؛ برگ و استیز[۱۸]،۲۰۰۳) برای گروه ها (متکالف[۱۹]، ۱۹۹۸) در آموزش وپرورش (گوی و بانینگ[۲۰]،۲۰۰۵)، در کار با مراجعان معلول ذهنی (ویسترا[۲۱] و بانینگ، ۲۰۰۶) در مدیریت و آماده سازی (کافمن، ۲۰۰۳) و در میانجیگری (بانینگ، ۲۰۰۶) کاربرد دارد (به نقل از با نینگ، ۲۰۰۷). در مطالعه ای که مو و لی[۲۲](۱۹۹۷) به منظور بررسی کارایی خانواده درمانی راه حل محوردر رسیدن به اهداف وایجاد تغییرات مثبت در بهداشت روانی کودکان انجام داده اند. نتایج حاکی از موفقیت ۷۲% تا ۸۰% این رویکرد بوده است (به نقل از نظری، ۱۳۸۳).

 

  • هدف پژوهش:

هدف از پژوهش حاضر تعیین میزان کارآمدی مشاوره ی گروهی را حل محور برکاهش نشانگان افسردگی نوجوانان پسر می باشد.

[۱] Depression

[۲] . Lyndis

[۳] . de shazer

[۴] . Berg

[۵] . Osborn & Johanson

[۶] . Miller                                                                               

[۷] . Gingerich & Eisengart

[۸] . kim & franklin

[۹] . Rosenhan & Seligman

[۱۰] . Jarret

[۱۱] . Buntlin & Costenbader

[۱۲] . Heret & Tompson

[۱۳] . Gender-diffience

[۱۴] . Nolen-Hocksma

[۱۵]  .  Koenig

[۱۶]  Dolan

[۱۷] . Ohanlon& Botolino

[۱۸] . Sties

[۱۹] . Metcalf

[۲۰] . qoye& bannink

[۲۱] . viestra

[۲۲] . mo & lee

تعداد صفحه : ۱۲۳

قیمت : ۱۴۷۰۰تومان

بلافاصله پس از پرداخت لینک دانلود فایل در اختیار شما قرار می گیرد

و در ضمن فایل خریداری شده به ایمیل شما ارسال می شود.

پشتیبانی سایت :               [email protected]

در صورتی که مشکلی با پرداخت آنلاین دارید می توانید مبلغ مورد نظر برای هر فایل را کارت به کارت کرده و فایل درخواستی و اطلاعات واریز را به ایمیل ما ارسال کنید تا فایل را از طریق ایمیل دریافت کنید.

پایان نامه :اثر بخشی مشاوره گروهی مبتنی بر منابع تکوین خود در افزایش عزت نفس

 دانلود متن کامل پایان نامه  اثر بخشی مشاوره گروهی مبتنی بر منابع تکوین خود در افزایش عزت نفس

دانشگاه آزاد اسلامی

واحد علوم و تحقیقات کرمانشاه

پایان نامه جهت دریافت کارشناسی ارشد رشته روانشناسی عمومیM. A.

عنوان:

اثر بخشی مشاوره گروهی مبتنی بر منابع تکوین خود در افزایش عزت نفس دختران مقطع دبیرستان

استاد راهنما:

دکتر کیوان کاکابرائی

(ممکن است هنگام انتقال از فایل اصلی به داخل سایت بعضی متون به هم بریزد یا بعضی نمادها و اشکال درج نشود ولی در فایل دانلودی همه چیز مرتب و کامل است)
فهرست مطالب
عنوان                  صفحه
چکیده ۱
فصل یکم مقدمه پژوهش
مقدمه – بیان مسئله. ۲
اهمیت و ضرورت. ۷
اهداف پژوهش ۹
فرضیه های پژوهش ۹
تعاریف مفهومی و عملیاتی ۹
فصل دوم:ادبیات و پیشینه پژوهش
پیشینیه پژوهش ۱۳
تعریف اعتماد به نفس ۱۶
عزت نفس ۱۹
عزت نفس از رویکردهای مختلف. ۲۰
رویکرد اسلام نسبت به عزت نفس ۲۰
رویکرد تحلیل روانی فروید. ۲۱
مشاوره گروهی بارویکرد تحلیل رفتار متقابل ۲۲
رویکرد شناختی اجتماعی ۲۵
رویکرد اصالت وجود. ۲۷
رویکرد انسان گرایی ۳۲
اعتماد به نفس رمز موفقیت. ۳۶
نقش کلاس درس در رشد  شخصیت دانش آموز. ۳۸
عزت نفس از دیدگاه قرآن: ۴۵
چگونه اعتماد به نفسمان را تقویت کنیم؟. ۴۸
افرادیکه از اعتماد به نفس پایینی برخوردار می باشند. ۵۴
خصوصیات افراد با اعتماد به نفس بالا. ۵۸
خصوصات افراد با عزت نفس بالا از دیدگاه قرآن و نهج البلاغه. ۵۸
فصل سوم: روش پژوهش
۳-۱ روش پژوهش ۷۸
۳-۲ متغیر های پژوهش ۷۸
۳-۳ جامعه آماری ۷۸
۳-۴ نمونه و روش نمونه گیری ۷۸
۳-۵ ابزار اندازه گیری ۷۹
۳-۶ پایایی و روایی پرسشنامه. ۸۰
شیوه اجرای پژوهش ۸۱
روش تجزیه و تحلیل داده ها ۸۴
فصل چهارم: تجزیه و تحلیل داده‫ها
الف) توصیف داده ها ۸۶
ب) تحلیل داده ها ۸۸
فصل پنجم: بحث و نتیجه گیری
پیشنهادات پژوهش ۹۴
پیشنهادات علمی ۹۴
پیشنهادات کاربردی ۹۴
منابع. ۹۶


چکیده
هدف این پژوهش بررسی اثر بخشی مشاوره ی گروهی مبتنی بر منابع تکوین خود در عزت نفس دختران مقطع دبیرستان رضوان شهر کرمانشاه است. جامعه آماری این پژوهش دانش‫آموزان دبیرستان رضوان شهر کرمانشاه بود. از بین این افراد ۲۴ نفر که علاقمند به شرکت در پژوهش بودند و نمره‫ی عزت نفسشان متوسط و ضعیف بود، به طور تصادفی انتخاب و در دو گروه گواه و آزمایش (هر گروه ۱۲۰ نفر) جایگزین شدند.  ابزار پژوهش پرسشنامه عزت نفس کوپر اسمیت بود.  ابتدا از هر دو گروه آزمایش و کنترل آزمون عزت نفس اجرا شد و نمره هر فرد ثبت گردید، سپس گروه آزمایش به مدت یک ماه، تحت ۶ جلسه مشاوره گروهی بر اساس منابع تکوین خود قرار گرفت، سپس آزمون عزت نفس دوباره روی آنها اجرا گردید.  نتایج تحلیل کواریانس نشان داد که بین میانگین‫های دو گروه آزمایش و کنترل در پس‫آزمون تفاوت معنادار وجود دارد (درسطح ۰۱/۰)،  یعنی روش فنون مشاوره‫ی گروهی مبتنی بر منابع تکوین خود در افزایش عزت نفس دانش‫آموزان موثر بوده است. بنابراین می توان گفت مشاوره گروهی بر اساس منابع تکوین خود، روش مناسبی جهت افزایش عزت نفس در نوجوانان است.
کلید واژه ­ها: عزت نفس، مشاوره­ی گروهی، منابع تکوین خود
فصل یکم
مقدمه پژوهش
مقدمه و بیان مسئله
روانشناسان در ارتباط با تکوین خودمنابع متعددی را ذکر نموده اند که براساس آن خود در انسانها شکل یافته و و تحول می­یابد (شونمن ۱۹۸۴) با مروری بر مطالعات وتحقیقات متعدد انجام شده در مورد خود، توانست سه منبع را به عنوان اصلی تکوین خود ذکر کند:

  • خود مشاهده گری[۱]
  • مقایسه اجتماعی[۲]
  • پسخوراندهای اجماعی[۳]

به نظر شونمن کودکان بعد از توانایی تکلم و همچنین شناختی و استقرار سیستم باور خود، درباره احساس ارزش نسبتا مهمی که قبلا به وجود آمده تامل نموده و خویشتن بینی های خاصی را تشکیل می­ دهند، این خویشتن بینی ها(تصور افراد از توان و ضعف خود) سنگ بنای عزت نفس را می­سازد.
ما انسانها در بسیاری از موارد خود را مورد مشاهده قرار می­دهیم و با این مشاهده گری علاوه بر این که بر حالات، افکار و احساسات خودآگاهی می­یابیم بسیاری از تغییرات مهم را نیز در خودایجاد می­کنیم. منبع خود مشاهده گری با به کارگیری سیستم خود تنظیمی می ­تواند بسیاری از افکار و عواطف و در کل شناخت ما را تحت کنترل درآورد.
در مقایسه اجتماعی، فرد از نظر دیگران به عنوان معیار قضاوت برای خودسنجی خود استفاده می­ کند. در مقایسه با بالاتر از خود همواره نارضایتی برای مقایسه کننده دیده می­شود و در مقایسه با پایین تر از خود، رضایت از خود با عبرت آموزی برای فرد مقایسه کننده دیده می­شود. در روانشناسی دیدگاهی را که افراد در رابطه با اعمال، رفتار، عقاید وحتی قیافه ظاهری دیگران بیان می­ کنند، می­توانند برای فرد پسخوراندی فراهم کند که براساس آن، تغییرات را در خود ایجاد کند، بعضی را پذیرفته وبعضی دیگر را رد کند(یونسی ۱۳۸۲) شونمن اعتقاد دارد که به کارگیری هر یک از این منابع براساس اقتصادی مراحل مختلف تحول روانشناسی می­باشد. به گونه ای که کودکان در سنین پایین (بعد ازسه سالگی) در ابتدا شروع به استفاده از مقایسه اجتماعی می­ کنند.  در سنین بالاتر از ۶ سالگی، کودکان بیشتر از منبع پسخوراندهای اجتماعی استفاده می­ کنند و در سنین بالای بلوغ ونوجوانی استفاده از خود مشاهده گری به اوج میرسد. در سنین جوانی و بزرگسالی به نظر می رسد که تمام انسانها اعم از زن ومرد به نحوی این منابع را استفاده می­ کنند اگر نگاهی اجمالی به خود در انسانها بیندازیم حضور این سه منبع  را  در فرآیند تکوین خود می­بینیم. در این زمینه، تفاوتهای فردی در تمام انسانها وجود دارد به گونه ای که بر اساس میزان استفاده از این منابع و این که هر یک از این منابع چه مقدار در تکوین خود سهم دارند، افراد تفاوت های بارزی بایکدیگر داشته و بر این مبنا میزان سلامت ونابهنجاری روانی افراد در سطح فرد و اجتماع مشخص می­شو. (بندورا ۱۹۹۴)
راهکارهای درمانی برای اختلالات روانی مانند بسیاری از جریان های فکری ودیدگاههای در روانشناسی دچار افراط وتفریط ونهایتا براساس تعادل جوئی به نقطه اعتدال رسیده اند. (لهی[۴]،۱۹۸۷)
راهکارهای درمانی که امروزه جهت افزایش عزت نفس از آنها استفاده می­شود، عبارتند از رفتار درمانی، شناخت درمانی، درمان شناختی رفتاری هر چند این درمانها دارای اثر بخشی هستند اما در میان آن تفاوت هایی از نظر میزان اثر بخش وبا صرفه بودن وجوددارد.

تعداد صفحه :۱۱۱
قیمت : ۱۴۷۰۰ تومان

بلافاصله پس از پرداخت لینک دانلود فایل در اختیار شما قرار می گیرد

و در ضمن فایل خریداری شده به ایمیل شما ارسال می شود.

پشتیبانی سایت :               [email protected]

در صورتی که مشکلی با پرداخت آنلاین دارید می توانید مبلغ مورد نظر برای هر فایل را کارت به کارت کرده و فایل درخواستی و اطلاعات واریز را به ایمیل ما ارسال کنید تا فایل را از طریق ایمیل دریافت کنید.

پایان نامه بررسی تأثیر مشاوره گروهی با رویکرد تحلیل رفتار متقابل بر سازگاری دانش آموزان دختر مقطع متوسطه شهرستان رباط کریم در سال ۱۳۸۶-۱۳۸۵

دانلود متن کامل پایان نامه  بررسی تأثیر مشاوره گروهی با رویکرد تحلیل رفتار متقابل بر سازگاری دانش آموزان دختر مقطع متوسطه شهرستان رباط کریم در سال ۱۳۸۶-۱۳۸۵

چکیده
هدف از این پژوهش بررسی تأثیر مشاوره گروهی با رویکرد تحلیل رفتار متقابل بر سازگاری دانش‌آموزان دختر مقطع متوسطه شهرستان رباط‌کریم در سال ۸۶-۸۵ می‌باشد.
روش پژوهش در این تحقیق روش آزمایشی بود. که در این پژوهش ابتدا ۲۰۰ نفر با روش نمونه‌گیری تصادفی خوشه‌ای انتخاب شد که پس از انجام پیش آزمون از بین آنها دانش‌آموزانی که کمترین نمره سازگاری را کسب نمودند ۳۰ نفر به صورت تصادفی انتخاب و به دو گروه آزمایش و کنترل تقسیم گردیدند.
جهت اندازه‌گیری داده‌ها از پرسشنامه‌ها سازگاری سینها و سینگ (۱۹۹۳) که شامل ۶۰ سؤال که حوزه‌های عاطفی، اجتماعی و آموزشی دانش‌آموزان دبیرستانی را می‌سنجد استفاده شد و همچنین مشاوره گروهی با رویکرد تحلیل رفتار متقابل در ده جلسه یک ساعت و نیم اجرا شد و در پایان نیز از هر دو گروه گواه و کنترل پس‌آزمون گرفته شد. به منظور تجزیه و تحلیل داده‌ها از آمار توصیفی (جدول و نمودار) و جهت آزمون فرضیه‌های پژوهش از آمار استنباطی (T مستقل و کواریانس) استفاده شد.
نتایج این پژوهش نشان داد که روش مشاوره گروهی با رویکرد تحلیل رفتار متقابل TA بر سازگاری اجتماعی و سازگاری کل شرکت‌کنندگان تأثیر معنادار داشته است همچنین نتایج نشان دهنده وجود تفاوت معناداری بین سازگاری دانش‌آموزان پایه اول و دوم می‌باشد و سازگاری عاطفی و آموزشی نیز افزایش یافته است ولی معنادار نبوده است.
فهرست مطالب:

عـنـوان شماره صفحات
فهرست مطالب الف
فهرست جداول. ث
فهرست نمودارها ث
چکیده ۱
فـصـل اول
کلیات تحقیق
مقدمه ۲
بیان‌مسئله ۳
ضرورت و اهمیت مسئله تحقیق. ۵
اهداف پژوهش . ۶
فرضیه‌های پژوهش
متغیرهای پژوهش .
۷
۷
تعاریف متغیرها(مفهومی و عملیاتی). ۸
تعریف نظری مشاوره گروهی با رویکرد تحلیل رفتار متقابل  . ۸
تعریف عملیاتی مشاوره گروهی با رویکرد تحلیل رفتار متقابل ۸
تعریف نظری سازگاری . ۹
تعریف عملیاتی سازگاری . ۱۰
فصل دوم
ادبیات و پیشینه تحقیق
مقدمه ۱۳
بخش اول: سازگاری و مبانی نظری آن ۱۳
تعریف سازگاری ۱۳
    عوامل موثربرسازگاری . ۱۴
     انواع سازگاری ۱۷
  روشها یا اشکال سازگاری ۲۳
      ملاکهای سازگاری مطلوب ۲۴
      ویژگیهای افراد سازگار . ۲۵
بخش دوم: تحلیل رفتار متقابل ۲۷
نظریه تحلیل رفتار متقابل ۲۷
مبانی نظری تحلیل رفتار متقابل ۲۸
الگوی حالات نفسانی . ۲۸
موقعیت‌های روانی و طرحهای زندگی . ۳۲
 آسیب شناسی روانی . ۳۴
          الف : آسیب شناسی ساختی . ۲۴
         ب: آسیب شناسی کارکردی . ۳۵
هدف درمان در تحلیل رفتار متقابل ۳۵
فرآیند گروهی در رویکرد تحلیل رفتار متقابل ۳۶
مشاوره و درمان ۳۸
        الف : تحلیل درمان ساختار. ۳۸
        ب: تحلیل درمان تبادلها ۳۹
ارزشهای مشاوره گروهی  . ۴۰
 جمع بندی مطالب  . ۴۲
بخش سوم: مروری برپیشینه  تحقیق ۴۳
مطالعات صورت گرفته در داخل کشور ۴۳
مطالعات صورت گرفته در خارج از کشور . ۴۶
تحلیل و نتیجه گیری سازگاری از دیدگاه تحلیل رفتار متقابل . ۴۸
فصل سوم
روش اجرای تحقیق
مقدمه. ۵۲
روش تحقیق ۵۲
جامعه آماری تحقیق. . ۵۲
نمونه و روش نمونه گیری . . ۵۲
ابزاراندازه گیری و روایی وپایایی آن ۵۳
پرسشنامه سینهاوسینگ . ۵۳
پایایی پرسشنامه سینهاوسینگ ۵۵
روایی (اعتبار) پرسشنامه سینهاوسینگ . ۵۵
روش تجزیه و تحلیل داده‌ها ۵۶
شیوه اجرا ومراحل انجام پژوهش . ۵۶
گزارش جلسات مشاوره گروهی با رویکرد تحلیل رفتار متقابل  . ۵۷
فصل چهارم
تجزیه و تحلیل اطلاعات
مقدمه. ۶۰
اطلاعات توصیفی مربوط به مشخصات دموگرافیک نمونه‌های تحقیق. ۶۲
تجزیه و تحلیل داده‌ها ۷۳
فرضیه اصلی ۷۴
فرضیه فرعی اول . ۷۵
فرضیه فرعی دوم . ۷۶
فرضیه فرعی سوم ۷۷
فرضیه فرعی چهارم ۷۷
فصل پنجم
بحث و نتیجه گیری
مقدمه ۸۰
یافته‌های پژوهش ۸۰
      الف : نتایج حاصل از توصیف داده ها ۸۰
      ب: بحث و تفسیر نتایج حاصل از تجزیه و تحلیل فرضیه ها . ۸۱
پـیشنـهادات تحقیق. ۸۷
الف- پیشنهادهای  برخاسته از پژوهش . ۸۷
ب- پیشنهادات برای انجام تحقیقات بعدی. . ۸۸
  محدودیتها . ۸۸
منـابـع
منابع فارسی ۹۰
منابع لاتین. ۹۵
پیـوست
خلاصه کامل جلسات گروهی

فهرست جداول:

عـنـوان                                               شماره صفحات
جدول ۱-۳ :  ضرایب پایایی پرسشنامه سازگاری سینهاوسینگ ۵۵
جدول ۲-۳ : ماتریس همبستگی سه حوزه پرسشنامه سازگاری سینهاوسینگ ۵۵
جدول ۱-۴ : توصیف ویژگی های نمونه های مورد پژوهش ۶۲
جدول ۲-۴ : توزیع فراوانی سطح تصحیلات والدین نمونه های مورد پژوهش ۶۲
جدول ۳-۴ : توزیع فراوانی شغل والدین نمونه های مورد پژوهش ۶۳
جدول ۴-۴: توزیع فراوانی رشته های تحصیلی والدین نمونه های مورد پژوهش . ۶۴
جدول ۵-۴: توزیع فراوانی پایه تحصیلی والدین نمونه های مورد پژوهش ۶۴
جدول ۶-۴ : توزیع فراوانی سازگاری عاطفی ، اجتماعی و آموزشی نمونه های مورد پژوهش ۶۹
جدول ۷-۴ : نتایج توصیفی مولفه های سازگاری دردو گروه آزمایش و کنترل . ۷۰
جدول ۸-۴: نتایج تحلیل کواریانسی مقایسه نمرات پس آزمون گروه آزمایش با کنترل در مقیاس سازگاری کل  . ۷۴
جدول ۹-۴: نتایج کواریانسی مقایسه نمرات پس آزمون گروه آزمایش با کنترل در مولفه اجتماعی مقیاس سازگاری ۷۵
جدول ۱۰-۴ : نتایج کواریانسی مقایسه نمرات پس آزمون گروه آزمایش با کنترل در مولفه اجتماعی مقیاس عاطفی . ۷۶
جدول ۱۱-۴: نتایج کواریانسی مقایسه نمرات پس آزمون گروه آزمایش با کنترل در مولفه اجتماعی مقیاس آموزشی ۷۷
جدول ۱۲-۴ : نتایج آزمون T گروه های مستقل برای مقایسه میانگین سازگاری در پایه اول و دوم . ۷۸
فهرست نمودارها
نمودار ۱-۴ : ترتیب تولد نمونه های مورد پژوهش ۶۵
نمودار ۲-۴ : فراوانی و درصد مولفه های سازگاری در نمونه های مورد پژوهش ۶۷
نمودار ۳-۴ : نتایج توصیفی مولفه های سازگاری در دو گروه آزمایش و کنترل . ۷۲

مقدمه
توان سازگاری[۱] در انسان از جمله خصیصه‌هایی تلقی می‌شود که نقش اساسی در تأمین بهداشت روانی و جسمانی او دارد، زیرا مجموعه‌ای از کنش‌ها و رفتارها شرایط و موقعیت‌های جدید فراهم می‌آورد که آدمی قادر می‌شود با ارائه پاسخ‌های مناسب راه کمال را طی کند و این پیشرفت در مقوله روانی و جسمانی قابل مشاهده است، زیرا کارکرد مؤثر در نقش‌ها و تکالیفی که فرد برای آنها اجتماعی شده را به همراه می‌آورد (نوربان و محمدیان شعرباف، ۱۳۷۶).
به تدریج که انسان رشد می‌کند به طور پیوسته باید ساختارهای روانی خود را از نو سازمان بدهد تا بتواند به گونه‌ای مؤثر با محیط خود برخورد نماید. به عبارت دیگر، قدرت سازگاری خود را بالا ببرد تا بتواند با محیط هماهنگ باشد. سازگاری مستلزم تعاملی است که در آن شخص به گونه‌ای نیازهای شخصی خود را در ارتباط عملی با انتظارات محیط هماهنگ می‌کند. پیاژه[۲] معتقد است که این فرایند از طریق درونسازی یا جذب و برون‌سازی یا انطباق انجام می‌گیرد (وظیفه‌شناس، ۱۳۸۰).
سازگاری متشکل از دو فرایند است: منطبق کردن خود با شرایط مشخص و تغییر شرایط برای منطبق کردن آن با نیازهای خود.
منظور از سازگاری مؤثر فقدان بحران نیست، بلکه وضعیتیاست که در آن به طور معمول انتظار می‌رود که استرسهای زندگی مدیریت شده باشد (فنوی، ۱۳۸۰). مک دانلد[۳]  (۱۹۸۵) می‌گوید: «وقتی می‌گوئیم فردی سازگار است که پاسخهایی که او را به تعامل با محیطش قادر می‌کند، آموخته باشد و از نظر عاطفی نیز بتواند با آن تعامل نماید.» (فنونی، ۱۳۸۰).
بنابراین طبق نظریات فوق سازگاری برای انسان یک ضرورت و امر حیاتی به شمار می‌آید از آنجا که انسان در گروه متولد می‌شود و در گروه زندگی می‌کند و اجتماعی می‌شود و در گروه کار می‌کند و حتی در گروه توان سازگاری خود را از دست می‌دهد و ناسازگار می‌شود، این سؤال پیش می‌آید که چرا در گروه این کارکرد را دوباره به دست نیاورد و درمان نشود. بر این اساس و به لحاظ اهمیت مشاوره و روان درمانی گروهی که نقش اساسی در جلوگیری از اتلاف وقت و هزینه به همراه دارد. در این پژوهش سعی بر آن است که تأثیر مشاوره گروهی با رویکرد تحلیل رفتار متقابل [۴](TA) بر سازگاری اجتماعی[۵]، عاطفی[۶] و آموزشی[۷] دانش‌آموزان مورد بررسی قرار گیرد.
 
بیان مسئله
سازگاری در فرهنگ روان‌شناسی، عبارت است از رابطه‌ای که هر ارگانسیم با محیط خود برقرار می‌کند. این اصطلاح معمولاً به سازگاری روان‌شناختی یا اجتماعی با توجه به معنای ضمنی مثبت آن اشاره دارد. یعنی فرد خوب سازگار یافته و این اصطلاح وقتی به کار برده می‌شود که فرد در یک فرایند جاری و غنی از رشد بالقوه خودش، درگیر است و به تغییرات محیطی به طرز مؤثری واکنش نشان می‌دهد. این واژه از طرفی اشاره به یک حالت تعادل کامل بین ارگانیسم و محیط دارد. حالتی که در آن همه نیازها ارضاء شده‌اند و عملکردهای ارگانیسمی به آسانی تحقق بخشیده می‌شوند (عیدیان، ۱۳۸۵).
سازگاری به فرایندهای روان‌شناسی که مردم را با تغییرات روزمره هماهنگ می‌کند، اشاره دارد (وایتن ولیویید[۸] به نقل از شهسواری، ۱۳۸۲) به زعم سینها وسینگ[۹] (۱۹۹۳) سازگاری عبارت است از ثبات عاطفی و جسارت در روابط اجتماعی و نیز علاقه به تحصیل و مدرسه در فرد که به صورت سازگاری عاطفی، سازگاری اجتماعی و سازگاری آموزشی نیز بیان شده است (سینها وسینگ، ترجمه کرمی، ۱۳۷۷) منظور از سازگاری اجتماعی داشتن رابطه صحیح و مطلوب با دیگران و سازگاری شخص با محیط خود می‌باشد که با تغییر دادن خود و یا محیط به دست می‌آید (پورافکاری، ۱۳۷۳) و به مکانیسم‌هایی که بوسیله آنها یک فرد ثبات عاطفی پیدا می‌کند سازگاری عاطفی اطلاق می‌گردد و سازگاری تحصیلی را به عنوان داشتن نگرشهای مثبت نسبت به اهداف تحصیلی وضع شده، کامل کردن شروط تحصیلی و اعتقاد فرد به مؤثر بودن تلاش برای رسیدن به درجات علمی بالاتر تعریف کرده‌اند (پور دهقان اردکانی، ۱۳۸۳).
عوامل زیادی با سازگاری که یک ضرورت حیاتی برای انسان محسوب می‌شود در ارتباطند که مهمترین آنها «نحوه برقرار کردن ارتباط و تعامل با دیگران»  می‌باشد. به عبارت دیگر، ارتباط و تعامل ناموفق باعث بوجود آمدن ناسازگاری در فرد خصوصاً در نوجوانان و جوانان که داشتن تعاملات اجتماعی به ارتباط با دیگران به ویژه همسالان نقش مهمی در سلامت روانی آنها دارد، می‌شود (احمدی، ۱۳۷۵).
از دیدگاه روانشناسی ارتباطات، کوچکترین واحد ارتباطی در اجتماع رابطه بین دو شخصیت است. برن[۱۰]، معتقد است که شخصیت هر انسانی از سه بخش که در ارتباط با یکدیگر هستند تشکیل می‌شود. کودک،‌ والد و بالغ.بنابراین وقتی انسان می‌خواهد در جامعه سازگار باشد، باید ابتدا خصوصیات شخصیتی سه‌بعدی خود را بشناسد و سپس وارد اجتماع شود. آنگاه خصوصیات سه‌بعدی طرف مقابل را نیز به طور نسبی بشناسد تا بهتر بتواند با او ارتباط برقرار کند. چه اگر ندانیم چگونه و با کدام بعد و در چه موقعیتی رابطه انسانی برقرار کنیم ، دچار شکست در تعامل اجتماعی شده و حالت سرخوردگی و ناکامی پیدا می‌کنیم و در نهایت با محیط انسانی خود ناسازگار می‌شویم (شفیع‌آبادی و ناصری، ۱۳۸۰).
در همین رابطه در پژوهشی حاجی نصیر (۱۳۸۴) با عنوان «تأثیر مشاوره گروهی با رویکرد تحلیل رفتار متقابل برخود پنداره[۱۱] و منبع کنترل[۱۲] دانشجویان دختر دانشگاههای تهران به این نتیجه دست یافت که مشاوره گروهی با رویکرد تحلیل رفتار متقابل با اطمینان ۹۹% بر تغییر خود پنداره و منبع کنترل دانشجویان مؤثر بوده است.
با توجه به تحقیقات صورت گرفته اینکه نظریه تحلیل رفتار متقابل نظریه قابل فهم و پیشرفته روانشناسی درباره تفکرات،  احساسات و ارتباطات افراد است و درک آن برای سنین نوجوانی راحت‌تر است و از طرفی رویکردی است که مفاهیم و متون آن برای گروه های درمانی طراحی شده (کرسنی[۱۳]، به نقل از شفیع‌آبادی، ۱۳۸۰) و نوجوانان گرایش شدیدی به شرکت در گروه دارند، در این پژوهش سعی شده است که تأثیر مشاوره گروهی با رویکرد تحلیل رفتار متقابل بر سازگاری اجتماعی، عاطفی و آموزشی دانش‌آموزان سنجیده و مورد بررسی قرار گیرد.
[۱] . Adjustment
[۲] . Piaget
[۳] . Mcdonald
[۴] . Transactional Analysis
[۵] . Social Adjustment
[۶] . Affective Adjustment
[۷] .
[۸] . Witon WLivid
[۹] . Sinha and Sing
[۱۰] . Bern
[۱۱] . Self-Concept
[۱۲] . Control Source
[۱۳] . Krsiny

تعداد صفحه : ۸۶
قیمت : ۱۴۷۰۰تومان

بلافاصله پس از پرداخت لینک دانلود فایل در اختیار شما قرار می گیرد

و در ضمن فایل خریداری شده به ایمیل شما ارسال می شود.

پشتیبانی سایت :               [email protected]

در صورتی که مشکلی با پرداخت آنلاین دارید می توانید مبلغ مورد نظر برای هر فایل را کارت به کارت کرده و فایل درخواستی و اطلاعات واریز را به ایمیل ما ارسال کنید تا فایل را از طریق ایمیل دریافت کنید.

پایان نامه تبیین اثربخشی مشاوره گروهی با رویکرد واقعیت درمانی بر کیفیت و امید به زندگی در بیماران سرطانی

  

دانشگا ه آزاد اسلامی

عنوان:

تبیین اثربخشی مشاوره گروهی با رویکرد واقعیت درمانی بر کیفیت و امید به زندگی در بیماران سرطانی

 

 

چکیده :

این پژوهش با هدف تبیین اثربخشی مشاوره گروهی با رویکرد واقعیت درمانی بر کیفیت و امید به زندگی در بیماران سرطانی انجام شده است . روش پژوهش حاضر نیمه آزمایشی با طرح پیش آزمون – پس آزمون همراه با گروه آزمایش و کنترل بوده است . جهت انتخاب نمونه آماری از بین بیماران زن جوان در محدوده سنی ۱۸ تا ۳۰ سال ،  تحت شیمی درمانی مرکز درمانی شهید رجایی شهر یاسوج ۳۰ نفر بطور هدفمند  انتخاب و با پرسشنامه های امید به زندگی اشنایدر و کیفیت زندگی فرم ۳۶ سوالیمورد ارزیابی قرار گرفتند . پس از تحلیل آماری پرسشنامه های فوق ، افراد به صورت تصادفی دو گروه ۱۵ نفره آزمایش و گواه تقسیم شده و پس از طی ۸ جلسه آموزشی واقعیت درمانیگروهی بر گروه آزمایش ، از هر دو گروه آزمون مجدد به عمل آمد و مورد تحلیل آماری قرار داده شد . این تحلیل در تمامی مقیاس ها و زیر مقیاس های مورد ارزیابی و بررسی در پیش آزمون و پس آزمون کوواریانس، بهبود شرایط بیماران سرطانی را به وضوح مورد تایید قرار داد .

نتایج به دست آمده از پژوهش نشان داد که واقعیت درمانی گروهی برکیفیت زندگی و امید به زندگی در بیماران سرطانی تاثیر معنادار دارد ومیتوان از این روش به عنوان درمان تکمیلی در کنار درمان های پزشکی سود جست و متعاقباً میتوان در راستای بهبود مشکلات روانشناختی مذکور در این بیماران استفاده کرد.

کلید واژه ها : واقعیت درمانی گروهی ، کیفیت زندگی ، امید به زندگی

 

مقدمه

امروزه بیماری سرطان[۱] بعنوان دومین عامل مرگ و میر بعد از بیماریهای قلبی عروقی مطرح است(سبحانی فر، ۱۳۸۰) . سرطان صرفا یک رویداد یا پایان معین زندگی نمی باشد بلکه یک موقعیت دایمی مبهم است که با تاثیرات دور رس و تاخیری ناشی از بیماری و مسایل روانشناختی بر جای مانده آن مشخص میشود( لین[۲]، ۲۰۰۳) . اغلب افراد زمانی که از وجود بیماری سرطان در وجود خود آگاه می­شوند با انکار و خشم ، واکنش نشان می دهند که این شرایط خود می تواند نشانه های روانشناختی وجسمانی بیمار را تشدید کند و این در حالی است که این چنین واکنش هایی در بیماری های ساده کمتر به چشم می خورد ( هزارروسی ، ۱۳۸۵)

مطالعات انجام شده در بیماران مبتلا به سرطان نشان میدهد که شدت علایم و فشارهای روحی بر کیفیت زندگی تأثیر دارد ( نورثوث[۳] ،کافی[۴]، دیچل بوز[۵]۱۹۹۹ )و پژوهشها حاکی از بالا بودن اختلالات هیجانی نظیر استرس، افسردگی و اضطراب در بیماران سرطانی است (فراریو [۶]،زوتی[۷]، مسر [۸]۲۰۰۳ ) از این رو به منظورکاهش فشارهای روانی مرتبط با بیماریها در سه دهه گذشته، دنیای پزشکی همزمان با گسترش جنبش روانشناسی مثبتنگر و توجه به تجربه های مثبت و قدرت سازگاری انسان ( سلیگمن[۹] ، ۲۰۰۵ ) ، توجهات بسیار جدی بر روی قدرت شفابخشی عوامل مختلفی نظیر استفاده از علوم روانشناختی و روان درمانی  آغاز کرده است ( سیوارد[۱۰] ، ۲۰۱۲ ) .

بنا بر این در این پژوهش ، به بررسی تاثیر روان درمانی با رویکرد واقعیت درمانی بر ارتقاء کیفیت زندگی و امید به زندگی در افراد درگیر با بیماری سرطان پرداخته می شود .

بیان مسئله:

سرطان یک موقعیت تهدید زا و استرس زا است که درمقایسه با سایر بیماری ها تاثیر بیشتری بر سطح امید به زندگی دارد (رلایف[۱۱]،۱۹۹۲) .

در بیماران مبتلا به سرطان عوامل مختلفی پیرامون شهرت بد بیماری ، درمان های طولانی مدت و تاثیر هر یکی از این عوامل بر ابعاد روانی –اجتماعی می تواند سرانجام فرد را به سرآشیبی نا امیدی و افسردگی بکشاند .

پایان یافتن زندگی یک واقعیت انکار ناپذیر در زندگی انسان است . بیمار سرطانی که نسبت به مرگ قریب الوقع خود اطلاع می یابد اغلب بعداز انکار و خشم دچار درماندگی و بدبینی نسبت به آینده ، نا امیدی و احساس شکست می شود که در این میان عوارض جسمانی ناشی از سرطان و شیمی درمانی [۱۲]نیز مزید بر علت  شده و می تواند بر امید زندگی که فرایندی است که طی آن افراد اهداف خود را در زندگی تعیین می کند راهکارهایی برای رسیدن به آن اهداف خلق کرده وانگیزه لازم برای به اجرا در آوردن آن ندارند و کیفیت زندگی افراد که درک فرد از وضعیت کنونی اش باتوجه به فرهنگ ونظام ارزشی وشرایط محیطی اجتماعی که درآن زندگی می کند اثرات سوء بگذارد (مردانی حموله ، ۱۳۸۸) .

امید، در تمام ابعاد زندگی عنصری ضروری است . امید، توانایی باور داشتن احساساتی بهتر در آینده می باشد . امید، با نیروی نافذ خود سلسله فعالیتهایی را تحریک می کند تا بتوان تجربه های نو کسب نمود و نیروهای تازه ای را در موجودات زنده ایجاد می کند . به طور کل امید یک مقوله آگاهانه نیست و هر گاه فردی در شرایط دشوار و بحران قرار می گیرد ، احساس امیدواری در فرد زنده می شود و این امید است که پس ار بحران به فرد آرامش می بخشد (به نقل از رابینسون[۱۳]،۱۹۸۳) .

امید به زندگی ، یک شاخص آماری است که نشان می‌دهد متوسط طول عمر در یک جامعه چقدر است و یا به عبارت دیگر هر عضو آن جامعه چند سال می‌تواند توقع داشته باشد. هر چه شاخص‌های بهداشتی و همچنین درمانی بهبود یابد امید زندگی افزایش خواهد یافت و از این رو این شاخص یکی از شاخص‌های سنجش پیشرفت و عقب ماندگی کشورهاست. امید زندگی زنان در همه جوامع چند سال (در کل جهان چهار و نیم سال) بیشتر از مردان است.

در راستای عواملی نظیر ارتقاء اطلاعات و آگاهی پیرامون جنبه های جسمی روانی،

افزایش انگیزش، حمایت و مشاوره باعثبهبود وضعیت جسمانی ، کاهش اضطراب ،تقویت ادراک شخص ازاهداف زندگی، کاهش اختلالات خلق وخو­،بهبود سازگاری ورفتارهای تطابق یبماران میشودکهخود می ­تواند سبب ارتقاء کیفیت زندگی[۱۴]گردد . (برونر[۱۵]،۲۰۰۰).

در نگرش و بینش قرآنی ، امید عاملی مهم برای تحرک و تلاش و زندگی و مانعی برای دوری از افسردگی ، خودکشی و طغیان است (منصوری ، ۱۳۹۱) . قرآن امید را عاملی مهم در حرکت و زندگی بشر بر می ‌شمارد ، آن را عاملی می‌داند که وی را به ‌سوی کار، یا عملی سوق می‌دهد. از نظر جهان‌بینی توحیدی ، امید تحفه الهی است که چرخ زندگی را به گردش واداشته و موتور تلاش و انگیزه را پرشتاب می‌کند (مجلسی، ۱۴۰۴ق) . گستردگی این مفهوم در متون دینی، اندیشمندان مسلمان را بر آن داشت تا نسبت به آن اظهار نظر نمایند .

فیض کاشانی(۱۳۷۹) ، امید را به‌ عنوان یک مقوله هیجانی قلمداد ، و آن‌ را شادمانی درونی بیان می‌کند: « امید شادمانی دل به خاطر انتظار چیزی است که آن محبوب اوست و این حالت هیجانی ثمره علم به جریان اکثر اسباب است. ایشان امید را مایه حرکت به ‌سوی عمل معرفی و بیان می‌کند که این حالت برحسب امکان موجب کوشش در تهیه سایر اسباب و برانگیزنده عمل است . ازاین‌رو ، امید در همه احوال موجب طول مجاهده بر عمل و دوام مواظبت بر طاعت است.

برخلاف فیض کاشانی، آیت‌الله مصباح(۱۳۸۰)  ، امید را امری شناختی قلمداد و بیان می‌کند : ” امید یک حالت روانی است که از علم معرفت و شناخت نسبت به مبدأ و معاد حاصل می‌شود” .

درکنار دارمان های دارویی ، شیمی درمانی ، پرتو درمانی[۱۶] و گاهی اوقات درمان های طب سنتی در بیماران سرطانی که ظاهرا  فقط نیاز های جسمانی فرد را تامین می نماید و به نیازهای روحی بیمار توجه کمتری دارد ، درمان های مکمل که شامل مجموعه ای از فنون و تکنیکهای روانشناختی و مشاوره ای به جهت بالا بردن سطح سلامتی و بهتر شدن وضعیت کنونی بیمار به کار می رود . کمک های مشاوره روانی به افرادی که دچار مشکلات روانی اجتماعی وخانوادگی شده اند یکی از اهداف بهداشت روانی است ، زیرا مشاوره مقاومت فرد را در برابر پیامدهای زیانبار ویا عوارض درمان های صورت گرفته بیماری افزایش میدهد .  برآیند حاصل ازمشاوره با بیماران باعث کاهش تنش های روانی آنان شده ؛ به طوریکه راهنمایی و یاری دیگران رابرای سازگاری با هیجانات خودلازم دانسته اند ( رمضانی ،۱۳۸۰) .

واقعیت درمانی[۱۷] یکی از رویکرد های جدید مشاوره روان درمانی محسوب می شود . اصطلاح واقعیت درمانی توسط ویلیام گلاسر[۱۸](۱۹۶۱)  ابداع شد . این رویکرد درمانینوعی روش رفتار درمانی است که درآن سعی میشود با توجه به مفاهیم واقعیت ، مسولیت وامور درست و نادرست در زندگی فرد به رفع مشکلات اوکمک شود . در این روش از طریق تبیین طبیعت انسان تعیین قوانین رفتاری وطرح چگونگی فرایند درمانی به افرادی که نیازمند کمک و روان یاری هستند کمک می شود . دراین نظریه انسان مسئول اعمال ورفتارهایش است و فرد قربانی تحت تاثیرمحیط[۱۹] و وراثت[۲۰] نیست .

در واقعیت درمانی واژه بیماری روانی کمتر به کار میرود و در نتیجه تشخیص وطبقه بندی اختلالات روانی در این مکتب رایج نیست.کسی بیمار میشود که نتواند دو نیاز اساسی خود رادر حیطه واقعیت وپذیرش مسئولیت وتشخیص موارد درست ونادرست ارضاء کند.

شدت بیماری هم به درجه وعدم توانایی فرددرارضای نیازهایش بستگی دارد.

گلاسر معتقد است رفتار غیر مسئولانه افراد باعث بروز اضطراب و ناراحتی روانی است نه اینکه ناراحتی روانی باعث غیرمسئول بودن فرد شود .تمرکز بر بعد مسئولیت هسته اصلی واساسی کارتعلیم وتربیت روان درمانی است و پذیرش مسئولیت به مثابه نشانه بارز سلامتی روان تلقی میشود (حبیب زاده ۱۳۸۴) .

هدف اصلی واقعیت درمانی این است که به درمان جویان کمک کند با افراد انتخابی دنیای کیفی خود ارتباط یا ارتباط مجدد برقرارکنند . هدف اصلی این درمان علاوه بر ارضاء کردن این نیاز به محبت وتعلق پذیری این است که به درمان جویان کمک کند راه های بهتر ارضاء کردن تمام نیاز های خود رایاد بگیرند (کوری[۲۱] ،  ۱۹۹۲) .

بر این اساس پژوهش حاضر به دنبال پاسخ به این پرسش است که آیا مشاوره گروهی[۲۲] با رویکرد واقعیت درمانی میتواند بر کیفیت زندگی و امید به زندگی[۲۳] در بیماران مبتلا به سرطان اثر بخش باشد ؟

ضرورت و اهمیت انجام پژوهش

بر اساس آمار اعلام شده از سوی سازمان بهداشت جهانی[۲۴] ، سرطان عامل ۸ میلیون مرگ در سال ۲۰۰۸ بوده که این رقم به ۵/۱۱ میلیون نفر در سال۲۰۳۰ افزایش خواهد یافت .بیماران مبتلا به سرطان به طور معمول دامنه ای از علایم شامل درد و رنج و انواع ناراحتی های جسمی و روانی را تجربه می کنند . بلافاصله بعد از تشخیص بیماری ممکن است اضطراب و دیگر اختلالات خلقی در فرد به وجود بیاید که این علایم با گذشت زمان و در پاسخ به تشخیص ، عود و بهبود بیماری دستخوش تغییر می شوند( رنک[۲۵]، ۲۰۰۵) . بر پایه نظریه روبرت[۲۶]امید بخشی به بیماران جنبه ای از نقش حرفه ای پرستار به شمار می آید  (پونکار ، ۱۹۹۴ )[۲۷]

افراد مبتلا به سرطان در محدوده سنی۱۸تا۶۵سال در گذر زمان و به مدد تجربیات دریافتند ، مهمترین عامل مربوط به سلامت روان که بر کیفیت زندگی آنها اثر داشته است ، اضطراب  می باشد و درصورت داشتن سن بالای۵۰سال ، سطوح تحصیلی پایین وعدم اشتغال به کار ، کیفیت زندگی بیماران نا مطلوب می شود ( دیستفان[۲۸] ، ۲۰۰۸) .

از این طرف چنانچه خشم به وجود آمده دربیماران سرطانی ، به  درستی ابراز نگردد ، این امکان وجود دارد که به درون فرد جهت یابد و منجر به افسردگی[۲۹] ، نا امیدی و تلاش در راستای خودکشی شود . بسیاری ازبیماران سرطانی مبتلا به افسردگی بوده و در سطح تمرکز و میزان توجه خود ، کاهش نشان می دهند .

به بیان دیگر پیشگیری از بروز اختلالات عاطفی از جمله افسردگی در مبتلایان به سرطان ضروری می باشد زیرا افسردگی سبب تنزل کیفیت زندگی آنها خواهدشد و مداخله جهت کاهش افسردگی میتواند به بهبود کیفیت زندگی آنها منجرشود .   ( جوور [۳۰]، ۲۰۰۸) .

مرکز تحقیقات رفتاری انجمن سرطان آمریکا با مطالعه۷۳۹  نفر از اعضای خانواده های بیماران مبتلا به سرطان به این نتیجه رسیدند که ، سطوح بالای تنشهای روانی آنان با اختلال در ابعاد عملکرد فیزیکی ، روانی واجتماعی رابطه دارد ( اسپیلرس[۳۱] ،۲۰۰۸).  ازسوی دیگر،همین مشکلات گوناگون روانی واجتماعی ، باعث اختلال در روند طبیعی زندگی و کیفیت آن نیز میگردد .

 

تعداد صفحه :۸۴

قیمت :۳۷۵۰۰ تومان

بلافاصله پس از پرداخت ، لینک دانلود فایل در اختیار شما قرار می گیرد

و در ضمن فایل خریداری شده به ایمیل شما ارسال می شود.

پشتیبانی سایت  [email protected]

پایان نامه بررسی اثربخشی مشاوره گروهی مبتنی بر رویکرد لازاروس در بهزیستی ذهنی ورضایت از زندگی دانش آموزان دوره متوسطه دوم

 پایان نامه

دانشکده علوم انسانی
بررسی اثربخشی مشاوره گروهی مبتنی بر رویکرد لازاروس در بهزیستی ذهنی ورضایت از زندگی دانش آموزان دوره متوسطه دوم
 استاد مشاور: دکتر صادق نصری
 پایان نامه برای دریافت درجه کارشناسی ارشد
دررشته مشاوره
اسفند ۱۳۹۳

(در فایل دانلودی نام نویسنده و استاد راهنما موجود است)

 چکیده
امروزه به نظر می رسد که یک پارادایم جدید در علوم وابسته به سلامت بطور اعم و در روان شناسی به طور اخص در حال ظهور است. این پارادایم تمرکز زیادی برروی سلامتی، بهزیستی، نیز توضیح و تبیین ماهیت بهزیستی کرده است. هدف پژوهش تعیین مشاوره گروهی مبتنی بر رویکرد  لازاروس، مولفه بهزیستی ذهنی ورضایت از زندگی را در بین دانش آموزان متوسطه افزایش دهد.این پژوهش از نوع نیمه آزمایشی با پیش آزمون وپس آزمون همراه با گروه گواه است. جامعه آماری کلیه دانش آموزان پسر مقطع متوسطه شهرستان لردگان بود و نمونه شامل ۳۴ نفر از دانش آموزان متوسطه دوم است، که از طریق نمونه گیری خوشه ای چند مرحله ای در دوگروه کنترل وآزمایش قرار گرفتند. ابزار جمع آوری داده ها پرسشنامه بهزیستی ذهنی مولوی وهمکاران(۱۳۸۷) وپرسشنامه رضایت از زندگی دینر(۱۹۹۳) است. داده ها با بهره گرفتن از آزمون تحلیل کوواریانس مورد تجزیه وتحلیل آماری قرار گرفتند. نتایج پژوهش نشان دادکه میانگین نمرات بهزیستی ذهنی ۶۳/۰h=، ۰۱/۰P<، ۵۳)=۳۱و۱F(و رضایت از زندگی۲۸/۰h=،۰۱/۰P<،۴۵/۱۲)=۳۱و۱F(در گروه آزمایش نسبت به گروه گواه افزایش یافته است. همچنین میانگین نمرات عاطفه منفی در گروه آزمایش نسبت به گروه گواه کاهش یافته است)۰۵/۰( P<.ولیکن درمیانگین نمرات عاطفه مثبت تغییری ایجاد نشده است)۰۵/۰(P>.با توجه به یافته های پژوهش،آموزش رویکرد  لازاروس در افزایش بهزیستی ذهنی ورضایت از زندگی دانش آموزان موثر است وپیشنهاد می شود مراکز مشاوره وروان درمانی از این روش استفاده کنند.
واژگان کلیدی: بهزیستی ذهنی، رویکرد  لازاروس، رضایت از زندگی، مشاورۀ گروهی

فهرست مطالب
فصل اول: زمینه تحقیق ۱
۱-۱ مقدمه ۲
۱-۲ بیان مسئله .۵
۱-۳ اهمیت و ضرورت ۸
۱-۴ اهداف پژوهش ۱۰
۱-۵ فرضیه های پژوهش ۱۱
۱-۵-۱ بهزیستی ذهنی۱۱
۱-۵-۲ رویکرد چندلازاروس۱۱
۱-۵-۳ رضایت از زندگی ۱۲
۱-۵-۴ عاطفه منفی .۱۲
۱-۵-۵ عاطفه مثبت .۱۲
فصل دوم: مبانی نظری و پیشینه تحقیقاتی۱۴
۲-۱  بهزیستی ذهنی۱۵
۲-۱-۱ نگاهی کلی بر بهزیستی ذهنی۱۵
۲-۱-۲ مفهوم بهزیستی۱۸
۲-۱-۳ نظریه ها و رویکردهای بهزیستی۱۹
۲-۱-۳-۱ نظریه های بهزیستی ذهنی .۱۹
۲-۱-۳-۲ رویکردهای بهزیستی ذهنی .۲۳
۲-۱-۴ مدل سه مؤلفه ای دینر.۲۵
۲-۱-۵ تعاریف بهزیستی ذهنی (SWB).25
۲-۱-۶ عوامل مؤثر بر بهزیستی ذهنی۲۸
۲-۱-۷ ویژگی افراد دارای بهزیستی.۳۰
۲-۱-۸ درمان و ارتقاء بهزیستی۳۱
۲-۱-۸-۱ آثارونتایج مطلوب بهزیستی ذهنی ورضایت از زندگی .۳۲
۲-۱-۹ عناصر و مؤلفه های بهزیستی ذهنی متغیرها۳۳
۲-۱-۹-۱ ارتباط بین مؤلفه های بهزیستی ذهنی.۳۴
۲-۱-۹-۲ شخصیت وارتباط ویژگی های شخصیتی با بهزیستی ذهنی۳۵
۲-۱-۹-۳ متغیر های موثر در بهزیستی ذهنی۳۷
۲-۱-۱۰ بهزیستی در تفکر ونظریات روان شناسان.۳۷
۲-۲ رضایت از زندگی۳۸
۲-۲-۱ نگاهی کلی بررضایت از زندگی۳۸
۲-۲-۲رویکردهای رضایت از زندگی۴۰
۲-۲-۲-۱ رضایت از زندگی به مثابه یک سازه .۴۰
۲-۲-۲-۲ رضایت از زندگی به مثابه یک متغیر بسیط.۴۱
۲-۲-۳ دیدگاه سلیگمن ومازلو درباره رضایت از زندگی .۴۱
۲-۲-۴ عوامل موثر بررضایت از زندگی۴۲
۲-۲-۵ ساختارهای رضایت از زندگی۴۳
۲-۲-۶ روش های افزایش رضایت از زندگی ۴۴
۲-۳ نظریه چند وجهی .۴۶
۲-۳-۱تاریخچه نظریه چند وجهی .۴۶
۲-۳-۱-۱ درمان .۴۸
۲-۳-۲ هدف و روند تکامل درمان ۴۹
۲-۳-۳شخصیت در نظریه چند وجهی ۵۱
۲-۳-۴راهبردها .۵۲
۲-۳-۴-۱ راهبردهای سنجش .۵۲
۲-۳-۴-۲ راهبردهای خاص ارزشیابی .۵۳
۲-۳-۵ محدودیت ها ومحاسن روش چند وجهی ۵۴
۲-۳-۵-۱ محدودیت های روش چند وجهی ۵۴
۲-۳-۵-۲مزایا ومحاسن نظام چند وجهی .۵۴
۲-۳-۶ تاریخچه تحول شیوه درمانگری (چند وجهی)لازاروس .۵۵
۲-۳-۶-۱ افراد تاثیر گذار برشکل گیری نظریه لازاروس .۵۶
۲-۳-۷ نظریه شخصیت لازاروس .۵۶
۲-۳-۷-۱ اصل برابری .۵۶
۲-۳-۷-۲ ابعاد هفت گانه شخصیت .۵۷
۲-۳-۷-۳ تشریح رویکرد چند وجهی ۵۷
۲-۳-۸ مراحل مشاوره گروهی ودرمان به روش چند وجهی لازاروس ۵۸
۲-۲-۸-۱ مصاحبۀ اولیه ۵۸
۲-۳-۸-۲ پرسش نامه چند الگویی تاریخچه زندگی۶۰
۲-۳-۸-۳ تهیۀ نیمرخ الگویی (ابعادی) ۶۰
۲-۳-۸-۴ تهیه نیمرخ ساختاری ۶۰
۲-۳-۸-۵ تنظیم ثانویه ابعاد :BASIC_ID 61
۲-۳-۸-۶ پیگیری .۶۱
۲-۴ ضرورت مشاورۀ گروهی .۶۱
۲-۴-۱.تعاریف وتوصیف ها مشاوره وراهنمایی گروهی .۶۲
۲-۴-۱-۱ راهنمایی گروهی .۶۳
۲-۴-۱-۲ مشاورۀگروهی ۶۳
۲-۴-۱-۳ گروه درمانی . ۶۳
۲-۴-۲ فرایند گروه وپویایی های گروه . ۶۳
۲-۵ مروری بر تحقیقات انجام شده . ۶۴
۲-۵-۱ تحقیقات انجام شده درارتباط با بهزیستی ذهنی در داخل کشور ۶۴
۲-۵-۲ تحقیقات انجام شده درارتباط با بهزیستی ذهنی در خارج کشور ۶۶
۲-۵-۳ تحقیقات انجام شده درارتباط بارضایت از زندگی در داخل کشور ۶۸
۲-۵-۴ تحقیقات انجام شده درارتباط بارضایت از زندگی در خارج از کشور ۶۹
۲-۵-۵ تحقیقات انجام شده درارتباط با رویکرد  لازاروس در داخل کشور ۷۱
۲-۵-۶ تحقیقات انجام شده درارتباط با رویکرد  لازاروس در خارج کشور .۷۲
۲-۶ خلاصه وجمع بندی .۷۴
فصل سوم: روش شناسی .۷۶
۳-۱ روش وطرح پژوهش.۷۷
۳-۲ جامعه آماری.۷۷
۳-۳  نمونه و روش نمونه گیری۷۷
۳-۴ متغیرهای تحقیق . ۷۸
۳-۴-۱ متغیر مستقل ۷۸
۳-۴-۲ متغیر وابسته .۷۸
۳-۴-۳ متغیرهای کنترل شده ۷۸
۳-۴-۴ متغیرهای غیر قابل کنترل .۷۸
۳-۵ ابزار گردآوری داده ها .۷۹
۳-۵-۱ پرسشنامه بهزیستی ذهنی (عاطفه مثبت و عاطفه منفی) . ۷۹
۳-۵-۲پرسش نامه رضایت از زندگی دینر وپوت(SWLS) . .80
۳-۶ روش اجرای پژوهش . ۸۱
۳-۷ روش های آماری تجزیه وتحلیل داده ها . ۸۳
فصل چهارم: تجزیه و تحلیل داده ها ۸۴
۴-۱ توصیف آماری متغیرها وشاخص ها درگروه ها ۸۵
۴-۱-۱بهزیستی ذهنی . ۸۵
۴-۱-۲ رضایت از زندگی ۸۶
۴-۲ تحلیل  آماری فرضیه های پژوهش . ۸۶
۴-۲-۱ استقلال مشاهدات . ۸۷
۴-۲-۲  نرمال بودن .۸۷
۴-۲-۳ همگنی واریانس ها . .۸۷
۴-۲-۴ همگنی ماتریس های واریانس کوواریانس . ۸۸
4-2-5 همگنی شیب های رگرسیون .۸۹
۴-۲-۶جمع بندی بررسی پیش فرض ها ۸۹
فصل پنجم: بحث و نتیجه گیری .۹۳
۵- ۱ خلاصه پژوهش.۹۴
۵-۲نتایج پژوهش . ۹۵
۵-۲-۱ فرضیه اول۹۵
۵-۲-۲ فرضیه دوم ۹۵
۵-۲-۳ فرضیه سوم .۹۵
۵-۲-۴ فرضیه چهارم .۹۵
۵-۳ بحث در نتایج فرضیه اول ۹۷
۵-۳-۱بحث درنتایج فرضیه دوم.۹۸
۵-۳-۲ بحث درنتایج فرضیه سوم۹۹
۵-۳-۳ بحث درنتایج فرضیه چهارم.۱۰۰
۵-۴ نتیجه گیری ۱۰۱
۵-۵ محدودیت های پژوهش ۱۰۲
۵-۶ پیشنهادها ۱۰۲
۵-۶-۱ پیشنهاد پژوهشی ۱۰۲
۵-۶-۲ پیشنهاد کاربردی ۱۰۳
پیوست شماره ۱- رضیت نامه  104
پیوست شماره ۲- شرح کامل جلسات درمان.۱۰۵
پیوست شماره ۳- پرسشنامه ها.۱۱۲
پیوست شماره ۴- نمونه ای از نیمرخ الگویی یک مراجع۱۱۴
منابع فارسی  .115
منابع انگلیسی .۱۲۰
 فهرست جداول
 
جدول.۲-۱خلاصۀ پژوهش های انجام شده درداخل وخارج از کشور.۷۳
جدول.۳-۱طرح پژوهش۷۷
جدول.۳-۲سرفصل محتوای جلسات مشاورۀ گروهی مبتنی بررویکرد ۸۲
جدول.۴-۱ میانگین وانحراف معیار بهزیستی ذهنی، عاطفه مثبت وعاطفه منفی.۸۵
جدول.۴-۲ میانگین وانحراف معیار رضایت از زندگی.۸۶
جدول.۴-۳ آزمون کولموگروف- اسمیرنوف تک نمونه ای.۸۷
جدول.۴-۴ آزمون F لون برای بررسی همگنی واریانس ها۸۸
جدول.۴-۵ آزمون ام باکس برای بررسی همگنی ماتریس واریانس کوواریانس در دو گروه۸۸
جدول.۴-۶ آزمون تحلیل واریانس برای بررسی یکسانی ضرایب رگرسیون.۸۹
جدول.۴-۷ آزمون تحلیل کوواریانس چند متغیری نمرات پس آزمون در دو گروه.۹۰
جدول.۴-۸ نتایج تحلیل کواریانس پس آزمون نمرات بهزیستی ذهنی پس از تعدیل پیش آزمون۹۰
جدول.۴-۹ نتایج تحلیل کووایانس پس آزمون نمرات رضایت از زندگی پس از تعدیل پیش آزمون۹۱
جدول.۴-۱۰ نتایج تحلیل کوواریانس پس آزمون نمرات عاطفۀ مثبت و منفی پس از تعدیل پیش آزمون.۹۲
۱-۱.مقدمه:
بهزیستی ذهنی یکی از موضوعات روانشناسی مثبت نگر است که هدف روانشناسی مثبت نگر، ایجاد یک تغییر در روانشناسی است که قصد آن فراتر از آسیب ها بوده است وبه سمت بهینه کردن کیفیت زندگی است.
در مقابل تمرکز توجه وسنتی که علم روانشناسی به آسیب شناسی داشته است، امروزه به نظر می رسد که یک پارادایم جدید در علوم وابسته به سلامت بطور اعم و در روان شناسی به طور اخص در حال ظهور است.در این پارادایم تمرکز برروی سلامتی و بهزیستی و نیز توضیح و تبیین ماهیت بهزیستی است (ریف ووسیتگر[۱]،۱۹۸۸؛ آنتوتوسکی[۲]، ۱۹۸۷؛ استرامپفر[۳]، ۱۹۹۰؛ویسینگ[۴]، ۲۰۰۰).روانشناسان تاکنون بر بیماری بیشتر از سلامتی، بر ترس بیشتر ازشهامت وبر پرخاشگری بیشتر ازعشق تاکید کرده اندبه عبارتی روان شناسان علاقه چندانی درکمک به مردم برای شادتربودن متکامل تر بودن ونوع دوست بودن نداشته اندواین در حالی است که مردم سرتاسر دنیا نیاز روزافزونی به شادی وشادمانی در زندگی خود احساس می کنند.هر چند که در گذشته نظریه های روان شناسی مثبت نگر نبوده اند اما امروزه نظریه ها به سمت دیدگاه های نوین مبتنی بر پرورش نقاط قوت تغییر مسیر داده اند. موضوعات روانشناسی مطرح شده در آغاز قرن بیست ویکم عمدتاً بر تجربه های مثبت انسانی وآنچه که لحظه ای را شادتر از لحظه دیگر می کند تمرکز کرده اند (مظفری،۱۳۸۳).
روانشناسی مثبت مطالعۀ علمی تجارب مثبت و ویژگی های فردی جهت تسهیل رشد است که هدفش فراتررفتن از رنج وزحمت ومشقت در روانشناسی بالینی است. یعنی هدف آن ساختن چهارچوب مفهومی برای بهزیستی ذهنی است(سلیگمن[۵]،۲۰۰۵،به نقل از چوبفروش زاده،۱۳۸۹). بهزیستی ذهنی یکی از موضوع های روانشناسی مثبت است که مطالعات متعددی در مورد اینکه چیست وچگونه ایجاد وارتقاء می یابد انجام گرفته است(دینر،۲۰۰۰؛ هاریس،۲۰۰۵؛ به نقل از جلوانی).
دینر[۶] وهمکاران بهزیستی ذهنی را یک سازه چند بعدی تعریف می کنند که همزمان با حضور تجارب عاطفی مثبت ورضایت اززندگی باید فقدان حالت های عاطفی منفی را نشان دهد. دینر برای اولین بارمفهوم شادمانی وساختارهای مرتبط با آن را بررسی کرد واصطلاح بهزیستی ذهنی را مترادف وجایگزین شادمانی قرار داد(اید، لارسن[۷]، ۲۰۰۸؛ به نقل از کرمی، نوری وهمکاران، ۱۳۸۸). که نظریه دینر اساس این پژوهش است.
بهزیستی ذهنی[۸] در حوزه رضایت از زندگی و کیفیت مطلوب زندگی و خانوادگی عامل مهمی است که موجب رشد متعادل و سلامت آدمی می شود وراه را جهت پرورش صحیح تر وسریعتر استعدادهای انسان هموار می سازد.رشد فردی وتوسعه اجتماعی به آن بستگی دارد که تا چه اندازه به این امر بها داده شود. بهزیستی ذهنی به ارزیابی ودرک شخصی افراد و زندگی شان (شامل کیفیت رفع نیاز های اجتماعی ،روانشناختی و عاطفی آنها اطلاق می شودوباعث می شود که شخص به شیوه اجتماعی، خردمندانه یا هنرمندانه با مشکلات مقابله کند(مولوی وترکان،۱۳۸۹).
تجربه شادمانی ورضایت از زندگی هدف برتر درزندگی افراد بشر به شمار می رود، که زمینه ای مناسب ومطمئن برای پیشرفت ودستیابی به مراتب بالاتر فراهم می کند. به بیانی دیگر رضایت از زندگی عامل شکوفایی وموفقیت افراد است .
افراد درتمام طول زندگی خود در تلاش برای دستیابی به آن هستند. رضایت از زندگی یکی از قدیمی ترین وپایدارترین مسایل مورد بررسی در مطالعات دوران بزرگسالی است که عموماً به عنوان بررسی کلی از شرایط موجود، از مقایسه خواسته های فرد تا دسترسی واقعی به آنها بیان می گردد (سلطانی، ۱۳۸۹).
مطالعه تطبیقی نظام های آموزشی جهان موّید آن است که کشورهای مختلف به تناوب وبتدریج از مدل ها وانواع راهنمایی و روش های مشاوره سود جسته اند واز خدمات راهنمایی ومشاوره به عنوان تسهیل کننده فرایند تعلیم وتربیت در دوره های مختلف تحصیلی به شکلی مطلوب استفاده کرده اند. همچنین، دراین راستا به تأسیس مراکز متعدّد راهنمایی ومشاوره، تشکیل انجمن های مشاوره ونگارش، ترجمه ی کتاب های متعدّد درزمینه راهنمایی ومشاوره اقدام کرده اند. امروزه درنظام تعلیم وتربیت در کشورایران،از برنامه های راهنمایی ومشاوره بصورت فردی وگروهی برای حل مسائل آموزشی ،تربیتی، روحی وروانی و.دانش آموزان استفاده می کنند(صافی، ۱۳۸۹).
از آنجایی که روش های ( رویکردچند وجهی[۹] )با توجه به نوع آنها بر ابعاد مختلف رفتاری و شناختی و. تاکید دارند وبهزیستی ذهنی نیز دارای مولفه هایی از جمله عاطفه مثبت ، عاطفه منفی و رضایت از زندگی است شاید بتوانند بر بهزیستی ذهنی ورضایت از زندگی دانش آموزان در مراکز آموزشی تاثیر مثبتی بگذارند به همین دلیل در این پژوهش از روش چند وجهی لازاروس که جزء انواع روش های چند وجهی است و بر هفت بعد:رفتار[۱۰]،احساس[۱۱]، عاطفه[۱۲]، شناخت[۱۳] ، روابط بین فردی[۱۴]، تصورات ذهنی[۱۵] و زیست شناختی[۱۶] تاکید دارد، بصورت مشاورۀ گروهی استفاده شده است(گیبسون، ترجمه ثنایی،۱۳۸۹)
نظریه های چندوجهی در سالهای اخیر وبعد از سایر نظریه های روان درمانی مانند نظریه ها ی رفتاری، شناختی و وجودی . مطرح شده است .درآغاز نظریه  ، یک نظریه میان راه برای مشاورانی بود که نمی خواستند و نمی توانستند صدرصدهمانند یک مشاور دستور العملی[۱۷] یا غیر دستور العملی[۱۸] عمل کنند(به نقل از جان بزرگی،۱۳۸۶).
در عین حال که افزایشی در رویکردهای نظری دیده می شود در ادغام نظریه ها و التقاط گرایی ما شاهد افزایش چشمگیری هستیم. بطور کلی التقاط گرایی عبارت است از ترکیب فنون ومفاهیم دو یا چند نظریه(کوری[۱۹]،ترجمه سید محمدی، ۲۰۱۳).
گاردفیلد و برگین [۲۰](۱۹۹۴)در مرور هفت بررسی انجام شده روی درمانگرانی که خودشان را التقاط گرا می نامیدند متوجه شدند ۲۹تا ۶۸ درصد از روان پزشکان ، روانشناسان بالینی  با مشاوران ،مددکاران اجتماعی وخانواده درمانگرها وزوج درمان ها خود را التقاط گرا می نامیدند.
جنسن[۲۱]، برگین وگریوز[۲۲](۲۰۰۵)در بررسی ۴۲۳روان شناس بالینی، خانواده درمانگر، زوج درمانگر، مددکار اجتماعی و روانپزشک دریافتند که ۶۸درصد التقاط گرا هستند. مدافعان این نظریه: رویکرد چندوجهی را رویکردی عنوان می کنند که به فرد اجازه می دهد، نظریه خود را با بهره گرفتن از نظریه ها و فنون مشاوره انتخاب کنند.عدۀ دیگری هم بحث می کنند که التقاط گرایی مشاوره را تشویق می کنند به اینکه از لحاظ نظری (اوستای همه کاره) باشد(اولریچی[۲۳]،۱۹۸۰، به نقل ازشهسواری،۱۳۸۸).
روش چند وجهی مانند هر نظریه دیگر موافقان ومخالفانی داردکه موافقانی مانندلوکاس[۲۴](۱۹۸۵)، نلسون و جونز[۲۵](۱۹۸۵)رابین[۲۶](۱۹۸۶)و.که به توصیه نوعی نظام درمانی می پردازند که:
۱-دراساس گسترده باشد.
۲-اجزای مختلف آن تشکیل یک نظام را داده باشند.
۳-در آن از فنون مربوط به همه نظریه های شناخته شده استفاده مناسب می شود.
درمانگرانی که بطرق مختلف از این روش درمانی حمایت و از نظر بالینی آن را تایید می کنند عبارتند از درمانگران :رفتاری شناختی مانند بک و مایکنبام[۲۷]،درمانگران شناختی،هیجانی ورفتاری مانند البرت الیس.
البته در حمایت از این روش پالمر (۱۹۹۷)به روش حل مسئله و نیز الگوهای آموزش مهارت زندگی که برای حل مشکلات تنیدگی زا بسیار کاربردارند، استفاده کرده است .
این روش مخالفانی هم مانند چسیک[۲۸](۱۹۸۵)، راسل (۱۹۸۶) واستال[۲۹] (۱۹۸۴) تمایل دارند مکتب چند وجهی را کم ارزش تلقی کنند و یا اثربخش بودن آن را بطور جدی مورد سوال قرار دهند. معمولا مخالفت این گروه در این زمینه است که مکتب درمانی چند وجهی در یک یا چند زمینه مانند: تاریخی، مفهومی یا تجربی ونظری اساس و بنیادی ندارد(مهرانی، ۱۳۹۰).
درمان چند وجهی یک رویکرد روان درمانی منظم و جامع است که توسط آرنولد لازاروس بوجود آمد. رویکرد چند وجهی از طریق کار عمیق و مفصل روی هریک از عوامل حسی، تخیلی، شناختی و بین فردی و اثرات تعاملی آنها می تواند،جنبه های شناختی،عاطفی بهزیستی ذهنی دانش آموزان را ارتقاء‌بخشد.

۱-۲.بیان مسئله پژوهش
امروزه اکثر دانش آموزان برای بهبود وضعیت روانی و تحصیلی به انرژی های مثبتی از جانب والدین ومدرسه نیازمندهستند تا از این طریق شادی وعواطف مثبت را برای بهبود کیفیت زندگی افزایش دهند وافسردگی واضطراب را در خود کاهش دهند و بتوانند با آسایش خاطر،تمرکز بالاواعتماد به نفس کافی وضعیت روانی وعلمی خود را بهبود ببخشند.
روانشناسی در قرن بیست ویکم متوجه این امر شده است که انسان باید انرژی عقلایی خود را صرف جنبه های مثبت تجربه اش کند (سلیگمن، ۲۰۰۵، سیگزنت ومهیالی[۳۰]،به نقل از جلوانی،۱۳۹۰).چون در آغاز روان شناسی بیشتر بر هیجان های منفی[۳۱] مانند اضطراب[۳۲] و افسردگی[۳۳] تمرکز داشته است تا برهیجان های  مثبت مانند شادکامی ورضایت، متون علمی نیز بیشتر درمورد رنج بود تا لذت (مایرز[۳۴] ،۲۰۰۰). ولی امروزه پژوهش درباره بهزیستی وروان شناسی مثبت بطور روزافزون در حال رشد است (کاشدن[۳۵] ،۲۰۰۴). بهزیستی ذهنی یک ساختار مهم در پژوهش های مربوط به تفسیر شخصیت است و بعنوان ارزیابی مثبت از زندگی وتعادل میان عاطفه مثبت و منفی[۳۶] تعریف شده است(به نقل از محمدی،۱۳۹۰). دینر[۳۷](۱۹۸۴)مدلی سه مولفه ای برای مفهوم بهزیستی ذهنی پیشنهاد کرده است. مؤلفۀ اول که با رضایت افراد از جنبه های مختلف زندگی(مانند شغل ،رشته تحصیلی ، تدریس دبیران، مطالعه دروس، پدر و مادر بودن، دوستی و همچنین زندگی بعنوان یک کل)رابطه دارد، جنبه شناختی بهزیستی ذهنی است.
دو مؤلفۀ دیگر این سازه (عاطفه مثبت وعاطفه منفی )ابعادی هستند که تجارب عاطفی روزانه را توصیف می کنند.گفته می شود اگر شخص رضایت از زندگی و بیشتر خوشی را تجربه کند و فقط گاهگاهی هیجان هایی مانند غمگینی و خشم را تجربه کند، از بهزیستی ذهنی بالایی برخوردار است و برعکس، اگر از زندگی خود ناراضی باشد، خوشی و علاقه اندکی را تجربه نماید و پیوسته هیجان های منفی مثل خشم و اضطراب را احساس کند،دارای بهزیستی پایینی است(مظفری وهادیان،۱۳۸۳). بهزیستی ذهنی ساختاروسیعی است که همۀ جنبه های تجربیات شخصی را در برمی گیرد وشامل ارزیابی شناختی وهیجانی افراد از زندگی شان است(دینر،اشی ولوکاس ،۲۰۰۳؛به نقل از جنیفر لایک،۲۰۰۹، به نقل از جلوانی،۱۳۹۰).
ویژگی مهمی که افراد سالم باید از آن برخوردار باشند احساس بهزیستی ورضایتمندی است.احساس بهزیستی این گونه تعریف می شود: احساس مثبت ورضایتمندی عمومی از زندگی که شامل خود ودیگران در حوزه های مختلف خانواده، شغل و. است(مایرز و دینر،۲۰۰۲).
احساس سعادت ورضایت از زندگی[۳۸] اگرچه تاحد زیادی به شرایط فردی بستگی دارد، اما تاثیر عوامل اجتماعی در بروز یا افول آن بسیار پررنگ است.رضایت از زندگی ترکیبی از شرایط فردی واجتماعی است ودرواقع نشانه هایی از نگرش های مثبت نسبت به جهان ومحیطی است که فرد را فراگرفته ودرآن زندگی می کند.سطح پایین رضایت از زندگی به گرایش های منفی نسبت به جامعه کل مربوط می شود(بهابادی،۱۳۹۱).
تحقیقات انجام گرفته نشان می دهد که عواملی مانند:معنویت، درآمد، کیفیت زندگی وثبات عاطفی، پیشرفت جهت دستیابی به اهداف شخصی (رایان ودسی[۳۹]،۲۰۰۱)،افسردگی(وود وجوزف[۴۰]،۲۰۱۰)، جنسیت با بهزیستی بطور مثبت رابطه معنادار دارند.به عبارتی می توان گفت بهزیستی متغیری است که بسیاری از عوامل مانند جنسیت ،سن، فرهنگ، شناخت، تصورات فرد از خود، وضعیت اجتماعی-اقتصادی، رفتار فرد وهدف در زندگی می تواند بر روی آن تاثیر بگذارد. (به نقل از شکری وهمکاران،۱۳۸۷)
افرادی که بهزیستی ذهنی بالاتری دارند، بیشتر علاقه مندند در اجتماع نقشی بر عهده بگیرند، وقت فراغت پر شورتری برای خود ایجاد می کنند و در فعّالیت های عمومی بیشتر شرکت می کنند، دارای روحیه مشارکتی بیشتری هستند و عمدتاً دارای هیجانات مثبتی هستند و از ارزیابی مثبت رویدادهای در حال وقوع استقبال می کنند، در مقابل افرادی که از بهزیستی ذهنی پایینی برخوردارند، شرایط و رویدادها را نامطلوب ارزیابی کرده و به همین دلیل هیجانات نامطلوب مثل اضطراب، افسردگی وپرخاشگری را بیشترتجربه می کنند(دینر۲۰۰۰؛چیارا[۴۱]،۲۰۰۲،به نقل از محمدی،۱۳۹۰).
احساس خرسندی ورضایت از جنبه های مختلف زندگی، از مؤلفه های نگرش مثبت افراد نسبت به جهانی است که درآن زندگی می کنند. رضایت از زندگی باارزش ها ارتباط نزدیک اما پیچیده دارد ومعیارهایی که افراد براساس آن درک ذهنی خود را از سعادت ارزیابی می کنند متفاوت است. رضایت از زندگی در انسان نه تنها بازتاب ترکیب کوتاه مدت،میان مدت وبلند مدت درسطح فردی است بلکه علاوه بر آن حاصل تعامل عوامل سطح فردی وفرهنگی است(مهدوی اقدم وزکی،۱۳۹۰).
امروزه می توان عواملی مانند بهزیستی ذهنی وابعاد آن را در مدارس افزایش داد، مشاوران مدارس هر روز با مراجعانی برخورد می کنند که در زندگی خود رنگ شادی وسرزندگی را کمتر حس می کنند ودارای اعتماد به نفس پایین همراه با استرس وافسردگیهستند.باتوجه به اینکه تعداد چنین دانش آموزانی کم نیستند،مشاوران ترجیحمی دهند که از روش های گروهی استفاده نمایند.
مشاوره گروهی غیر از یک ورزش تیمی است. هدف آن داشتن یک گروه پیروزمند هم نیست.آماج مشاورۀ گروهی رسیدن به اهداف، ارضای نیازها وایجاد تجاربی است که برای تک تک اعضای تشکیل دهندۀ گروه باارزش است. مشاورۀ گروهی برای اعضای گروه امکاناتی را فراهم می کندکه، عبارتند از:۱-کاوش درزمینۀ مشکلات، نگرانی هاونیازهای سازشی وتکاملی فردکه با پشتیبانی یک گروه صورت می پذیرد.۲-مشاورۀ گروهی برای اعضای گروه امکان کسب بصیرت نسبت به احساسات ورفتار خودرا فراهم می کند.۳-مشاورۀگروهی برای اعضای گروه فرصت برقراری ارتباط مثبت وطبیعی با دیگران رافراهم می کند.۴-مشاورۀگروهی فرصت کسب وپذیرش مسئولیت نسبت به خود ودیگران برای اعضاء فراهم می کند(گیبسون، ترجمۀ ثنایی، ۱۳۸۹).
مسئله مهم تحقق یافتن روش درمانی بود که بیشترین تاثیر را بربهبود بهزیستی ذهنی ورضایت از زندگی داشته باشد به همین منظور اثربخشی روش درمانی چند وجهی لازاروس[۴۲] به شیوۀ مشاورۀ گروهی انتخاب شد؛ زیرا این درمان  یک رویکرد کل نگر، سیستماتیک[۴۳] و جامع درباره روان درمانی است که بدنبال تغییرات پایدار در یک شیوه انسانی وکارآمداست (سینها وموکرجی[۴۴]،۱۹۹۱،به نقل از شهسواری،۱۳۸۸).
در این نوع درمان که اساسا از تکنیک های شناختی و رفتاری و. استفاده می کنند، از نظریه های آدلری[۴۵]، راجرزی[۴۶]، اریکسون[۴۷]، روان نمایشی، گشتالت وتحلیل های تبادلی چیزهایی جلب می کند. بدون اینکه هیچ یک از این نظریات متفاوت را برجسته کند (کروکر[۴۸]،۲۰۰۲به نقل از بیابانگرد،۱۳۸۰).
موضوعی که لازم است بطور دقیق در درمان  بررسی شوداین است که ازمیان روش های درمان؛ انفرادی، زوج درمانی، خانواده درمانی، مشارکت در گروه و شناخت درمانی  ویا ترکیبی از این موارد، کدام مورد برای درمانجو مقتضی ومطلوب بنظر می رسد.در موارد ممکن و ضروری به عقل سلیم وقضاوت بالینی رجوع می گردد(کوری، ۲۰۱۳،ترجمه سید محمدی).
رویکرد چند وجهی شیوه ای عملیاتی برای پاسخگویی به سوالات چه چیزی؟ برای چه کسی؟ و تحت چه شرایط مفید خواهد بود؟ مناسب است، به عبارت بهتر، سوال برجسته این است که عمدتاً« چه کسی و چه مشکلی بهترین گزینه درمانی در رویکرد روان درمانی چند وجهی است؟».مشخصه این رویکرد سنجش و ارزیابی انتظارات و افراد و دستیابی به اصول و قوانینی جهت جستجی مداخلات مناسب برای هر فرد است. اثربخشی این رویکرد درمانی منوط به انعطاف پذیری، چند استعدادی و التقاط گرایی فنی درمانگر است. التقاط گرایی فنی از روش های برگرفته از منابع مختلف استفاده می کند، بدون اینکه لزوماً نظام ها و نظریه های که این شیوه ها را پیشنهاد کرده اند قبول داشته باشد. در نتیجه، دراین رویکرد درمانی مفروضه اساسی، ایجاد مجموعه ای هماهنگ، منظم و قابل آزمون از فرضیه ها و باورها در مورد انسان و مشکلات او راهبردهای درمانی مناسب برای آنهاست(لازاروس،۲۰۰۸،ترجمه فیروز بخت،۱۳۸۵).
با توجه به نظریه ها وشواهد حاکی، بهزیستی ذهنی ورضایت از زندگی در عملکرد بهتر و سلامت جسمی وروانی بیشتر وسایر زمینه های زندگی دانش آموزان مؤثر به نظر می رسد.با توجه به اینکه والدین ونظام آموزشی بیشتر به مشکلات ومسائل تحصیلی توجه می کنند وکمتر به مسائل شناختی وعاطفی نوجوانان می پردازند، پس به نظر می رسد که باید مدیران وتمامی دست اندکاران نظام آموزش وپرورش به این جنبه مهم توجه ویژه داشته باشند، محقق دراین پژوهش با هدف بررسی اثربخشی مشاوره گروهی مبتنی بررویکرد چند وجهی لازاروس بربهزیستی ذهنی ورضایت از زندگی دانش آموزان متوسطه  شهر لردگان می پردازدوبرهفت بعدشخصیت یعنی: رفتار، پاسخ های عاطفی، حواس،تصورات، شناخت ها، روابط بین فردی، داروهاوکارکردهای زیست شناختی،تغذیه وورزش تاکید دارد،استفاده کرده است. محقق برآن است که آیا مشاوره به شیوه گروهی لازاروس بر بهبود بهزیستی ذهنی ورضایت از زندگی دانش آموزان تاثیر دارد؟

۱-۳.اهمیت وضرورت پژوهش
درحالی که جهان با شتاب توصیف ناپذیری بسوی صنعتی شدن و تحولات عمیق در فناوری در حال حرکت است،کماکان مشکلات روانی-اجتماعی و بیماری های روانی موضوعی اساسی یا دورنمایی نه چندان خشنود کننده به حساب می آید. هزاره سوم در شرایطی آغاز می شود که جهان همچنان درگیر مشکلات عدیده ی چون تغییرات اجتماعی و پیامدهای آن در تعلیم وتربیت، سلامت روان،بهزیستی، افزایش رضایتمندی از زندگی یا کاهش آن و هزاران موضوع دیگر از این دست،پیش روی محققان است.با این توصیف، پژوهش در خصوص بهزیستی و سلامت روان می تواند به کشف وشناسایی راههایی منجر گرددکه به وسیله ی آن بتوان سطح بهزیستی و سلامت روانی افراد جامعه را ارتقاءداد.
ضرورت واهمیت پژوهش حاضر در این است که امروزه محققان معتقدندکه ایجاد بهزیستی ذهنی و رضایت از زندگی،انسانها را در به سمت موفقیت بیشتر در زندگی، سلامت بالاتر، ارتباطات اجتماعی حمایتگرایانۀ سالم تر، ودر نهایت سلامت جسمی وروانی بالاتر رهنمون می سازد(فرمیش[۴۹]، ۲۰۰۶).
لیمبومیرسکی[۵۰](۲۰۰۷)، مشخص کرد که یک همبستگی قوی بین بهزیستی ذهنی ورضایت از زندگی با طول عمر بالاتر، سلامتی جسمی بیشتروسبک زندگی ناسالم کمتر مانند سیگار کشیدن ومصرف الکل وجود دارد.افراد با خلق خوشبینانه وشاد، محبوبیت بیشتر وسازگاری بهتری با تحصیل، شغل و ورزش دارند. همچنین موفقیت های سیاسی واجتماعی آنها بیشتر است.
مسئله احساس بهزیستی ورضایت از زندگی، زمانی پیچده تر می شود که این موضوع را وارد یک چارچوب بین المللی[۵۱] کنیم.وجود تفاوت های وسیع فرهنگی و اجتماعی در جوامع مختلف ،برداشت واحدویکسان از مقوله بهزیستی را به چالش می کشاند.لذا احساس بهزیستی و رضایتمندی[۵۲] یک موضوع بین فرهنگی است و مطالعات وپژوهش های بیشتری راطلب می کند .شایان ذکر است که از میان عوامل گوناگون و نقش آنها در شادی و بهزیستی، بیشترین تفاوت ها در فرهنگ و مذهب مشاهده گردیده است(مایرز،۲۰۰۰،به نقل ازمحمدی،۱۳۹۰). لذااحساس بهزیستی و خوشبختی در جوامعی که از ویژگی های فرهنگی، اجتماعی و مذهبی خاصی برخوردار است دارای اهمیت فوق العاده است .جامعه ایرانی ارزشهای فرهنگی، اخلاقی، اجتماعی و اعتقادی متفاوتی نسبت به دیگر جوامع دارد. بنابراین مطالعه بهزیستی در جامعه ایرانی بخصوص در میان دانش آموزانی که بالندگی، سرزندگی[۵۳] و نشاط روانی آنها می تواند تاثیر قابل ملاحظه ای برتمام جنبه های شخصیتی، بروز و ظهور رفتارهای مختلف آنان، رشد متعادل وسلامت آنان و همچنین پرورش صحیح تر و وسیع تراستعداد های آنان داشته باشد، امری ضروری است.بنابراین رشد فردی وتوسعه اجتماعی دانش آموزان به این بستگی دارد  که تا چه اندازه به این امر بها داده می شود.و این در حالی است که تحقیقات نظامداری در این خصوص صورت نگرفته است و با عنایت به مطالب فوق الذکر لازم است که به قضیه از یک زاویه ی ملی نگریسته شود.
رویکردچند وجهی لازاروس شخصیت پیچدۀ انسان را به هفت زمینه عمده تقسیم می کند که به ترتیب عبارتنداز ۱-رفتار:که شامل رفتارهای آشکار از جمله عادت ها، اعمال و واکنش هایی که قابل مشاهده واندازه گیری هستند.۲-عاطفه: که منظور همان هیجان ها، خلق ها واحساسات عمیق. ۳- حس:که منظور حواس پنجگانه است.۴- تصویر ذهنی: چگونگی تصور از خود که شامل رویاها، خاطرات و خیالپردازی ها می شود.۵- شناخت: که شامل بینش ها، فلسفه ها، عقاید، افکار وقضاوت هایی که ارزش ها، نگرش ها وعقاید اساسی فرد راتشکیل می دهند.۶- روابط میان فردی: که تعامل بادیگران است.۷-داروها/زیست شناسی:داروها، عادت های تغذیه والگوهای ورزش را شامل می شود(کوری، ۲۰۱۳،ترجمه سید محمدی،۱۳۹۱). با توجه به اینکه این هفت وجه به نحوی در جنبه های شناختی ورفتاری جای دارند واز آنجایی که ریشه بیشتر مشکلات دانش آموزان متوسطه در زمینۀ شناختی،رفتاری وعاطفی است، این ضرورت ایجاب می کرد تا بااین رویکرد بصورت گروهی بهزیستی دانش آموزان راکه جنبه شناختی وعاطفی دارد را ارتقا بخشیم.
پژوهش حاضر معطوف به این موضوع است که با بکارگیری روش مشاوره  لازاروس به شیوه مشاورۀ گروهی  در زمینه بهزیستی ذهنی ورضایت از زندگی گامی کوچک در جهت کاربردی کردن مشاوره تحصیلی[۵۴] در زمینه حل مشکلات آموزشی وتحصیلی برداشته شود و اهمیّت پژوهش حاضر ازاینجا ناشی می شود که؛
۱-درصورت موثر بودن مشاوره  لازاروس بر بهزیستی ذهنی ورضایت از زندگی بتوان این روش را در مراکز مشاوره تحصیلی وسازمان های مختلف و برای انجام تحقیقات استفاده کرد.
۲-با توجه به اهمیّت بهزیستی ذهنی ورضایت از زندگی در محیط های تحصیلی و اجتماعی وشناخت راهکارهایی برای افزایش بهزیستی ذهنی ضروری به نظر می رسد .لذا با توجه به رشد روز افزون مشاوره تحصیلی در کشور لازم است از روش های کاربردی جهت بهبود بهزیستی ذهنی دانش آموزان و عموم استفاده شود. واز آنجا که مشاوره  استفاده گزینشی را در مورد متناسب بودن روش های درمانی با مشکلات متفاوت وافراد مختلف به کار می برد بررسی و مطالعه درخصوص اثربخشی آن در مورد بهزیستی ذهنی دور از اهمیّت ناست.
۳-با توجه به اینکه رویکرد لازاروس وجوه مختلفی دارد(هفت بعدBAISIC-ID[55])وجنبه های مختلف شخصیت فرد را بررسی می کند و از آنجایی که بهزیستی ذهنی نیز دارای ابعادشناختی وعاطفی است (عاطفه منفی،عاطفه مثبت ورضایت از زندگی[۵۶]). به نظر می رسداثربخشی این رویکرد درمانی (رویکرد  لازاروس)، به روش مشاورۀگروهی بر افزایش و بهبود بهزیستی ذهنی ورضایت از زندگی مورد بررسی قرار گیرد.تا از اهمیت وضرورت این رویکردها در سیستم های آموزشی جهت بهبود وضعیت جسمی وروحی
تعداد صفحه :۱۷۲
قیمت :۳۷۵۰۰ تومان

بلافاصله پس از پرداخت ، لینک دانلود فایل در اختیار شما قرار می گیرد

و در ضمن فایل خریداری شده به ایمیل شما ارسال می شود.

پشتیبانی سایت  [email protected]

پایان نامه اثربخشی مشاوره گروهی تنظیم هیجانی و کارآفرینی بر توانمند سازی زنان سرپرست خانوار شهرکرد

 

دانشگاه آزاد اسلامی

واحد مرودشت

دانشکده علوم تربیتی و روانشناسی، گروه روانشناسی

پایان نامه برای دریافت درجه کارشناسی ارشد (M.A ) در رشته مشاوره شغلی

عنوان:

اثربخشی مشاوره گروهی تنظیم هیجانی و کارآفرینی بر توانمند سازی زنان سرپرست خانوار شهرکرد

تابستان ۱۳۹۳

فهرست مطالب

 عنوان                                                                                                                                                           شماره صفحه

چکیده.۱

فصل اول: کلیات تحقیق

مقدمه۳

بیان مسأله۵

اهمیت و ضرورت پژوهش۸ هدف پژوهش ۱۰ هدف برجسته تحقیق۱۰ اهداف جزئی.۱۰ سوالات پژوهش.۱۱ سوال اصلی.۱۱ سوالات فرعی۱۱ تعاریف نظری و عملیاتی متغیرهای پژوهش۱۲ فصل دوم: ادبیات و پیشینه تحقیق

مقدمه۱۶ الف : مبانی نظری   ۱۶ توانمندسازی.۱۶     حوزه‌های‌ توانمندسازی‌ ۱۷  توانمندسازی‌ در حوزه‌ فرهنگی.۱۷  حوزه‌ قابلیت‌های‌ افراد۱۹  ا‌لف ) قابلیت‌های شناختی‌ ۱۹  ب) قابلیت‌های‌ افراد در بعد فنی‌ و شبه‌ فنی۲۰      ساماندهی‌ افراد و ایجاد تشکل.۲۰ رویکردهای‌ توانمندسازی‌ .۲۰ توانمندسازی زنان.۲۱         روش­های توانمندسازی زنان.۲۴        عوامل توانمندساز زنان سرپرست خانوار.۲۵       آموزش و مهارت آموزی۲۵             طرح های درآمدزایی و وام.۲۶    چارچوب نظری توانمندسازی زنان۲۸  کارآفرینی۳۱        تعریف کارآفرینی ۳۳         سابقه کارآفرینی در دنیا ۳۴            سیر تاریخی مفهوم کارآفرینی۳۵         سابقه کارآفرینی در ایران.۳۶       ضرورت و اهمیت کارآفرینی۳۷       دیدگاه ها و رویکردهای کارآفرینی۳۹      آموزش کارآفرینی ۴۱    ضرورت، اهمیت و جایگاه آموزش کارآفرینی.۴۱         سابقه آموزش کارآفرینی۴۲     مطالعات مرتبط با آموزش کارآفرینی.۴۳       اهداف آموزش کارآفرینی .۴۵       هیجان ۴۷         اجزای هیجان.۴۹      تاریخچه هیجان.۵۰     وظایف هیجان‌ها  ۵۰            چهار هیجان اساسی.۵۳        ماهیت هیجان۵۶     واکنشهای فیزیولوژیک هیجان۵۷             ب : پیشینه ی پژوهش ۵۹ تحقیقات خارجی۵۹   تحقیقات داخلی.۶۲ جمع بندی۷۶   فصل سوم: روش شناسی پژوهش

روش پژوهش۷۹ جامعه آماری۷۹ نمونه مورد مطالعه .۷۹ ویژگیهای جمعیت مورد مطالعه.۸۰ ابزار گردآوری اطلاعات. ۸۴ ابعاد پرسشنامه توانمندسازی۸۵ اعتبارو پایایی ابزار گردآوری پژوهش:۸۶ روش اجرای پژوهش: پروتکل آموزشی مشاوره گروهی تنظیم هیجانی و کارآفرینی ۸۷ روش تجزیه و تحلیل آماری داده .۸۸ ملاحظات اخلاقی۸۸    

فصل چهارم: تحلیل داده ها

بخش اول:یافته های توصیفی.۹۰

بخش دوم:یافته های استنباطی.۹۱

سوال اصلی تحقیق۹۱ سوالات فرعی. ۹۳

سوال اول: آیا مشاوره گروهی تنظیم هیجانی و کارآفرینی بر بعد اثر گذاری توانمند سازی زنان سرپرست تاثیر دارد؟۹۳   سوال ۲)آیا مشاوره گروهی تنظیم هیجانی و کارآفرینی بر بعد معناداری توانمند سازی زنان سرپرست تاثیر  دارد؟۹۴

دارد؟سوال سوم)آیا مشاوره گروهی تنظیم هیجانی و کارآفرینی بر بعد انتخاب توانمند سازی زنان سرپرست تاثیر دارد؟۹۶

سوال چهارم)آیا مشاوره گروهی تنظیم هیجانی و کارآفرینی بر بعد شایستگی توانمند سازی زنان سرپرست تاثیر دارد؟.۹۷

فصل پنجم :بحث و نتیجه گیری

خلاصه پژوهش.۱۰۰

بحث وتبیین یافته های پژوهش۱۰۲

محدودیت های پژوهش .۱۰۵ پیشنهاد های پژوهش .۱۰۶

الف) پیشنهادات پژوهشی ۱۰۶

ب) پیشنهادات کاربردی ۱۰۶

‌منابع و ماخذفارسی۱۰۷

منابع و ماخذ انگلیسی.۱۰۹

ضمائم۱۱۲

چکیده انگلیسی.۱۱۴

مقدمه

توانمندسازی[۱] بی گمان یکی از مهم ترین وظایف دولت ها محسوب می شود. در کشورهای مختلف جهان بخش عظیمی از تحقیقات و منابع مصروف این حقیقت می شود که شهروند مطلوب برای جامعه باید دارای چه خصوصیاتی باشد و چگونه می توان این صفات و ویژگی ها را در اقشار مختلف جامعه توسعه داد.

یکی از چالشهای اصلی سازمانهای حمایتی از جمله کمیته امداد امام خمینی(ره) این است که فعالیت بخش های گوناگون سیستم را به گونه ای طراحی کنند که بتوانند در دنیای پرتحول امروز، توانمندسازی زنان را افزایش داده، با هماهنگی یکدیگر و با بهره مندی از ابزار آموزش و پژوهش، گامهای مؤثری را در این راستا بردارند. در حال حاضر، بسیاری از تلا شهایی که در زمینه توانمندسازی زنان جویای کار صورت میگیرد، با عدم موفقیت روبه رو است؛ زیرا تولید فکر و خلاقیت، هماهنگی با این تغییرات و ایجاد تغییرات نو، نیاز به توانمندی ویژه ای در حیطه های گوناگون، با بهره گرفتن از آموزش های خاص دارد و بهره مندی از آ نها منجر به بهبود مستمر عملکرد، ارتقای صلاحیت، تغییر در رفتار و در نهایت توانمندسازی این زنان می شود.

شرایط اقتصادی ایران و گذر از مرحله ی اقتصاد تک محصولی، ضرورت بستر دیگری را ایجاد نموده است که در درون خود شرایط بهر ه مندی از منابع طبیعی، انسانی، تولیدی و خدماتی در بخش های مختلف اقتصادی را فراهم می سازد. تجارب کشورها حاکی از آن است که اکثر آن ها به منظور توسعه اقتصادی و نیز برون رفت از بحران های اقتصادی، تلاش نموده اند آمادگی های شغلی را در زنان برای ورود به بازار کار از طریق ارائه آموز شهای روان شناختی و ایجاد مهارت های کسب و کار در اولویت برنامه های خود قرار داده، فضای مناسبی را برای توسعه آن ایجاد کنند و در کنار آن به تقویت نقش زنان در مهارت های کسب و کار و فعالیت های کارآفرینی بپردازند(احمدپور داریانی، ۱۳۸۰).

بنابراین، به منظور توانمندسازی زنان، می بایست شیوه هایی را برای کشف شایستگی آن ها به منظور توسعه توانمندی ها و به حداکثر رساندن فرصت ها ایجاد نمود که در این میان استفاده از آموزش های روان شناختی و کارآفرینی جهت توانمندسازی آنان از اهمیت خاصی برخوردار است که می بایست مورد توجه ارگان های اجرایی(دولتی) مرتبط با امور زنان قرار گیرد. علاوه بر این، به  فرآیند توانمندسازی زنان، می بایست به صورت بنیادین و با توجه به منابع موجود در کشور نگریست. توانمندسازی از ابعاد اقتصادی، اجتماعی، فرهنگی، فرآیندی است مشتمل بر آگاهسازی اجتماعات به منظور شناخت وضعیت موجود، حذف محدودیتها و موانع، بهره گیری از منابع و ظرفیت های موجود در جوامع از ابعاد اقتصادی، اجتماعی و فرهنگی در جهت مدیریت مؤثر آنان بر تلا شها و تصمیم گیری ها برای بهبود شرایط زندگی خود(طباطبایی،۱۳۸۴).

از جمله اقداماتی که می تواند منجر به توانمندی شود، آموزش به زنان  فواید توانمندسازی، آگاهی جنسیتی، کسب شایستگی و اطمینان، بکار بستن دانش و مهارت مناسب است . در جامعه امروز آگاهی جنسیتی، منجر به فعالیت هایی می شود که به زنان قدرت بیشتری می دهد . کارآفرینی و تنظیم هیجانات وآگاهی کامل از حقوق به عنوان وسیله توانمندسازی، از جانب زنان و حتی مردان پذیرفته شده است.

لازمه توانمندسازی زنان ارائه آموزشهای لازم به ویژه در زمینه کارآفرینی و تنظیم هیجانات و احساسات می باشد که سرلوحه این پژوهش در نهاد کمیته امداد امام خمینی(ره) قرار گرفته است. گستره ی فعالیت این نهاد در جهت خدمت رسانی به اقشار آسیب پذیر جامعه، به ویژه زنان سرپرست خانوار، وسیع است. این نهاد مانند سازمانهای دولتی، به ارائه ی خدمات و حمایت هایی همچون مددکاری اجتماعی، روانشناسی، مشاوره، بازتوانی، مالی، آموزشی، بهداشتی و تأمین مسکن زنان سرپرست خانوار می پردازد.

بیان مسئله:

توانمندسازی زنان فرآیندی است که به وسیله آن زنان برای سازماندهی خودشان توانمند می شوند و اعتماد به نفس خود را افزایش می دهند و از حقوق خود برای انتخاب مستقل وکنترل بر منابع، که منجربه از بین رفتن جایگاه فرودستی ایشان می گردد دفاع می کنند)مالهاترا،۲۰۰۲). توانمندسازی به معنای تفویض و یا اعطای قدرت به کسی است(کانگر و کانونگو[۲]،۱۹۸۸) و به فر آیند تأثیرگذاری بر رویدادها و نتایجی که برای یک فرد یا یک گروه اهمیت دارد اشاره دارد.در اثر توانمندسازی، فرد به افزایش میزان اثربخشی خود اعتقاد پیدا می کند. توانمندسازی یک حالت شخصیتی نیست بلکه یک فرآیند پویاست که عقاید فرد درباره ارتباط شخص  محیط را منعکس می کند(میشرا[۳] و اسپریزر ،۱۹۹۸). پس مزایای واقعی توانمندسازی احساس نخواهد شد مگر اینکه ابتدا زنان خودشان را توانمند ادراک نمایند(سیگال و گاردنر[۴]،۱۹۹۹).

هم چنین اگبومه[۵](۲۰۰۱) توانمندسازی را به معنای دستیابی بیشتر زنان به منابع و کنترل بر زندگی خود می داند که موجب احساس استقلال و اعتماد به نفس بیشتری در آن ها می شود. این فرآیند موجب افزایش عزت نفس زنان می گردد به این معنا که موجب بهبود تصویری میشود که زنان از خودشان می بینند.

زنان سرست خانوار از جمله گروه ها و اقشاری است که به توانمندسازی نیاز دارد.  در این نوع خانوار ها نان آور این واحدها زنی است که یا شوهرش را از دست داده ، یا طلاق گرفته و یا شوهرش متواری و یا از کار افتاده است. این زنان که از معلوماتی کم و فقری شدید در رنجند علاوه بر درآمدی که از طریق کارهای موسمی و کم دستمزد به دست می آورند از کمک دولت یا بنیادهای دیگر نیز برخوردارند که بسیار ناکافی به نظر میرسد. زنان بیوه بهره بسیار کمی از منابع توسعه داشته اند هر چند که نیمی از جمعیت دنیا را تشکیل میدهند. درکشورهای غیرصنعتی و درحال توسعه به دلیل محدودیت منابع و حاکمیت اندیشه های تبعیض آمیز؛ در مواردی که زنان علاوه بر انجام وظایف سنتی که نابرابری جنسیتی را به میان میآورد نقش اداره خانواده و تأمین معیشت آن را نیز برعهده دارند، این تفاوت بارزتر است. وجود نابرابری فوق علاوه بر تحمیل فشار و شرایط دشوار به زنان، منجر به کاهش آشکار سطح زندگی اعضای خانوار نیز می شود. به این ترتیب با ورود به مقوله فقر، نیاز به مداخله سیاست گذاران و سازمان های حمایتی مطرح می شود بنابراین توجه به رویکرد جنسیتی در برنامه ریزی های توسعه با هدف ارتقا توانمندی های زنان، ارائه اطلاعات و آمارهای جنسیتی با توجه به گروه بندی های مختلف زنان ضروری به نظر می رسد(کتابی و فرخی،۱۳۸۲).

پژوهش ها بیانگر اهمیت آموزش و مشاوره گروهی در اجرای نقشه های توانمندسازی به عنوان یک چرخه و نه یک فرآیند خطی است. کار[۶](۲۰۰۳) درادبیات مشاوره این توافق وجود دارد که کاربست اصول توانمندسازی در کار با زنان مفید است.نتایج یک فراتحلیلی روی۴۰ پژوهش نشان داد که توانمندسازی زنان و مادران عمل کرد اجتماعی و سلامت روان شناختی آنان را بهبود می بخشد. به عبارتی خود اشتغالی زنان به توانمندسازی اقتصادی آنان انجامیده و از وابستگی آنان به مردان و سازمان های حمایتی کاسته و از آسیب پذیری آنان می کاهد. توانمندسازی روان شناختی زنان به ارتقاء کیفیت نقش مادرانه آنان انجامیده و از پریشانی های روانشناختی خانواده می کاهد (دیویس[۷] ،۲۰۱۱) و سرانجام مشارکت فعال زنان در محیط شغلی به افزایش اقتدار شخصی، بین فردی آنان منتهی می شود(الماله[۸]،۱۹۹۳).

اشتغال[۹] و کارآفرینی[۱۰] اثرات بسیار مثبتی بر روحیه و رفتار انسان دارد . این اثرات مثبت را می توان در مواردی چون اجتماعی شدن، کسب ساختار کلی برای ز ندگی و رشد شخصیت برشمرد. د اشتن شغل یا فعالیت مثبت در اجتماع بر ای تمامی افر اد به ویژه ز نان سرپرست خانو اده با رشد مهارت ها، ایجاد یک چارچوب زمان بندی شده منظم برای زندگی، تعامل اجتماعی، کسب دستمزد ، هویت فردی ، شغلی ، جایگاه اقتصادی و اجتماعی همر اه است . نداشتن یا از دادن شغل، اثرات بسیار منفی بر روحیه و رفتار انسان ها دارد . از دست دادن درآمد باعث ایجاد تغییرات غم انگیزی در شیوه و گذران زندگی انسان ها می شود . برای بسیاری از مردم، به ویژه زنان سرپرست خانواده، از دست دادن یا نداشتن شغل به معنای از دست د ادن خانه و کاشانه و سایر دارایی های با ارزش آن ها است . موقعیت خانوادگی، اقتصادی، اجتماعی و عزت نفس آن ها به طور منفی تحت تأثیر چنین شرایط نامطلوبی قرار می گیرد. از آن جا که زنان سرپرست خانواده با شرایط پرنوسان و غیرثابتی مواجه هستند نسبت به توانایی ها، قابلیت ها و مهارت های خود تردید می کنند .در نتیجه، بیکاری این قشر آسیب پذیر سبب بروز تغییراتی در طرز تفکر، سبک زندگی روزانه، کاهش اعتماد به نفس و افز ایش بیماری های جسمی و روانی آن ها می شود. علائم و نشانه های چنین مشکلاتی اغلب بلافاصله یا یک سال پس از جدایی از همسر و نداشتن شغل و درآمد درمیان زنان سرپرست خانواده مشاهده شده است(آیمن[۱۱]،۱۹۹۵).

از طرف دیگر اشکال در تنظیم هیجان می تواند زنان سرپرست خانوار و فرزندان آنان را برای اختلالات روانی بعدی مانند افسردگی، اضطراب، استرس آماده کند(ساندلر،تین ووست،[۱۲]۱۹۹۴). هیجان می تواند پیامدهایی را نیز در کارکرد اجتماعی افراد داشته باشد؛ برای نمونه افرادی که از تنظیم هیجان به شیوه ارزیابی بهره می گیرند، به دلیل اینکه پیش از آغاز روابط میان فردی توجهشان را به جای معطوف کردن بر خود به منابع بیرونی مانند کیفیت رابطه و یا فرد دیگر متمرکز می سازند، توانایی آنها برای کنترل کیفیت رابطه بیشتر و در نتیجه رضایت آنها از روابط اجتماعی بالا می رود.(رضوان وهمکاران، ۱۳۸۴).

هدف توانمندسازی کمک به افراد ضعیف است تا تلاش نمایند بر ضعف هایشان غلبه؛ جنبه های مثبت زندگیشان را بهبود بخشیده، مهارت ها و توانایی هایشان را برای کنترل عاقلانه بر زندگی افزایش داده و آن را در عمل پیاده نمایند(رایتر[۱۳]،۱۹۹۴).  بنابراین مساله پژوهش این است که آیا مشاوره گروهی، تنظیم هیجانی و کارآفرینی بر توانمند سازی زنان سرپرست خانوار تاثیر دارد؟

اهمیت و ضرورت پژوهش:

توانمندسازی فرآیندی است که طی آن فرد از نیازها و خواسته­ های درونی و قابلیت­های خود آگاه می­شود و با هدف رسیدن به خواسته­ها به کسب توانایی­های لازم می ­پردازد. در کشور ما با وجود آنکه زنان نیمی از جمعیت جامعه را شکل داده و از نظر کسب تحصیلات عالی روندی صعودی را طی نموده اند ولی از نظر وضعیت اشتغال نتوانسته اند با توجه به ظرفیت­های شخصی، اجتماعی و قانونی به جایگاهی متناسب دست یابند. زنان قلب توسعه اقتصادی- اجتماعی هر ملت می باشند. زنان نیمی از جمعیت  جهان را تشکیل می دهند. آن ها دوسوم کارجهان را انجام می دهند و تنها از یک دهم درآمد جهان و یک صدم مالکیت دارایی های جهان برخوردارند. توانمندسازی زنان نه تنها به نفع زنان بلکه به نفع کل خانواده می باشد . زنان با درآمدی که بدست می آورند. چیزی برای خود پس انداز نمی کنند؛ بلکه همه را صرف خانواده می کنند. این در حالی است که مردان تنها ۵۰ تا ۶۸ درصد از درآمد خود را به خانه می آورند (چنت[۱۴] ،۱۹۸۹.(

بنابراین سرمایه گذاری برای ارتقای موقعیت اقتصادی زنان تاثیری چند برابر در خانواده نسبت به مردان دارد(چستون[۱۵]،۲۰۰۲)بررسی ها نشان می دهد که زنان بیش از مردان در معرض فقر و تبعیض جنسیتی قرار دارند. این مسئله به این دلیل است که زنان از قابلیت ها و امکانات لازم برای توانمندی و کاهش فقر برخوردار نیستند. وجود موانع و محدودیت ها بر سر راه تغییر و تحول پایگاه اقتصادی و اجتماعی زنان متأثر از عوامل فرهنگی و حقوقی، هرگونه تلاشی را برای از بین بردن فقر آنان با مشکل مواجه ساخته است (شادی طلب و همکاران، ۱۳۸۴).

براساس گزارش های بانک جهانی، بیش از ۶۶ درصد از فقرای جهان را زنان تشکیل می دهند. این در حالی است که زنان در سراسر جهان، همواره بیش از دو سوم از بار کار را بر دوش داشته اند اما تنها ده درصد از کل درآمد جهانی و فقط یک درصد از ثروت جهان نصیب آنان شده است(برای نمونه: بانک جهانی،۲۰۰۴-۲۰۰۰).عوامل بسیاری باعث افزایش فقر و کاهش برابری جنسیتی می شوند. نکته اساسی که در غالب بررسی ها مورد تأکید قرار می گیرد این است که زنان به خاطر زن بودن بیشتر در معرض فقر قراردارند (راودراد، ۱۳۷۹(.

کودکان زیادی بنا بر دلایلی، با یکی از والدین خود (معمولاً مادر) زندگی می کنند و در عین حال جوامع زیادی با افزایش نرخ طلاق مواجهند و این موضوعات زنان را آسیب پذیرتر می‌سازد و معمولاً در جوامعی که زنان برای مراقبت از کودکان مسئول هستند، فرصت حضور در بازار کار را به منظور پرورش کودکان از دست می دهند. علاوه بر این، بیوگی تجربه مشابه اکثر زنان متاهل است که بیانگر رشته ای از نا امنی‌های ویژه از جمله از دست دادن درآمد همسر، احترام و پایگاه در خانواده و اجتماع است. بنابراین، در سراسر جهان نرخ خانوارهای«زن سرپرست» در کشورهای در حال توسعه رو به افزایش است. در این کشورها، فقدان منابع برای حمایت اجتماعی و اقتصادی از زنان، کمبود برنامه ریزی های آموزشی، مراکز فنی و حرفه ای و مربیان ماهر و کارآزموده به منظور ارائه خدمات آموزشی(تخصصی و کاربردی) به آنان، برخی از مشکلاتی هستند که زنان با آن مواجهند(جباری، ۱۳۸۲(.

در بیان ضرورت و اهمیت تحقیق می توان گفت ، تاکید سازمان بین المللی کار و نهادهای حمایتی بر ترویج و توسعه برنامه های آگاهسازی (فردی و شغلی) به منظور بسط و گسترش کار شایسته  در میان کشورهای مختلف جهان به ویژه کشورهای در حال توسعه (گزارش هیئت مدیره سازمان بین المللی کار،۲۰۰۴ ) ، اجرای چنین پژوهشی را ضروری و مهم می سازد. بنابراین، اجرای پژوهش حاضر که به منظور ایجاد شرایط مناسب و مساوی برای زنان در جهت استفاده از فرصتهای آموزشی و شغلی نیز اهمیت خاصی برخوردار می باشد.

هدف پژوهش:             

هدف برجسته تحقیق

  • تبیین اثربخشی مشاوره گروهی تنظیم هیجانی و کارآفرینی بر توانمند سازی زنان سرپرست خانوار شهرکرد

اهداف جزئی

  • تبیین اثربخشی مشاوره گروهی تنظیم هیجانی و کارآفرینی بر بعد اثر گذاری توانمند سازی زنان سرپرست خانوار
  • تبیین اثربخشی مشاوره گروهی تنظیم هیجانی و کارآفرینی بر بعد معناداری توانمند سازی زنان سرپرست خانوار
  • تبیین اثربخشی مشاوره گروهی تنظیم هیجانی و کارآفرینی  بر بعد انتخاب توانمند سازی زنان سرپرست خانوار
  • تبیین اثربخشی مشاوره گروهی تنظیم هیجانی و کارآفرینی بر بعد شایستگی توانمند سازی زنان سرپرست خانوار

 سوالات پژوهش

این پژوهش می کوشد به سوالات زیر پاسخ دهد که:

سوال اصلی

  • آیا مشاوره گروهی تنظیم هیجانی و کارآفرینی بر توانمند سازی زنان سرپرست تاثیر دارد؟

سوالات فرعی

  • آیا مشاوره گروهی تنظیم هیجانی و کارآفرینی بر بعد اثر گذاری توانمند سازی زنان سرپرست تاثیر دارد؟
  • آیا مشاوره گروهی تنظیم هیجانی و کارآفرینی بر بعد معناداری توانمند سازی زنان سرپرست تاثیر دارد؟
  • آیا مشاوره گروهی تنظیم هیجانی و کارآفرینی بر بعد انتخاب توانمند سازی زنان سرپرست تاثیر دارد؟
  • آیا مشاوره گروهی تنظیم هیجانی و کارآفرینی بر بعد شایستگی توانمند سازی زنان سرپرست تاثیر دارد؟

 

تعداد صفحه :۱۶۹

قیمت :۳۷۵۰۰ تومان

بلافاصله پس از پرداخت ، لینک دانلود فایل در اختیار شما قرار می گیرد

و در ضمن فایل خریداری شده به ایمیل شما ارسال می شود.

پشتیبانی سایت  [email protected]